|
|
گرانی نان و ارزانی جان |
|
|
|
مهندس عبدالعلی بازرگان
|
|
|
|
|
|
|
فاجعه هولناک قتل دختری ۱۷ ساله توسط پدری ۵۳ ساله با همکاری خواهر بزرگتر و همدلی بقیه اعضای خانواده ! پرده از عمق آسیب های اجتماعی و فقر فرهنگی و اخلاقی اقشاری از مردم میهن ما برداشت و نشان داد چقدر احساس و عاطفه ها آسیب دیده و چقدر ارزش آدمی و جان او، به رغم همه گرانی ها ، ارزان شده است !
در این جنایت تکان دهنده که نیمه اردیبهشت ماه جاری در اصفهان اتفاق افتاد، عوامل متعددی نقش داشت؛ از آتش هوسِ داماد خانواده گرفته ، که اینک دل در گروی عشق خواهر کوچکتر بسته بود، تا کینه و حسادت خواهر بزرگتر و جهل و تعصب کور پدر که با خودفریبی جاهلانه در حفاظت از آبرو و شرافت خانواده در برابر حرف و حدیث های همسایگان، قساوت بزرگی را به خیال غیرت ورزی مرتکب شد . این مسئله از جهات عدیده ای قابل بررسی است که بعضاً به نظر این قلم رسیده است .
۱-ضرورت قانونمندی مناسبات اجتماعی و خانوادگی . حریم های اخلاقی و دینی که سالیانی میان محارم تا حدودی رعایت می شد، به رغم همه تبلیغات و ترفندهای حکومت فقهی و گشت و گرفتن های انتظامی، به شدت شکسته شده و بی بند و باری در مناسبات خانوادگی به بیماردلان هوس باز میدان گسترده ای داده است . و گرنه کِی یک داماد چنین جرأت و جسارتی پیدا می کرد که خواهر زن نوجوانی را به مدت ده روز برباید ! آنگاه تقاضای تبدیل همسر هم بکند و خانواده اش نیز بر این هوس مدافع ۲-ضرورت درمان بگرانی نان و ارزانی جان ! اعترافات پدر و سایر اعضای خانواده، موقعی دلخراش تر و جگر سوزتر می شود که سخن از ملایمت و مظلومیت دختری که در اوج احساسات و عواطف نوجوانی قربانی این فریبکاری شده به زبان می آورند :
«از همان ساعت او را کتک زدم ، طفلک صدایش در نیامد و تنها می گفت من چه باید بکنم ؟». . . « در کنارش نشستم و گفتم : یا تو باید بمیری یا من تا از این وضع رقت بار خلاصی پیدا کنیم، او پیشانی مرا بوسید و گفت. . . اگر قرار است کسی از دنیا برود من هستم. . . شب به کندی می گذشت . بارها نشستم و به چهره معصومش خیره شدم . هنگام اذان صبح مانند هر روز بیدار شدم و به بالای سرش رفتم. خواهرش را نیز بیدار کردم. حرفهای آخر بین ما زده شد. برای آخرین بار گفتم بین من و تو یک نفر باید زنده بماند و فرزانه به آسودگی خوابید و خود را داوطلب مرگ کرد. برای آخرین بار صورتم را بوسید و من هم با او وداع کردم، دستهایش را در دست خواهرش گذاشتم و بعد با دستمال. . . مقاومتی نکرد . در این دقایق همه بیدار بودند و هرکدام در گوشه ای از خانه نشسته بودند. . . »
تنها خانواده این نوجوان فریب خورده نبود که گره ناشی از مشکلات اجتماعی و خانوادگی خود را می خواست به شیوه « زود و زور و ضربتی» ! بگشاید ، « کاربرانی » هم که با اظهار نظر خود به دنبال ستون خبری اینترنتی خواستار اعدام سریع و قاطع جوان هوسباز بودند متوجه نیستند که اگر کیفر «هوسرانی» مرگ باشد، در شهر هر آنچه هست گیرند ! عده ای هم به حق نگران اند مبادا با ملاحظات فقهی آقایان و حق ولایتی که برای پدر قائل هستند، قاتل قساوت پیشه از مجازات قتل رهائی یابد و چنین استثنائی، چراغ سبزی برای غیرت ورزی های آینده و خط قرمزی بر حقوق فرزندان باشد . مهم تر از همه، باید دید چرا در میان ملت مظلوم و ملایم و سازگار ما خشم و خشونت این چنین خانه کرده و خنده و خرمی و خدا دوستی از خانه ها رخت بر بسته است ؟ !
