|
|
وابستگی در مقابل همبستگی |
|
{article.de scri ption} |
|
دکتر محمود شیخ
|
|
|
|
|
|
|
معمولاً انسانها موجودات وابسته ای هستند. این وابستگی می تواند به یک شخص و یا چیزهایی مانند مواد مخدر، الکل، قمار، تلویزیون، مال اندوزی و غیره باشد. وابستگی در حد متعادل خود یک امر طبیعی است. زمانی وابستگی انسان را دچار مشکلات می کند که از حالت تعادل خود خارج شده و بصورت اعتیاد درآید. این نوع اعتیاد، همچون اعتیادهای مضر دیگر برای سلامت روح و روان بسیار زیان آور خواهد بود. وابستگی هنگامی بروز می کند که انسان می خواهد نیازهای خود را نه در درون ،بلکه در برون خود برآورده کند. و بدین جهت کلید حل مشکلات خود را به دست دیگران می سپارد. او بجای اینکه منبع ارزشها و توانمندی را در درون خود شناسائی کرده و به آنها تکیه کند، تکیه گاه خود را دیگران قرار داده و سعی و تلاش دارد که ارزش های او از طرف دیگران مورد قبول واقع شود. به دیگر کلام، او سعی می کند که توجه دیگران را بخود جلب نماید. وابستگی نقطه ی مقابل مسئولیت است. انسان وابسته رفع مسئولیت می کند. او خودش را رها کرده و سرنوشت زندگیش را دو دستی تقدیم دیگران می کند. رفتار و کردار و حتی احساسات ما از افکار و باورهایمان سرچشمه می گیرند. زندگی امروز مان نتیجه فکر دیروز و فکر امروز مان زندگی فردایمان را خواهد ساخت. پس عامل اصلی خوشبختی و یا ناکامی در زندگی خود ما هستیم و نه کس دیگری. هر چه بیشتر از وابستگی خود به دیگران بکاهیم و به وابستگی به خود بیافزائیم سر نخ زندگی خود را بیشتر تحت کنترل خواهیم داشت. یکی از عوارض وابستگی فرار از خود است، بدون توجه به اینکه انسان از همه می تواند فرار کند، بجز از خود! راهی بجز کنار آمدن با خود وجود ندارد. کنار آمدن با خود، یعنی وقت برای خود گذاشتن با این هدف مندی که بتوان استعددادها و نیز نقاط ضعف خود را شناسائی کرد. از توانمندیها حداکثر استفاده را برده و در بهبودی نقطه ضعف ها سعی و کوشش خود را بعمل آورد. این کوشش ها به انسان اعتماد به نفس داده و او را از وابستگی به یک رابطه ی هم بستگی هدایت می کند. انسان وابسته در خدمت نیازهای خود و انسان هم بسته با نیازهای خود زندگی میکند. وقتی فردی احساس می کند که بدون فرد دیگری زندگی برایش غیر ممکن است او دچار خلاء ایست که آن فرد برایش پُر کرده و فکر می کند که دیگر او قادر نیست به تنهائی این خلاء را پُر کند. مثل این است که او کلید خانه ی زندگی خود را بدست دیگری سپرده و با رفتن آن فرد، او دیگر بی خانمان شده است. برای خوانندگان عزیز سوء تفاهم نشود که نگارنده به هیچ وجه عشق و رابطه ی عاطفی را نفی نمی کند. عشق و روابط عاطفی مهمترین انگیزه برای زندگی است اما خیلی ها عشق واقعی را با وابستگی عاطفی اشتباه می گیرند. خزانه ی قلب یک عاشق مملو از مهر و محبت است. او به ارزش ها و توانمندیهای خزانه خود واقف است. آماده است که این خزانه را با خزانه ی پر بار عاشق دیگری تقسیم کند. انتخاب شخص برای تقسیم این خزانه بسیار مهم و سرنوشت ساز است. یک عاشق واقعی کسی را انتخاب می کند که همانند خودش خواهان تقسیم و نه تصرف این خزانه باشد. اگر او یک وابسته باشد دنبال کسی خواهد بود که بتواند خزانه ی خالی او را پُر کند. اغلب مواقع با کسی برخورد خواهد کرد که او هم خزانه اش خالی است و در انتظار پُر کردن خزانه خود است. دو خزانه ی خالی و تهی چگونه می توانند خزانه های همدیگر را پُر کنند. افراد وابسته ای که می خواهند از تنهائی خود فرار کرده و این تنهائی را با فرد دیگری تقسیم کنند در حقیقت این