دوست و خواننده ی عزیزی پرسیده اند: آنچه که شرح می دهم شاید بیشتر جنبه ی بیان یک تردید، دودلی، احساس گناه و یا خواسته ای که نمی شود به آن دست یافت باشد. چهار بهار پیش بود که دختری را که بسیار دوست داشتم و بهترین و تنها دوست واقعی زندگی ام بود و شاید نامزدم به حساب می آمد در ایران گذاشتم و برای ادامه ی تحصیل به آمریکا آمدم. موقعیت تحصیلی که برایم فراهم شده بود شانس بزرگی بود که نه من می توانستم از آن بگذرم و نه دوستم اجازه می داد آنرا نادیده بگیرم. ما سالها دوست و همکلاس بودیم. با هم درس می خواندیم و با هم ساعت ها درد دل و صحبت می کردیم. آن بهار و عیدی که اطلاع پیدا کردم می توانم به آمریکا بیایم، یکی از بهترین و همچنین بدترین زمان های زندگیم بود. این آرزوی دیرینه ام بود که بتوانم از امکانات تحصیلی در آمریکا استفاده کنم، در عین حال این هدیه ی پربها معنی اش این بود که باید دوست و یار نازنینم را شاید برای همیشه ترک کنم. ما هر دو برای این موقعیت کوشش کرده بودیم و من شانس برنده شدن را پیدا کردم. دوستم همیشه به من می گفت ما هر جا باشیم روح و قلب مان بهم نزدیک خواهد بود. با آمدن به امریکا رابطه ی ما از طریق تلفن و اینترنت برای مدتی ادامه داشت، ولی سال پیش دوستم تصمیم گرفت که ما باید قبول کنیم راه جداگانه ای در زندگی انتخاب کرده ایم و از من خواست که دیگر تماسی نداشته باشیم. از جهاتی من احساس آزادی کردم و از جهاتی احساس گناه. بتازگی با دختر دیگری آشنا شده ام. دختری که شاید از جهات گوناگون ایده آل باشد. ولی بخشی از من هنوز خود را در بند آن رابطه ی قبلی می داند. از این می ترسم که شَبَه آن رابطه همه عمر مرا دنبال کند و نتوانم بطور کامل در روابط آینده متعهد باشم. در عین حال می دانم آن رابطه مربوط به گذشته است و قابل بازگشت نیست. در هر عید و بهار، هوای شاید نه او، بلکه آن احساسی را که داشتم می کنم. چیزی که حالا به خواب وخیال بیشتر شبیه است.
از این خواننده و دوست بسیار عزیز سپاسگزارم که بمن اجازه دادند این مطلب را در مجله مطرح کنم. جوانان ایرانی با هوش و با استعداد زیادی توانسته اند در این سال ها به دلیل نخبه بودن،به دانشگاه های آمریکا راه یابند. این دانشجویان نیروی جوان و مغز های متفکر ایران هستند که دانشگاه های معتبر آمریکا آنها را جذب می کند. متأسفانه شرایط کنونی جامعه ایران به نحوی است که بسیاری بویژه جوانان ترجیح می دهند آب و خاک مادری را رها کرده به خارج از کشور بیایند. با همه اشتیاقی که به خروج از ایران هست، زندگی در این محیط نیز چندان کار ساده ای نیست. جوانی که حتا با بهترین شرایط به آمریکا می آید، مانند نهالی است که از بُن بریده شده و ریشه های واقعی اش در ایران باقی است. این نهال برای این که دوباره در یک محیط جدید ریشه بگیرد، در درجه ی اول نیاز به زمان دارد. شرایط دیگری نیز لازم است، از جمله داشتن دوستان و آشنایانی که با مهر و محبت به رشد این نهال تازه رس کمک کنند. جوانی که وطن را ترک میکند وابستگی های خانوادگی، دوستان و در این مورد بخصوص، یک رابطه دوستی و عاطفی را نیز پشت سر می گذارد. خود را با این شرایط جدید وفق دادن چالش بزرگی است که می تواند مشکلات روحی و روانی جدی نیز به همراه داشته باشد.
