Thu, 04 Dec 2008 13:18:42 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles
 

بار عاطفی دوری از پدر و مادرهای مسن

{article.de scri ption}
شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist shahla_hodjat@yahoo.com

شهلا صمصامی
Licensed      Psychotherapist
shahla_hodjat@yahoo.com


خواننده ی عزیزی پرسیده اند:
پدر و مادر مسن من در  ایران زندگی می کنند.  من و خانواده ام سالهاست که در آمریکا هستیم.  بچه هایم در اینجا بدنیا آمده و بزرگ شده اند.  تا چند سال پیش پدر و مادرم تقریباً هر سال به آمریکا می آمدند و یا من بدیدن آنها می رفتم.  پنج، شش سالی است که به جهت بالا رفتن سن و مشکلات جسمی، این راه طولانی و سفر خسته کننده برایشان بسیار مشکل شده است.  من و همسرم هر دو کار می کنیم و بچه هایم هم بزرگ هستند.  من خیلی نگران پدر و مادرم هستم و مدتهاست در ا ین فکرم که شاید باید آنها را به آمریکا بیاورم.  در عین حال می دانم این کار ساده ای نیست.  من به تنهایی قادر نیستم از آنها نگهداری کنم.  پدرم می گوید علاقه ای به زندگی در آمریکا ندارد.  آنها خانه ی خودشان را دارند و فعلاً بزندگی ادامه می دهند.  پدرم می گوید ندانستن زبان انگلیسی و مشکلات جسمی که دارد اگر به اینجا بیاید در یک اطاق زندانی خواهد شد، در حالیکه در ایران حتا اگر از خانه بیرون نرود احساس آزادی بیشتری دارد چون در یک محیط  آشناست.  مادرم دلش می خواهد پیش ما باشد و در خانه ی ما زندگی کند.  واقعیت اینست که برای زمانی کوتاه من می توانم در خانه ام از آنها پذیرایی کنم ،ولی نه برای همیشه.  نمی دانم با این احساس دوگانه چه کنم.  فکر می کنم آنها در این دوران پیری و تنهایی به فرزندان خود نیاز دارند، ولی زندگی در آمریکا هم  برای آنها محدود کننده است و برای من هم اگر غیرممکن نباشد، بسیار مشکل است.  دلم می خواهد بنحوی این موضوع را برای خودم حل کنم.

این خواننده ی عزیز موضوعی را مطرح کرده اند که برای بسیاری از ایرانیان از جمله خود من یک مسئله و مشغولیت ذهنی است.  در سالهای پیش و پس از انقلاب،  صدها هزار نفر از ایران خارج شده و غالباً به آمریکا مهاجرت کردند.  اینها نسل جوانتر و افراد تحصیلکرده و متخصص بودند.  رفت و آمد ایرانیها، علیرغم همه مسائل  سیاسی، بین ایران و آمریکا تا پیش از 11 سپتامبر ساده تر بود.  همانطوری که این خواننده ی عزیز اشاره کرده اند،  پدر و مادرها هم جوانتر و نیرومند تر بودند.  نسل مهاجر حالا خود از میانسالی گذشته و پدر و مادرهای این نسل نیز پیر و کهنسال شده اند.  وظیفه نسل مهاجر در مقابل پدر و مادرها چیست؟  این سئوالی است که بسیاری از ما از خود می پرسیم.

سنت و ارزشهای ایرانی
اگر بخواهیم به سنت و ارزش های ایرانی نگاه کنیم، وظیفه فرزندان اینست که از پدر و مادر در سنین پیری نگهداری و مراقبت کنند.  در ایران، شاید تا چهار دهه ی پیش خانه ی سالمندان وجود نداشت.  اولین و بزرگترین خانه سالمندان و معلولین، سالها پیش از انقلاب توسط یک دکتر خیرخواه و بانوی خیرخواه دیگری در کهریزک بوجود آمد که هنوز هم  فعالیت دارد و گسترش زیادی هم داشته است.  ولی بطور کلی رسم بر این بود که افراد خانواده باید از پدر و مادر پیر و یا  بیمار خود نگهداری کنند.  انقلاب و مهاجرت صد ها هزار ایرانی به خارج از کشور شالوده ی خانواده های بسیاری را بر هم زد.  از جمله این مشکل که با پدر و مادر پیر چه باید کرد؟  در آمریکا و جوامع غربی بطور کلی، این انتظار و سنت که بچه ها از پدر و مادر پیر نگهداری کنند کمتر وجود دارد.  باین دلیل خانه سالمندان با هر بودجه ای در اختیار همگان است.  مؤسسات دولتی و غیر دولتی بسیاری برای سالمندان اختصاص دارد. ولی برای ایرانی ها آوردن پدر و مادر پیر از ایران و گذاشتن آنها در خانه ی سالمندان از نظر عاطفی مشکل است.  اگر چه این روزها بدلیل افزایش تعداد سالمندان ایرانی در آمریکا خانه ی سالمندان توسط ایرانی ها بوجود آمده است که برای کسانیکه در اینجا زندگی می کنند و باید در جای مطمئن از آنها نگهداری شود راه حل بسیار خوبی است.  در عین حال خانواده هایی هم هستند که چون تمام فرزندان در آمریکا اقامت دارند، پدر و مادر را هم به اینجا آورده اند و از آنها نگهداری می کنند.  همه ما نمونه ی این خانواده ها را می شناسیم که حتا از پدر و مادر بسیار بیمار و  کهنسال با عشق و محبت مراقبت می کنند.  غالباً از خانواده های مهاجر می شنویم که می گویند ما می دانیم و انتظار نداریم که فرزندان ما در زمان پیری از ما نگهداری کنند، ولی ما نسلی هستیم که بنا بر سنت و ارزش های ایرانی می خواهیم از پدر و مادر خود در حد امکان مراقبت کنیم، در عین حال امکانات هم در اینجا محدود است.