تنهائی را دو برابر کرده اند. غافل از اینکه تنهائی یکنفره بمراتب قابل تحمل تر از تنهائی دو نفره است. انسان وابسته ای که نمی تواند بدون فلان کس به زندگی خود ادامه دهد باید آن مسئله را برای خود روشن سازد که انتظارات او از این شخص چیست و از او چه می خواهد و باید آن چیز ها را از خود بطلبد. بین دوست داشتن و نیازمند بودن تفاوت زیاد است. در دوست داشتن واقعی انسان شخص مورد نظر را برای خودش، توانمندیهایش، استعدادهایش و نه برای نیازهای خود دوست دارد. انسانهای وابسته در حقیقت اول وابسته به نیازهای خود هستند و شخص مورد نظر را وسیله ای می دانند که بتواند به نیازهای آنها جامه ی عمل بپوشانند. زمانی که انسان در خدمت نیازهای خود زندگی میکند برده ی آنها خواهد بود، ولی هنگامی که با نیازهای خود زندگی کند در آنها تعادل و توازن بوجود آورده، زندگی را سبکتر و برای بهروزی و بهزیستی خود گامی به جلو برمی دارد.
|
صفحه نخست >
فارسی >
سلامت روان |
|
-
کجا هستیم و به کجا می خواهیم برویم؟
از : دکتر محمود شیخ sheyck@yahoo.com : November 12th, 2008
-
نوسانات زندگی و ثبات و استواری روحی
از : دکتر نهضت فرنودی : November 12th, 2008
-
وصال عاطفی ز گهواره تا مرگ
از : دکتر نهضت فرنودی : October 8th, 2008
-
کابوس وحشتناک یک مادر
از : شهلا صمصامی Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : October 8th, 2008
-
با افسردگی و خودکشی چه می توان کرد؟
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی - dr.farnoody@hotmail.com : September 13th, 2008
-
بار عاطفی دوری از پدر و مادرهای مسن
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist shahla_hodjat@yahoo.com : September 13th, 2008
-
«وضعیت آخر»:*(راه حلِ چهارم) بیداری
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : September 13th, 2008
-
دل و دل دادگی ز گهواره تا گور: پیوند و وصال دل
از : دکتر نهضت فرنودی روانشناس بالینی - drfarnoody@hotmail.com : August 7th, 2008
-
آیا بخاطر فرزندان باید یک ازدواج بد را تحمل کرد؟
از : شهلا صمصامی Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : August 7th, 2008
-
خلاقیت سودمند
از : sheyck@yahoo.com - دکتر محمود شیخ : August 7th, 2008
|
|
-
رد پای دل و دل دادگی ز گهواره تا گور:نقش بلوغ عاطفی در گزینش جفت مناسب
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی drfarnoody@hotmail.com : July 3rd, 2008
-
آنجا مرا ببر که عقاب می رود. تغییر و تحول درونی
از : دکتر محمود شیخ - sheyck@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
رد پای دل و دلدادگی زگهواره تا گور
از : drfarnoody@hotmail.com - دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی : June 6th, 2008
-
در جستجوی عشق و همسر آینده
از : دکتر فرزانه خضرایی - مشاور و روان درمانگر فردی و خانوادگی : June 6th, 2008
-
درد سرهای «پِرام»
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : June 6th, 2008
-
پرورش و رشد شخصیت
از : دکترمحمود شیخ : June 6th, 2008
-
رد پای دل و دلدادگی زگهواره تا گور
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی : May 19th, 2008
-
در جستجوی عشق و همسر آینده
از : دکتر فرزانه خضرائی - مشاور و روان درمانگر فردی و خانوادگی : May 19th, 2008
-
بهره گیری از خلاقیت فکر و اندیشه...
از : دکتر محمود شیخ : May 19th, 2008
-
درمغز عاشقان چه میگذرد؟
از : دکتر شهرام یزدانی : May 19th, 2008
|
| | |
|