«برت راندراسل» نویسنده ی سرشناس انگلیسی می گوید «یک زندگی خوب یک زندگی شاد است. منظورم این نیست که یک انسان خوب لزوماً یک انسان شاد خواهد بود، منظورم این است که یک انسان شاد قطعاً یک انسان خوب خواهد شد.» لازمه ی شادی، آسایش درونی است و این زمانی به انجام می رسد که فعالیت ها و برنامه ریزی های روزانه ی ما پاسخگوی ارزش ما و نیازهای درونی ما باشند. برای رسیدن به این مهم ابزارهایی در اختیار داریم که عبارتند از زمان ، فکر و عمل. کلید واقعی رسیدن به آسایش درونی در این است که چگونه از این سه ابزار به بهترین شیوه استفاده شود. نگارنده کوشش خواهد کرد بطور خلاصه و در حد گنجایش این مقاله، این سه ابزار را مورد بررسی قرار بدهد.
1- زمان : دو ویژگی خاص زمان در این است که اولاً به صورت مساوی و یکسان بین همه تقسیم می شود. ویژگی دیگر زمان را می شود در این خلاصه کرد که آن را بر خلاف پول و طلا و اجناس دیگر نمی توان پس انداز نمود. اگر مردم، هر شبانه روز، از این چک 24 ساعته که همه افراد دریافت می کنند، تا ثانیه ی آخر به بهترین وجهی استفاده نکنند، پس مانده ای برای روز دیگر باقی نخواهد ماند. علی رغم این دو ویژگی، متاسفانه اغلب انسان ها به زمان کم بها داده و ارزش واقعی اش را آن طوری که باید و شاید درک نمی کنند. اگر کسی به کیف پول ما دستبرد بزند، ما حساسیت بسیار تندتری نشان خواهیم داد تا اینکه کسی به وقت ما دستبرد بزند. بیشتر مواقع، ما به دیگران اجازه می دهیم که وقت ما را با مسائل غیرمهم و غیرضروری تلف کنند و اغلب خود ما هم در این کار با آنها همدست می شویم. طبق آمار بدست آمده در امریکا بطور متوسط روزانه 4,5 ساعت از وقت مردم به تماشا کردن تلویزیون سپری می شود. با توجه به اینکه وقت آزاد ما پس از کارهای حرفه ای، خواب و خوراک، رانندگی و غیره به حدود 6 ساعت می رسد، تماشا کردن تلویزیون 75 درصد وقت آزاد را به خود اختصاص می دهد. البته اگر تلویزیون جنبه ی آموزشی داشته و از آن به شیوه ی مطلوب استفاده شود بسیار هم مفید است، ولی در صورتی که از آن به عنوان وسیله ی وقت گذارانی و یا وقت کشی استفاده شود، بسیار زیان آور خواهد بود. مجله ی «تایم» چند سال پیش مقاله ای به عنوان «قحطی زمان» چاپ کرده بود. کلام کلی این مقاله در این خلاصه شده بود که آیا ما دچار یک قحطی زمان شده ایم؟ البته نگارنده چندان با واژه قحطی زمان موافق نیست زیرا واژه ی قحطی به معنی کمیابی است. زمان کمیاب نشده است. 24 ساعت شبانه روز از همواره در اختیار ما بوده و خواهد بود مسئله ای که فرق کرده، چگونگی استفاده از کیفیت زمان است نه کمیت آن. ما بطور یقین برای همه ی کارهایی که می خواهیم انجام بدهیم وقت نخواهیم داشت، ولی برای مهم ترین آنها همیشه وقت لازم را پیدا خواهیم کرد. بیشتر افرادی که از نداشتن وقت شکوه می کنند با این مسئه روبرو هستند که کارهای مهم و شاید غیرضروری را قربانی کارهای ضروری ولی غیر مهم می کنند. بدیهی است کارهای ضروری را باید به انجام رسانید، ولی هنر مدیریت بر زمان، روی این پایه استوار است که به کارهای مهم جنبه ی ضروری داد و آن ها را در لیست برنامه ریزی روزانه خود قرار داد. در جواب اینکه کارهای مهم از کجا سرچشمه می گیرند باید گفت که این کارها باید پاسخگوی ارزش ها و نیازهای درونی ما باشند. این ارزش ها بطور یقین در درون ما وجود دارند، ولی در اغلب اوقات شناسایی نشده اند. ما چنان در گیر کارهای روزانه ی خود هستیم و اغلب وقت خود را صرف کارهای روزمره می کنیم که دیگر وقتی برای بخود اندیشیدن نمی ماند. این می تواند حتی انسان را به سرحد بیگانگی از خود هم برساند. ذهن ما مبهم می شود و اگر از ما سئوال شود که هدف شما از زندگی چیست برای آن پاسخ مشخصی نداریم. زندگی بی هدف، انگیزه ای برای زندگی کردن باقی نمی گذارد و انسان را تا حد افسردگی پیش می برد.
