صفحه اصلی | سلامت روان | درخت کریسمس

درخت کریسمس

از :
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
درخت کریسمس
درخت کریسمس
شهلا صمصامی

خواننده ی عزیزی نوشته اند:  موضوعی را که می خواهم مطرح کنم شاید در مقایسه با مسائل و مشکلات دیگر ناچیز بنظر آید ،ولی گاه همین مشکلات کوچک یا دردسرها نیاز به یافتن راه حل مناسب دارند.  پسر 5 ساله ی من که به کودکستان می رود علاقه ی زیادی به مراسم کریسمس و بویژه درخت کریسمس دارد.  همسرم و خانواده اش بیشتر از من و خانواده ام مذهبی هستند و اصرار دارند بچه ها باید ایرانی بزرگ شوند.  دو سه سالی است که نزدیک کریسمس ما با این مشکل روبرو می شویم که پسرم درخت کریسمس می خواهد و همسرم مخالف است.  من فکر می کنم از آنجا که ما در این جامعه زندگی می کنیم، بویژه بچه هایمان باید در این محیط احساس راحتی و وابستگی کنند.  خانواده ی همسرم به خصوص خیلی مخالف درخت کریسمس هستند و می گویند ما که مسیحی نیستیم.   ولی  پسرم اصرار دارد که درخت به خریم.  امسال پایش را در یک کفش کرده و می گوید همه دوستانش که یکی دو نفر هم ایرانی هستند درخت کریسمس دارند و «سنتا» برایشان هدیه می آورد و زیر درخت می گذارد.  او می گوید:  معلم همه ی دوستانم می گویند «سنتا» واقعی است، ولی اگر درخت کریسمس نباشد از کادو خبری نیست.  دیگر امسال نمی توانم به درخواست او توجهی نکنم.  با شوهرم صحبت کردم، ولی هنوز راه حل درستی پیدا نکرده ایم.  دخترم که یازده ساله است می گوید ما زیادی سختگیر هستیم و همانطوریکه عید ایرانی را جشن می گویم باید کریسمس را هم جشن بگیریم.  نظر شما در این مورد چیست؟

این خواننده ی عزیز موضوع بسیار جالبی را مطرح کرده اند.  بارها به مناسبت های گوناگون در این مورد، یعنی تضاد های فرهنگی در این ستون بحث شده است
ولی این موضوع یعنی تضادهای فرهنگی هر زمان به شکلی در زندگی خانواده های مهاجر ظاهر می شود و همچنان یک چالش بزرگ باقی خواهد ماند.  در هر مرحله از زندگی، کودکان و نوجوانان، این تضادها را تجربه می کنند و بزرگسالان مجبورند بنحوی این تضادها را برای خود و خانواده حل کنند.  موضوع درخت کریسمس اتفاقاً مسئله کوچکی نیست.  خانواده های بسیاری را می شناسم که در طی این سال ها با این موضوع روبرو بوده اند و این زمان مناسبی برای مطرح شدن چنین بحثی است.

کریسمس مذهبی است یا نه؟
بخش مهمی از پرسش این خواننده ی عزیز و اصولاً تضادی که در این زمینه وجود دارد مربوط به این سئوال است که آیا کریسمس یک جشن مذهبی است یا ملی؟
از پدر و مادرهای بسیاری شنیده ام که می گویند ما که مسیحی نیستیم، چرا باید کریسمس را جشن بگیریم و یا درخت کریسمس داشته باشیم؟  برای کسانی که فرهنگ و سنت ایرانی با مذهب یکی شده، طبیعتاً کریسمس به معنی جشن تولد مسیح و غیر ایرانی است.  در مقابل، افراد و خانواده های بسیاری فرهنگ و سنت ایرانی بودن خود را جدا از مذهب دیده و به این ترتیب شرکت در جشن کریسمس را مغایر با ایرانی بودن خود نمی دانند.
واقعیت اینست که برای بسیاری از آمریکایی های مسیحی نیز کریسمس یک جشن غیر مذهبی است.  البته بسیاری هم آنرا بعنوان یک جشن  مذهبی دیده، به کلیسا رفته و مراسم ویژه ی مذهبی را انجام می دهند.  در کالیفرنیا که مهاجران از سراسر دنیا اقامت گزیده اند، فرهنگ،  زبان و رسوم متفاوت با خود آورده اند، کریسمس مراسم بوقلمون خوری و «شکر گزاری» یک جشن غیر مذهبی است و بیشتر جنبه جشن ملی را دارد.  درخت کریسمس در خانه ی مهاجران  ویتنامی، چینی، کامبوجی، هندی، عرب و ایرانی دیده می شود.  البته نه بعنوان یک سنبل مذهبی، بلکه یک جشن ملی.  بهمین گونه می بینیم که روز پنجم  ماه  می، جشن استقلال مکزیک، سال نوی چینی ها، روز مقدس ایرلندی  ها و یا حتا عید نوروز جشن گرفته می شود و مورد قبول در این جامعه است.
کریسمس از نظر اقتصادی نیز دارای اهمیت زیادی است.  کوشش بر این است که همه از هر مذهب، فرهنگ، زبان و حتا طبقات مختلف جامعه تشویق به خریدن و پول خرج کردن شوند.  به این دلیل تأکید بر مذهبی بودن کریسمس کمتر می شود.
اقتصاد این جامعه در گرو اینست که مردم کار کرده، پول به دست آورده و این پول را خرج کنند.  به عبارتی ما در یک جامعه ی مصرفی زندگی می کنیم که پول و سرمایه بیش از مذهب اهمیت دارد.  با بحران اقتصادی اخیر می بینیم که همه ی نگرانی ها در اینست که مردم پول باندازه کافی ندارند که خرج کنند.  در هر حال بنظر می رسد در این جامعه، جنبه ی غیر مذهبی کریسمس بیش از مذهبی بودن آنست.