ایران یا آمریکا -کدامیک ترجیح دارد؟
نکته ی مهمی را که این خواننده عزیز مطرح کرده اند اینست که ترجیح پدرشان اینست که در ایران زندگی کنند.  بارها با پدر و مادرها چه در ایران چه در اینجا در اینمورد صحبت کرده ام و غالب آنها ترجیح می دهند در ایران زندگی کنند.  چندی پیش در جمعی با پدر و مادر دوستی که به تازگی برای دیدار فرزندان به آمریکا آمده بودند صحبت کردم.  از آنها پرسیدم آیا قصد ماندن در اینجا را دارید؟  مادر این دوست گفت: « من از نظر احساسی  دلم می خواهد در اینجا و پیش فرزندانم باشم، ولی از نظر  زندگی در ایران راحت هستم.  در اینجا احساس می کنم سربار همه هستم.  من نه رانندگی می کنم و نه زبان میدانم.  همه چیز در اینجا برایم غریبه است.  در ایران با همه مشکلات و مسائلی که هست احساس اعتماد بنفس بیشتری دارم می دانم که هر لحظه می توانم تلفن را برداشته و تاکسی تلفنی مرا به هر جا بخواهم می برد.  اینجا همه کار می کنند و ما باید تنها در خانه بمانیم.  در اینجا مثل یک آدم بی دست و پا هستم.  در ایران دلم برای بچه هایم تنگ می شود و در اینجا احساس غربت و بیگانگی دارم».
با دوستم که صحبت می کردم می گفت خیلی دلم می خواهد پدر و مادرم را پیش خودم نگهدارم،ولی احساس میکنم مثل درختی که از ریشه بریده شود آنها را از محیط مأنوس و آشنای خودشان دور میکنم.  در عین حال این ترس را هم دارم که اگر در ایران اتفاقی برای آنها بیافتد چه خواهد شد.
همانطوریکه در بالا اشاره کردم برای خود من هم این یک مشکل لاینحل شده است.  پدرم که نویسنده و محقق است، سرگرمی اصلی اش مطالعه، خواندن و نوشتن است.  کتابخانه ی مفصلی دارد.  از پنجره ی اطاقش برف های قله دماوند را می بیند.  در این سالهای اخیر از نظر جسمی بسیار محدود است.  ولی اطاق و خانه اش را خیلی دوست دارد.  در تمام شبانه روز برای خودش برنامه درست می کند و از اینکه در خانه است شکایتی ندارد.  گاه  دوستان و شاگردان قدیمی اش به دیدن او می آیند.  گاه به جلسات شعر و سخنرانی می رود.  هر روز ،روزنامه را با علاقه می خواند، ولی هر بار که تلفنی صحبت می کنیم می گوید که با تو هستم، ترا در کنار خود می بینم و احساس میکنم.  این یک بار عاطفی بسیار بزرگی است.  دقایق طولانی تلفنی در مورد تحقیقاتش که غالباً تاریخ ایران و زندگی بزرگان ادب ایران است صحبت می کند.  مادرم عشق و وابستگی زیادی به فرزندانش دارد.  من کاملاً می دانم و حس می کنم که در این سنین، نیاز دارند با فرزندان خود باشند.  ولی در عین حال زندگی در اینجا برایشان راحت و خالی از اشکال نیست.  در اینجا میهمان هستند.


