شکوه کردن، راهی برای گریز از مسئولیت
هنگامی که فردی از چیزی یا کسی شکایت دارد، باورمند به این واقعیت هست که چیز بهتری در انتظار اوست که میتواند به آن برسد. در حقیقت از نرسیدن به آن چیز بهتر، ناراحت و گلهمند است.
اگر شما باور ناداشته باشید که بطور مثال میتوانید موفق به داشتن خانه بزرگتر، کار بهتر، روابط بهتر، پول بیشتر، و و و... بشوید، دیگر جایی برای شکوه کردن باقی نمی ماند.
آیا از کسی تا حال شنیدهاید که از نیروی جاذبه زمین شکایت داشته باشد؟
اگر ظرفی از به زمین بیفتد ودستتان بشکند ممکن است خیلی چیزها را مقصر بدانید، ولی تنها چیزی که به ذهنتان خطور نمیکند دلیل اصلی آن است که همان نیروی جاذبه زمین است که باعث افتادن طرف به زمین بوده است. هواپیماای بر زمین سقوط میکند، تنها علتی را که پیگیری نمیکنند نیروی جاذبه زمین است. چرا؟ برای اینکه این یک نیروی طبیعت است و نمیشود آن را تغییر داد. افراد شکایت نمیکنند که چرا فقط ۲۴ ساعت در روز وقت دارند و بطور مثال احتیاج به ۲۸ ساعت وقت دارند در صورتی که اگر میدانند که این قوانین طبیعت است و باید با آنها ساخت. پس ما از کارهایی شکایت میکنیم که میدانیم قابل تغییر هستند و میتوان آنها را در جهت دلخواه خود تغییر داد.
سوال در اینجاست که اگر میشود این تغییرات را در جهت خواستههای خود به وجود آورد، پس چرا کاری انجام نمیگیرد و فقط به شکوه گذاری و گله مندی بسنده میشود؟
برای رسیدن به خواسته ها باید دست به اقداماتی زد که چون این اقدامات خالی از ریسک نیستند و میتواند هزینههایی در بر داشته باشد. بعضی افراد از انجام این اقدامات سر باز زده و وارد عمل نمیشوند و به شکوه گذاری بسنده میکنند.
جالب است که در اکثر مواقع، مورد مخاطب این شکایتها هم کسانی هستند که از دستشان کاری ساخته نیست.
مثلا فلانی از دست رئیس خود ناراضی است، شکایت رئیس را به دوستش میکند، یا از دوست خود گلهمند است و گله او را به همسرش منتقل میکند.
اینگونه افراد اگر چه از وضع کنونی خود ناراضی هستند، ولی در عمل قصد بهبود این وضع را ندارند و بیشتر مایل هستند که دل خود را خالی کنند. چرا که اینکار برای آنها راحت تر و آسانتر است و ریسکی هم به همراه ندارد.
اگر از رئیس تان شکایت داشته باشید، جرات و شهامت میخواهد تا آن را با خود او در میان بگذرید. با اینکه این کار بدون ریسک نیست، امکان اینکه نارضایتی شما بر طرف شود و وضع کنونی شما به مراتب بیشتر شود وجود خواهد داشت. اما اگر بجای رئیس این مسئله را با دوستتان در میان بگذارید، گو اینکه همدردی دوستتان میتواند مرههمی برای دردتان باشد ولی معالجه دردتان نخواهد بود.
فراموش نکنید که برای بدست آوردن هر چیزی باید مایه بگذارید، دریافت هیچ چیزی بدون هزینه نیست.
البته باید بررسی کنید هزینهای که میپردازید ارزش آن کار را دارد یا خیر. اگر ارزش دارد وارد عمل شوید و وضعیت را در جهت خواسته خود دگرگون سازید. فرض کنید از رابطه با همسر خود ناراضی هستید، یا برای رفع آن اقدامی کنید یا جدا شوید. اگر از وضع کاری خود راضی نیستید یا برای رفع آن کاری کنید یا کار جدیدی برای خود دست و پا کنید.
در هر صورت بهتر است که دست به اقدامی برای تغییر وضعیت موجود بزنید تا اینکه دست روی دست گذاشته و کاری انجام ندهید و وقت خود را با گله و شکایت تلف کنید.
توجه داشته باشید که این شما هستید که میتوانید از عهده این کار بر آیید. منتظر کسی نباشید که این کار را برای شما انجام دهد. خود باید مبتکر این کار باشید. یا سر رشته اتفاقات زندگی را بدست میگیرید یا اتفاقات سر رشته زندگی تان را بدست خواهند گرفت.
بدانید که فقط شما هستید که مسئولیت اعمال خود را بعهده دارید. نتیجه هر عمل تان عکسالعملی است که نتیجه کارهایتان را تعین میکند.
اگر در هنگام رانندگی بصورت گستاخانه و غیر احتیاط از اتوموبیلی سبقت گرفتید، باید انتظار عکسالعمل مشابه راننده اتومبیل را داشته باشید. در عوض اگر راه را برای او هموار سازید ، عمل شما سپاسگزاری آن راننده را در بر خواهد داشت. پس این شما هستید که وضعیت مطلوب یا غیر مطلوب را بوجود میآورید.
هر موقع که در مقابل مشکلات بصورت غیر فعال تسلیم و کاری انجام نمیدهیدو خود را قربانی ناملایمات زندگی میپندارید، تصمیم گرفتهاید که سر رشته زندگی را بدست آنها بسپارید. اگر چنین نمیخواهید، بر خیزید و سر رسته زندگی را خود بدست گیرید.



نظر خود را بنویسید