کریسمس و فرهنگ ایرانی
بخش دیگری از پرسش این خوانند ه ی عزیز مربوط به این موضوع می شود که خانواده همسرشان معتقدند کریسمس یک سنت غیر ایرانی است و ما نباید آنرا جشن بگیریم.  درخت کریسمس نیز سنبل این جشن است و ربطی بما ندارد.  اعتقاد شخصی این خواننده ی محترم اینست که چون ما در این جامعه زندگی می کنیم، فرزندان ما باید بتوانند خود را بخشی از این جامعه ببینند و درخت کریسمس سنبلی است که شاید باین احساس وا بستگی و تعلق کمک کند.  باید بگویم در اینمورد و بسیاری مسائل نظیر آن موضوعی که پایه ای و اصلی است مسئله ی هویت است.  بویژه برای خانواده های مهاجر ،پیدا کردن هویتی که هم وابستگی آنها را به فرهنگ و سنت ایرانی حفظ کرده و هم در این جامعه احساس بیگانگی نکنند چالش بزرگی است.  برای غالب پدر و مادرها  و کسانی که در ایران به دنیا آمده و در آنجا بزرگ شده اند، شاید مشکل ساده تر باشد.  زیرا آنها هویت ایرانی  خود  را دارند و در اینجا مهاجرانی هستند که می کوشند خود را بااین جامعه نیز مطابقت دهند. ولی برای کودکان و نوجوانان وکسانی  که در اینجا به دنیا آمده و  به مدرسه رفته و در این محیط بزرگ شده اند، دوگانگی هویت بیشتر است . در خانه با فرهنگ، زبان و سنت ایرانی سر و کار دارند و در خارج از خانه با فرهنگ آمریکایی که فرهنگ غالب است، به این معنی که ایرانی بودن با خارج شدن از خانه می تواند تمام شود.  حتی در خانه نیز بوسیله تلویزیون و کامپیوتر و وسائل دیگر با فرهنگ آمریکایی سر و کار دارند.  ولی مشکل است خود را کاملاً آمریکایی بدانند.  دست کم نام فامیل آنها غیر آمریکایی است.  چهره و رنگ آنها متفاوت است. برای کودکان و نوجوانان حل این دو گانگی کار ساده ای نیست.  نظر این خواننده گرامی که می خواهند فرزندانشان در این جامعه احساس راحتی و وابستگی کنند کاملاً درست است.  در عین حال اصرار همسرشان به حفظ سنت ایرانی نیز اشتباه نیست. برای پدر و مادر های ایرانی، برقراری یک تعادل در این جنگ هویت و برخورد سنت ها چالش واقعاً بزرگی است.