خاطرات ماندگار این دوست جوان توضیح جالبی در مورد شرایط خویش داده است. در ایران یک رابطه دراز مدت، یک دوستی پر از مهر و عطوفت وجود داشته که به زندگی اش معنای ویژه ای بخشیده بود. سپس برای یافتن آینده ای بهتر، فرصت تحصیل در آمریکا را پذیرفته است. این به روشنی انتخاب مهم و مشکلی بوده است. بخش مهمی از نیازهای روحی، جسمی و احساسی او در ایران و در آن رابطه برآورده می شده، ولی آینده اش مانند میلیون ها جوان دیگر در ایران نا معلوم و بی ثبات بوده است. این ساده نیست که انسان بین آنچه که دارد و آنچه که شاید در آینده به آن دست می یابد، یکی را انتخاب کند که در این مورد بخصوص، بین قلب و احساس و منطق، دومی را انتخاب کردن است. وابستگی احساسی به این دوست و یار دیرین، وابستگی به ریشه هاست. وابستگی به یک محیط، افراد و احساسات آشناست. این که هنوز تردید وجود دارد، اینکه بهار و عید خاطرات گذشته را زنده می کند امری طبیعی است. خاطرات انسان بخش مهمی از مشغولیت های ذهنی آدمی است. این مشغولیت ذهنی یکنوع احساس همبستگی، تداوم و امنیت نیز به انسان می دهد. احساسات در روح و جسم انسان باقی می مانند. بهمان گونه که خاطرات بد و ناگوار ضبط می شود، تجربه های خوب و دوست داشتنی نیز در حافظه می مانند. این احساسات در سنین ویژه ای تأثیرات عمیق تری دارند. دوران بلوغ و نوجوانی از دوران فراموش نشدنی است. آن عشق های بار اول، تجربه ی آن ارتباط متفاوت و یگانه با یک فرد دیگر، یک تجربه ی نو، عمیق و فراموش نشدنی است. بسیاری از اوقات با گذشت زمان این احساسات به نحوی تغییر شکل می دهند و با ازدواج و یا جدایی تدریجی، فرم دیگری بخود می گیرند. ولی چنانچه پیش از رسیدن به آن مرحله، جدایی پیش آید، آن احساسات حل نشده در انسان می تواند برای سالیان دراز باقی بماند. داستان های عاشقانه ی زیادی طی تاریخ در مورد این نوع روابطی که بناگاه و به دلایل گوناگون قطع شده و ناکام مانده نوشته شده است. احساس تردید و گناه این دوست عزیز بی دلیل نیست. به ویژه که در چنین شراطی تنها خاطرات خوب و دوست داشتنی بیاد می مانند و رابطه جنبه واقعی خود را از دست داده و مانند رویایی در ذهن انسان تکرار می شود. این ها می توانند خاطرات ماندگار در ذهن انسان باشند.
مشکل تعهد جدید انسان بطور معمول همیشه در حال رشد و تغییر است. حتا خود این دوست عزیز گفته اند آن رابطه به خواب و خیال بیشتر شبیه است. این نشانه ی تغییر مهمی در دید و برخورد او است. در عین حال نگرانی در این است که به دلیل اینکه این احساس هنوز زنده است، در روابط بعدی تعهد کامل مشکل شود. این نکته مهمی است. در شرایطی که جدایی ناگهانی بوده است، بخشی از انسان می تواند در گذشته زندگی کند و خاطرات، همه خوب و رویایی و ایده آل بنظر می آیند. بخش دیگری از انسان می خواهد در زمان حال باشد و با واقعیت ها روبرو شود. آگاه بودن به این تضاد درونی به حل مشکل کمک بزرگی می کند. برای مثال قبول اینکه وارد شدن در یک رابطه ی جدید و تعهد به یک فرد دیگر، به معنی رد کامل و نفی رابطه قبلی نیست. پذیرفتن این واقعیت که آن رابطه پیشین مربوط به گذشته بوده و جای ویژه ای در قلب و زندگی انسان دارد و در صفحات خاطرات باقی می ماند، به شفافیت ذهن کمک می کند. تضاد، بین انتخاب گذشته، آنچه که می توانست باشد و حال و آنچه قابل ساختن است می باشد. یکی از دلایلی که پذیرفتن حال را مشکل تر می کند اینست که هنوز موقعیت جدید و محیط جدید کاملاً پذیرفته نشده است. خو گرفتن و پذیرفتن آنچه نا آشنا و نامأنوس است کار ساده ای نیست. آنچه که روند سازش با محیط جدید را سریع تر می کند برقراری روابط جدید است. شاید در حال حاضر برای این دوست ما تعهد به معنی ازدواج و یا تعهد به یک رابطه ی دراز مدت ممکن نباشد، ولی برای ایجاد دوستی و برقراری ارتباط، نیازی به چنان تعهدی نیست. برای اینکه یک رابطه ی دوستی تبدیل بیک رابطه ی عمیق تر عاطفی شود زمان لازم دارد. تجربه قبل دوست ما یک رابطه ی عاطفی، عمیق و دراز مدت بوده است. شاید در این شرایط جدید باید آگاهانه از آن نوع رابطه پرهیز کرد و به عکس با برداشتن قدم های کوچک، ابتدا روابط دوستی برقرار کرد،در روابط دوستی و عاطفی دیدگاه همه یا هیچ می تواند مشکل آفرین باشد. در این شرایط و این محیط جدید می توان از دوستی های معمولی تر شروع کرد.
