فقط ایران میتواند عراق را نجات دهد - دولت نوری المالکی به حمایت ایران وابسته است
عراق، براثر اختلافات موجود میان نوری المالکی نخست وزیر شیعه مذهب و طارق الهاشمی معاون رئیس جمهور سنّی مذهبش رو به زوال میرود. نوری المالکی، طارق الهاشمی را به اقدامات تروریستی متهم میسازد و طارق الهاشمی میگوید نوری المالکی تمایلات دیکتاتوری دارد. دراین حال، طارق الهاشمی بعنوان «میهمان» جلال طالبانی رئیس جمهور کُرد عراق درمنطقۀ خودمختار کردستان عراق پناه گرفته است. این بحران هرسه جناح و قوم اصلی عراق را دربرمیگیرد.
اتفاقات یکی دو هفتۀ آینده روشن خواهد ساخت که آیا عراق کشوری یکپارچه باقی خواهد ماند ویا اینکه براثربرخوردهای جناهی بصورتی غیرقابل بازگشت از هم خواهد پاشید.
درمیان بحث و جدلی که هم اکنون پیرامون عراق، چه در داخل و چه درخارج درگرفته، دو واقعیت ملموس جلب نظر میکند:
نخست آنکه ماجراجوئی آمریکا درعراق، که به قیمت جان 4500 آمریکائی و بین 100 تا 200 هزار عراقی تمام شد، مفتضحانه شکست خورده است. در عراق نه هیچگونه سلاح کشتار جمعی بدست آمد ونه هیچگونه ارتباطی میان رژیم صدام حسین و القاعده پیدا شد. گذشته از آن، همانگونه که ازوقایع چندروز گذشته پیداست ایالات متحده درایجاد نظمی دمکراتیک در عراق که دربرگیرندۀ همۀ جناحها باشد بسیار ناموفق بوده است. این امر نیزهدف دیگرواشنگتن برای توجیه حملۀ نظامی اش به عراق در سال 2003 ذکر شده بود.
نتیجۀ تجاوز نظامی آمریکا به عراق، ایجاد اختلافات قومی بی سابقه و نابودی کامل توانائی های عراق، و بنابراین سوق دادن شدید تعادل قدرت درمنطقۀ نفت خیز خلیج فارس بنفع ایران بود.
دوم آنکه اکنون تنها ایران است که میتواند عراق را از افتادن در چنگ هرج ومرج و تجزیه نجات بخشد، و این امر منطق ساده ای دارد. ایران کشوریست که بیشترین نفوذ را در دولت متشکل از اکثریت شیعۀ عراق دارد. درحقیقت اگر کمک ایران نبود آقای المالکی درانتخابات اخیرهرگز نمیتوانست پس از 9 ماه بده بستان سیاسی ائتلافی تشکیل دهد و برای دور دوم نخست وزیر شود. ایران همچنین بیشترین نفع را از یکپارچگی عراق و حفظ تمامیت ارضی آن میبرد. زیرا تجزیه و از هم پاشیدگی عراق به حیثیت ملی ایران و امیدش به بدل شدن به رهبری در منطقۀ خاورمیانه لطمه ای شدید میزند.
باوجودیکه احزات اصلی شیعۀ عراق – حزب دعوه، حزب صدر و شورای عالی اسلامی – ساخته و پرداختۀ ایران نیستند، اما از چندین نظر مدیون ایرانند. رهبران هرسه حزب در دوران حکومت صدام حسین در تبعید ودرایران زندگی میکردند، و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، نیروهای شبه نظامی آنان را تعلیم میداد. ارتباط اینان با سپاه پاسدران انقلاب و وابستگیِ شبه نظامیانشان به آموزش هاو اسلحۀ ایران همچنان ادامه دارد. هرگاه که عرصۀ سیاسی برهریک از احزاب شیعه تنگ میشود، رهبرش به ایران پناه میبرد، همانگونه که مقتدا صدرظرف چندسال گذشته بارها به ایران پناه برد.
اینک که آمریکائی ها، که شیعیان را برسنّی های عراق ترجیح دادند خاک کشور را ترک میکنند، وابستگی عراق به ایران رو به فزونی میرود. دولت آقای المالکی در شکل کنونی خود اگرتابحال درک نکرده باشد بزودی متوجه خواهد شد که در محاصرۀ گروهی از کشورهای عرب سنّی، از عربستان سعودی و اردن، تا مصرو احتمالاسوریه قرار دارد که بطور پنهانی با آن دشمنی می ورزند. بنابراین ایران تنها متحد قابل اتکایش بشمار میرود که توان دوری از آنرا ندارد.
ایران همچنین بند ناف اقتصاد عراق، بویژه در منطقۀ شیعه نشین جنوب کشور را در دست دارد. زائران ایرانی با سفر به شهرهای نجف و کربلا هزینۀ زندگی هزاران عراقی را تامین میکنند. محصولات ارزان ساخت ایران بازار عراق را پرکرده و مقاطعه کاران ایرانی درگیرپروژه های ساختار زیربنائی عراق چون نیرو، بهداشت و خانه سازی هستند.