«سنتا» و درخت کریسمس
این خواننده عزیز با دو مشکل روبرو هستند گذاشتن و یا نگذاشتن درخت کریسمس و همچنین قبول کردن و یا نپذیرفتن «سنتا» که  سنبل بزرگ کریسمس برای بچه ها ست.  بگذارید از «سنتا »شروع کنیم.  حتا بچه های آمریکایی نیز تا سنین خاصی تصور می کنند «سنتا »واقعی است و در شب کریسمس از لوله ی بخاری پایین آمده و در صورتی که آنها بچه های خوبی بوده اند برای شان هدیه می آورد.  البته از حدود 7 سال به بعد می فهمند «سنتا» یک شخصی واقعی نیست.  بلکه بخشی از سنبل های کریسمس است.  روانشناسان و متخصصین تربیت کودک  عقیده دارند که داشتن این نوع اعتقاد ها برای کودکان لازم است.  به این معنی که در این سنین برای کودک هنوز دنیای خیالی و واقعی مرز مشخصی ندارد.  به این دلیل برای مثال کودکان در سنین ویژه ای از روح و یا هیولاهای خیالی می ترسند و در عین حال این اشکال خیالی را دوست دارند و برایشان هیجان آور است.  اعتقاد به وجود سنتا بطور قطع موقتی است و توصیه کلی متخصصین بر این است که کودکان می توانند برای زمان کوتاهی با این تصویر های خیالی زندگی کنند. 
برای یک کودک 4-5 ساله «سنتا »معمولاً جنبه مذهبی ندارد.  «سنتا» دوست بچه هاست و برایشان هدیه می آورد.  در مورد درخت من میتوانم راه حلی را که یکی از دوستان چند سال پیش برای این مشکل پیدا کرد توضیح دهم.  این دوست در موقعیتی بود که پدر و مادر همسرش  برای اولین بار به آمریکا آمده بودند.  دختر 4 ساله اش تقاضای درخت کریسمس کرده بود و درختی را می خواست که بقول خودش تا سقف اطاق برسد.  مادر شوهرش در عین حال کمی بیمار بود و حالت تنگی نفس داشت.  باین ترتیب بوی مواد پاک کننده و یا هر نوع بوی دیگری او را آزاد می داد.  این دوست با دخترش صحبت کرد و توضیح داد که مادر بزرگ نفس تنگی دارد و درخت بویژه یک درخت بزرگ می تواند او را بیمار تر کند.  در عوض پیشنهاد کرد که یک درخت کوچک که در گلدان است و در واقع گیاه زنده ای است بخرند.  باین ترتیب هم به محیط زیست کمک می شود که درخت از ریشه اش جدا نشود و هم این درخت در گلدان را می شود در اطاق خودش و یا هر جای دیگری بگذارد.  برای رضایت خاطر بیشتر فرزندش چندین خرس عروسکی هم گرفته و در نقاط مختلف خانه گذاشت  که رنگ و بوی کریسمس داشته باشد.  برای مادر بزرگ و پدر بزرگ هم توضیح  داد که در این فصل بچه ها همه در انتظار یک موجود خیالی بنام «سنتا» هستند که بیاید و برایشان هدیه بیاورد.  اتفاقاً مادر بزرگ از این خرس ها خوشش آمده بود و قرار شد «سنتا» یکی از آنها را هم برای مادر بزرگ بیاورد.

آیا «سنتا» در ایران بود؟
گاه این سئوال پیش میآید که شاید باید برای کودکان توضیح داد که کریسمس یک جشن آمریکایی است و عید ایرانی جشن ما ایرانی هاست.  ولی این نوع برخورد می تواند این مشکل را در ذهن کودک بوجود آورد که بین کریسمس و عید ایرانی یکی را باید انتخاب کرد.  چنین برخوردی احساس بیگانگی نسبت به محیط و جامعه ای که در آن زندگی می کنند تشدید خواهد کرد.  تا جائی که من دیده ام بچه ها و نوجوانان، عید ایرانی را بخاطر خودش دوست دارند و آنرا قبول کرده اند.  شاید مقایسه کریسمس با عید ایرانی به مشکلات ذهنی آنها بیافزاید.

ولی اگر کودکی برای مثال سئوال کند وقتی تو بچه بود آیا «سنتا »برای تو هدیه می آورد و یا سئواالی نظیر اینکه آیا «سنتا» در ایران بود، آنزمان فرصت مناسبی است که تفاوت دو جامعه را توضیح داد و گفت می دانی که من در ایران متولد شده ام در آنجا ما «سنتا» و درخت کریسمس نداشتیم.  ما عید نوروز را جشن می گرفتیم.  نا گفته نماند برای کسانیکه قبل از انقلاب در ایران بدنیا آمده اند بویژه در تهران درخت کریسمس را در زمستان می شد دید.  درخت کریسمس سنبل کاملاً غریبه ای نبود.

یکی از دوستان می گفت وقتی فرزندم از من می پرسید کریسمس در ایران چه کار می کردید، نقشه کره ی زمین را می آوردم و برایش توضیح دادم که در دنیا کشورهای گوناگون رسوم و مذاهب گوناگون وجود دارد.  در آمریکا و اروپا که غالباً مسیحی هستند درخت کریسمس و «سنتا» بخشی از سنتهای آنهاست.  در ایران ما جشن مهرگان، عید نوروز و سیزده بدر را داشتیم.  ولی ما که در آمریکا زندگی می کنیم به سنت ها و جشن های آمریکایی احترام می گذاریم.  ما هم در مراسم آمریکایی هم ایرانی شرکت می کنیم و پیامی که به کودکان داده می شود به این ترتیب یک پیام آشتی و قبول تفاوت هاست.  در نهایت این پیام زندگی در یک جامعه چند فرهنگی را ساده تر خواهد کرد.

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد)

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظر خود را بنویسید

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Quote

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:

Captcha
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده



Tagged as:

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0