من چند نکته را خلاصه می کنم: دلبستگی به خاطرات و یک رابطه ی پیشین طبیعی است. بخشی از این دلبستگی و یا دلتنگی مربوط به جدا شدن از خانواده، محیط و ریشه های انسان است. بدون نفی گذشته، می توان انتخاب کرد که در محیط جدید روابط دوستانه بوجود آید و برای اینکار لزومی به یک تعهد عمیق و هم جانبه نیست. انسان در حال تغییر و تحول است. گذشت زمان و تجربیات جدید، خاطرات گذشته را به تدریج کم رنگ تر خواهند کرد. آگاه بودن به اینکه ترک خانه، زندگی، وطن و یار مهربان، آنهم بناگاه، می تواند دردناک و دلتنگ کننده باشد و دانستن اینکه محیط جدید نیز می تواند پر از تجربیات یگانه و زیبایی باشد، به حل مشکل کمک زیادی می کند. مجدداً با سپاس از این دوست عزیز برایشان آرزوی موفقیت دارم. در پایان اضافه می کنم که بد نیست بیاد داشته باشیم برای بیشتر ایرانیان بهار و نوروز یاد آور خاطرات کودکی، نوجوانی، جوانی و روزهایی است که هنوز پس از سالیان دراز ما به آن می اندیشیم. حتا 30 سال جدایی از وطن خاطرات عید و نوروز را در ما از بین نبرده است. ولی حالا ما عادت کرده ایم که عید و سال نو را در اینجا جشن بگیریم و احساس همبستگی خود را به وطن و فرهنگ و سنن مان باین گونه زنده نگه داریم. سال نو و عید همگی مبارک
|
صفحه نخست >
فارسی >
سلامت روان |
|
-
کجا هستیم و به کجا می خواهیم برویم؟
از : دکتر محمود شیخ sheyck@yahoo.com : November 12th, 2008
-
نوسانات زندگی و ثبات و استواری روحی
از : دکتر نهضت فرنودی : November 12th, 2008
-
وابستگی در مقابل همبستگی
از : دکتر محمود شیخ : October 8th, 2008
-
وصال عاطفی ز گهواره تا مرگ
از : دکتر نهضت فرنودی : October 8th, 2008
-
کابوس وحشتناک یک مادر
از : شهلا صمصامی Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : October 8th, 2008
-
با افسردگی و خودکشی چه می توان کرد؟
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی - dr.farnoody@hotmail.com : September 13th, 2008
-
بار عاطفی دوری از پدر و مادرهای مسن
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist shahla_hodjat@yahoo.com : September 13th, 2008
-
«وضعیت آخر»:*(راه حلِ چهارم) بیداری
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : September 13th, 2008
-
دل و دل دادگی ز گهواره تا گور: پیوند و وصال دل
از : دکتر نهضت فرنودی روانشناس بالینی - drfarnoody@hotmail.com : August 7th, 2008
-
آیا بخاطر فرزندان باید یک ازدواج بد را تحمل کرد؟
از : شهلا صمصامی Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : August 7th, 2008
|
|
-
خلاقیت سودمند
از : sheyck@yahoo.com - دکتر محمود شیخ : August 7th, 2008
-
رد پای دل و دل دادگی ز گهواره تا گور:نقش بلوغ عاطفی در گزینش جفت مناسب
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی drfarnoody@hotmail.com : July 3rd, 2008
-
آنجا مرا ببر که عقاب می رود. تغییر و تحول درونی
از : دکتر محمود شیخ - sheyck@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
رد پای دل و دلدادگی زگهواره تا گور
از : drfarnoody@hotmail.com - دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی : June 6th, 2008
-
در جستجوی عشق و همسر آینده
از : دکتر فرزانه خضرایی - مشاور و روان درمانگر فردی و خانوادگی : June 6th, 2008
-
درد سرهای «پِرام»
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : June 6th, 2008
-
پرورش و رشد شخصیت
از : دکترمحمود شیخ : June 6th, 2008
-
رد پای دل و دلدادگی زگهواره تا گور
از : دکتر نهضت فرنودی - روانشناس بالینی : May 19th, 2008
-
در جستجوی عشق و همسر آینده
از : دکتر فرزانه خضرائی - مشاور و روان درمانگر فردی و خانوادگی : May 19th, 2008
-
بهره گیری از خلاقیت فکر و اندیشه...
از : دکتر محمود شیخ : May 19th, 2008
|
|