جهش تاریخی
ما مهاجران ایرانی با ترک وطن و ساختن لانه و آشیانه در یک کشور بیگانه ولی پیشرفته مانند آمریکا به یک جهش تاریخی دست یافتیم.  در این جهش چیزهایی را بدست آوردیم و چیزهای بسیاری را هم از دست دادیم.  از مزایای این کوچ کردن این بود که یکی دو قرن جلو آمدیم.  فرزندان ما بدون شک بیشترین بهره را بدست آوردند.  آنها در پیشرفته ترین کشور دنیا شانس موفقیت بیشتری دارند.  همه ما نسل مهاجر، با بودن در یک محیط متفاوت راه و رسم یک زندگی جدید را به درجات گوناگون آموخته ایم.  جامعه ی ایرانی خارج از کشور بطور کلی یک جامعه ی بسیار موفق بوده است.  در مقابل، ترک وطن مسائل ویژه ی خود را نیز داشته است.  تضاد سنت ها، مشکل پرورش فرزندان، مسائل فرهنگی و مشکلات اقتصادی و بسیاری دیگر.  از جمله ی مشکل ترین این چالش ها دوری از نسل قدیم و نبودن با آنهاست.   این یک چالش عاطفی است.  وابستگی ما به  پدر و مادر و خویشانی که در ایران باقی مانده اند بسیار زیاد است.  احساس گناهی که چرا باید در این سال های پیری آنها تنها و دور از ما باشند بار سنگینی است.  این بخش از جنبه های منفی مهاجرت و ترک وطن است.  ایران هنوز از بسیاری جهات یک جامعه ی قدیمی و سنتی است.  زندگی در آمریکا که یک جامعه ی پرحرکت و مدرن است برای بسیاری از پدر و مادرهای ما در سنین کهولت چالش حتا بزرگتری است.  در این سنین، انسان نیاز بیک محیط آشنا و مطمئن دارد.  برای بسیاری از پدر و مادرها جامعه آمریکا و زندگی در آمریکا ناآشنا و غیر مطمئن است.  شاید بشود گفت برای پدر و مادرانی که جوانتر بوده و بزبان انگلیسی آشنایی دارند، کسانیکه بتوانند در اینجا زندگی جدیدی را شروع کنند، آمریکا محیط مناسبی است.  ولی برای کسانیکه مسن تر بوده  و به دلایل  گوناگون ریشه های عمیقی در ایران دارند و به طور کلی زندگی در ایران برایشان راحت تر است، بدون شک ایران ترجیح دارد.  در زندگی مسائلی وجود دارد که لزوماً راه حل ساده ای برای آن نمی توان یافت، اینهم یکی از آن مسائل است.  اگر نمی توانیم پدر و مادرهایمان را به آمریکا بیاوریم شاید بهترین راه برقراری تماس دائم باشد. 
من کاملاً این دو دلی و تردید را که خواننده ی عزیز ما مطرح کرده اند درک می کنم ،چون مشکل شخصی خود من نیز می باشد.  شانس بزرگ من اینست که خواهرم هنوز در ایران است و این بزرگترین امید برای پدر و مادرم و مامی باشد و از این جهت من خود را مدیون خواهرم می دانم.  برادرهایم را تحسین می کنم که هر روز به پدر و مادرم تلفن می کنند.  آنها می دانند در ساعت ویژه ای تلفن زنگ خواهد زد و صدای آشنایی به آنها دلگرمی و امید می دهد و انسان به امید زنده است.


   
صفحه نخست > فارسی > سلامت روان


 
 
Submit Comment On Article Latest English Articles On Payam-e-Ashena
Your Name:
Your email: (will not be published)
Subject:
Comment Text: 500 characters Maximum


Nazanin Boniadi
By : Staff Writer
November 12th, 2008: Nazanin Boniadi UCI Grad makes her mark in HollywoodActress Nazanin Boniadi is rapidly making her mark in both film and ...
What you need to know about the Bear Market
By : Naghmeh Sattari
November 12th, 2008: What is a Bear Market?A Bear Market is defined as a decline of 20% or more from a market high. It typically follows a stock ...
Stress relief
By : Dr. Nona Djavid, D.C - drdjavid@balanceinmotion.com
November 12th, 2008: Stress reliefEveryday challenges and obstacles, especially with today’s tough and uncertain political and economic outlook ...
From Victoria’s Kitchen to Yours…
By : Victoria Shokri - shadishokri@hotmail.com
November 11th, 2008: Almond Sugar CookiesPrep time for this great sweet treat is only 5 minutes and the total time to make it ready and freshly baked ...
No way back
By : Pedram Moallemian
July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...
 
 
Posted Comments On Article
 



First Time Visitor Since Feb 2005
CLICK  HERE TO SEE OUR VISITOR LOG

Copyright ©2000 - 2008 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed sh.paidar & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com