ارزش های درونی ما از نیازهای ما سرچشمه می گیرد و زمانی به آسایش درونی می رسیم که برنامه ریزی و فعالیت های روزانه ما، با این ارزش ها هماهنگ شده باشد. «ابراهام ماسلو» روانشناس سرشناس، نیازهای کلی بشر را به چهار بخش تقسیم می کند. 1- نیاز فیزیکی: که از نیازهای اولیه ی انسان برای زندگی کردن است، همانند تغذیه و پوشاک، نیاز جسمی و نیازهای مربوط به سلامتی. 2- نیاز اجتماعی: یعنی نیاز تعلق داشتن به یک گروه و یا نیاز دوست داشتن و دوست داشته شدن. 3- نیاز ایمنی: بدون امنیت درونی و برونی انسان نخواهد توانست از استعدادها و خلاقیت های خود استفاده لازم را بعمل آورد.
4- نیاز جلب توجه کردن: این نیاز از بطن کودکی در انسان وجود داشته و در سنین بالا به اَشکال گوناگون ادامه پیدا می کند. در حقیقت این نیازها انگیزه های لازم را برای به حرکت در آوردن چرخ زندگی تولید می کنند. اگر این نیازها در یک زمان برآورده شود، چرخ زندگی بصورت نرم و آرام به حرکت خود ادامه می دهد و این انسان را به شادی که زاییده ی آرامش درونی است می رساند. حال اگر در یکی از این نیازها خللی یا کمبودی رخ بدهد، چرخ زندگی همانند چرخ یک اتومبیل لنگ می زند و در نهایت از حرکت باز می ایستد. تلاش انسان در این خواهد بود که تمام سعی و کوشش خود را معطوف به آن نیاز کند وبتواند چرخ زندگی را دوباره بحرکت در آورد.
2- فکر و عمل: سمت و سوی چرخ زندگی خودکار نیست و باید مسیر آن را هدایت کرد. سئوال در این است که چه عاملی این مسیر را هدایت می کند. این عامل چیزی جز دیدگاه ها و باورهای ما از زندگی نیست که از تفکر ما سرچشمه می گیرد. انسان ها در حقیقت در نیازهای کلی خود با هم مشترک هستند، ولی در شیوه رسیدن به این نیازها با هم متفاوتند. زیرا دیدگاه ها و باورهای آنها از زندگی، با هم فرق می کند. و چون این دیدگاه ها و باورها فرمان چرخ زندگی را بعهده دارند، برای رسیدن به نیازهای کلی، این چرخ را به مسیرهای گوناگون حرکت می دهند. گاه این چرخ به سمت نیازهای مالی و گاه بطرف نیازهای معنوی، هنری و فرهنگی کشیده می پشود. دیدگاه های انسان را نمی شود به آسانی دید زیرا در وجود انسان نهفته هستند. از عمل انسان است که می شود به دیدگاه های او پی برد، چرا که عمل انسان نماینده ی دیدگاه ها و باورهای اوست. شاخص های زمان، تفکر و عمل کاملاً بهم وابسته هستند. کمبود هر شاخصی، دو شاخص دیگر را از کار بُرد می اندازد. بدون زمان، فرصتی برای تفکر و عمل نمی ماند و بدون تفکر، زمان به بیهودگی میگذرد. تا زمانی که اهداف و برنامه ریزی های خود را به مرحله ی عمل و اجرا نگذاریم، نتیجه ای حاصل نمی شود و اهداف و برنامه ریزی های بدون عمل، آرزو و خیالی بیش نیست. زمانی اهداف و برنامه ریزی های ما به نتیجه می رسد که آنها را به مرحله ی اجرا درآوریم. حال این نتیجه ها یا ما را به سمت برآورده کردن نیازهایمان می برد که در این صورت نشان دهنده ی آن است که دیدگاه های ما نسبت به مسائل روز واقع گرایانه بوده است و ما را به آرامش درونی نزدیک می کند. اگر نتیجه و حاصل اعمال ما، در جهت نیازها حرکت نکند، باید در دیدگاه های خود تجدید نظر کرده و آن ها را در جهت پیشبرد و همسو کردن آنها به نیازهای خود منطبق سازیم.
Iranian Film Festival Part II By : Saeed Shafa October 7th, 2008: Iranian Film Festival (IFF) is an annual event showcasing the independent feature and short films made by or about the Iranians ...
No way back By : Pedram Moallemian July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...
انتقاد در باره شادی زائیده ... 1- انتخاب گفته برت راند راسل عالیست فقط کاش در مورد آن هم صحبت میکردید و به باقی مقاله مربوط میکردید.
2- فکر و عمل را سرسری از رویش رد شدید. کاش آنها را هم بیشتر و مفصلتر آنالیز میکردید
3- کاش چند تا مرجع میدادید که خواننده بتواند موضوع را دنبال کند.
با تشکر