ایران هم اکنون پس از ترکیه که تقریبا انحصاربازارکردستان عراق را در دست دارد، دومین کشوردرمراودات تجارتی با عراق بشمار میرود. اضافه برآن کمک های مالی ایران هزینۀ بسیاری از احزاب شیعه، رهبرانشان و سازمانهای وابسته به آنرا تامین میکند.
بطورخلاصه، وابستگی دولت عراق به ایران از نظرسیاسی و اقتصادی، بسیار حیاتی است. این وابستگی، به ایران چنان قدرت نفوذی میدهد که چنانچه بخواهد، میتواند دولت آقای المالکی را مجبور به تغییر روشی شدید سازد که بجای سیستمی تنها متکی برتعداد شیعیان کشور، به سیاستی که دربرگیرندۀ جناحهای گوناگون باشد روی آورد. شیعیان عراق تقریبا 60 درصد، و اعراب سنّی و کُردهای سنّی هریک حدود 20 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
دلایل بسیاری حاکی ازآنست که چنین تغییر روشی منافع بلند مدت ایران را دربر دارد. اول آنکه چنانچه کشور عراق در نتیجۀ سیاست های دولت آقای المالکی از هم بپاشد، کردستان عراق که هم اکنون منطقه ای خود مختار است تشویق خواهد شدکه خودرا کشوری مستقل اعلام کند. این امر با منافع ایران در تضاد است چرا که منطقۀ ناآرام کردستان ایران پیوسته خواهان نوعی خودمختاری بوده که به استقلال شباهت دارد.
از نظر جمهوری اسلامی، وجود کُردستانی مستقل در مرز کُردستان ایران نه تنها الهام بخش کُردهای ایران خواهد شد، بلکه به مرکز جذب اتحاد کُردها بدل خواهد گردید که صدماتش برای هر دو کشور ایران و ترکیه غیرقابل جبران خواهد بود.
دوم اینکه بلندپروازی های ایران نه تنها خلیج فارس، بلکه تسلط بر تمامی منطقۀ خاورمیانۀ بزرگ را در برمیگیرد. رژیم جمهوری اسلامی بخوبی از این حقیقت آگاه است که یکی از بزرگترین موانعی که در راه تسلطش برمنطقه وجود دارد ذات شیعی مذهب آنست. بیشتر کشورهای منطقۀ خاورمیانه اکثریت سنّی مذهب دارند. این امر اگر نه مهمترین دلیل، یکی از دلایلی بود که رهبران پس از انقلاب بجای تاکید بر «شیعه» بودن انقلاب، بر«اسلامی» بودن آن تاکید میورزیدند تا به این ترتیب اکثریت سنّی مذهب کشورهای خاورمیانه رابه آن جذب کنند.
حمایت جمهوری اسلامی از اهداف مسلمانان، که مهمترین آن حمایت از آمال فلسطینیان است، صرف نظر از اختلافات قومی و جناحی جمعیت مسلمانان، شدیداً برمحبوبیت جمهوری اسلامی بویژه در میان اعراب افزوده است.
اما، سیاست های شیعه جناحیِ آقای المالکی نهایتا نه تنها به منافع عراق، بلکه به وجهۀ ایران در خاور میانه نیز لطمه می زند و برجاه طلبی های آن بعنوان مهره ای مهم در منطقه تاثیری منفی میگذارد. بویژه به این دلیل که جمهوری اسلامی مهمترین حامی دولت آقای المالکی به حساب میاید.
بنابراین نفع جمهوری اسلامی در آنست که از گرایش های شیعه جناحی آقای المالکی جلوگیری کند، و چنانچه اواز توصیه های ایران سرباز زند، با مانور های سیاسی موجب شود که شخص دیگری به رهبری عراق برگزیده شود. از آنجائیکه دولت آقای المالکی هم اینک برای حفظ خود محتاج رای 40 کرسیِ طرفداران مقتدا صدر است، جمهوری اسلامی به راحتی میتواند با استفاده از آقای مقتدا صدر زیر پای آقای المالکی را خالی کند. (حزب العراقیه که ترکیبی ازگروه های سنّی و شیعیان سکولاراست و آقای الهاشمی نیز به آن تعلق دارد به حمایتش از ائتلاف دولت پایان داد.) بنظر میرسد که طرفداران مقتدا صدر نیزبا درخواست اخیر خود به انحلال پارلمان عراق و برگزاری انتخابات تازه، به فکر خروج از ائتلاف دولتند.
با توجه به ضدآمریکائی بودن موضع مقتدا صدرکه با سیاست کجدارو مریز آقای المالکی در مورد ایالات متحده تضاد شدید دارد، شاید راهکارطرفداران مقتدا صدر بیشتر با سیاست های ضد آمریکائی جمهوری اسلامی هماهنگ باشد. اما صرف نظر از این واقعیت، رفته رفته آشکار میشود که سیاست های جاری آقای المالکی با منافع جمهوری اسلامی در تضاد است، و همچنین بسیار آشکار است که فقط ایران قادر است اورا به تغییر روش وادار سازد و بتواند عراق را از تجزیه و جنگ داخلی نجات بخشد.
*محمد ایوب استاد روابط بین المل دردانشگاه میشیگان و عضو انستیتوی سیاست ودرک اجتماعی است



نظر خود را بنویسید