۳-ضرورت تغییر دیدگاه « یک بام و دو هوا » ! « ادوارد براون » در سفر نامه «دو سال در میان ایرانیان»، در آن روزگاری که هنوز شهرهای ما لوله کشی آب آشامیدنی نداشت و مردم از طریق جوی کوچه و برزن «آب انبارهای» خود را پر می کردند، نکته ظریفی را درباره اخلاقیات ما نوشته بود. به گفته او ؛ معنای جوی آب برای هر ایرانی بر حسب آنکه قبل یا بعد از خانه او قرار گرفته باشد متفاوت است؛ جوی بالا دست باید همواره تمیز و پاک باشد و کسی حق ندارد آنرا آلوده کند، اما خالی کردن سطل زباله و شستن کهنه بچه و. . . در جوی پائین دست اشکالی ندارد ! آیا فکر نمی کنید این غیرت ورزی های ناموسی نسبت به دختران و حساسیت ورزیدن روی پاکی آنان و بی تفاوتی نسبت به هر کثافت کاری پسران ریشه در همان خودخواهی های تاریخی و پیشینه «مرد سالاری» دارد ؟ چه فرق میکند که ناموس یک فرد مورد تعرض پسر همسایه قرار گیرد، یا ناموس همسایه او توسط پسر آن فرد؟ مگر بنی آدم اعضای یک پیکر نیستند ؟ به احتمال قریب به یقین، اگر به جای فرزانه مقتول، برادر او نسبت به دختر همسایه چنین ستمی را روا داشته بود، پدر سنگدلش ، همچون خانواده داماد هوسباز، امروز مدافع پسرش بود و احساس غیرت ورزی هم نمی کرد! آیا همان قدر که به دختران توصیه عفت و نجابت می شود و از فریب و فساد افسار گسیختگان جامعه هشدارشان می دهند، به پسران هم هرگز توصیه می شود نگاه ناپاک به ناموس دیگران نداشته و با شرافت کسی بازی نکنند؟ در حالیکه در کتاب دینی مسلمانان به هردو جنس (زن و مرد) گفته اندام جنسی خود را بپوشانند ، به هردو گفته چشم چرانی نکنند ، هر دو طرف را از هم جنس بازی هشدار داده، کیفر هر دو جنس را در فحشای علنی مساوی قرار داده، . . . و اصلاً زن و مرد را یک انسان در دو جلوه معرفی کرده است .
۴-ضرورت تبدیل تشریفات و آداب دینی به اخلاق و ایمان واقعی از گزارش خبری چنین بر میآید که این جنایات در خانوادهای از طبقه سنتی و محافظه کار شهر مذهبی اصفهان رخ داده و پدر خانواده اهل مسجد و نماز و زیارت بوده است! این هم بُعد دیگری از فاجعه فرهنگی جامعه ماست. وقتی اصل و اساس دین که ایمان و اخلاق وعمل صالح است فراموش گردد و همه هم و غم ها و هنر و همت ها معطوف به تظاهرات دینی و تشریفات، بزرگداشت ها و سوگواری های خالی از آموزش و آگاهی بخشی از اخلاق و عملکرد اسوه های ایمانی باشد ، برای قاطبه مردم چه ملاک و معیاری برای تصمیم گیری در این دو راهی های سخت زندگی می ماند؟ وقتی قرآن که قلب معنوی اسلام است در جامعه به ظاهر مذهبی از طپش افتاده و تنها قالب های فقهی و سیاست های قومی قدرت طلب و تمامیت خواه رونق یافته، چه گره ای از آسیب های اجتماعی و دینی گشوده می گردد؟ با ضوابط فردی فقهی در فروع شریعت،که در قرون گذشته شکل گرفته، چگونه می توان مشکلات شهرهای میلیونی امروز را حل کرد؟ مشکل اساسی، از زاویه حقوقی و احکام کیفری به دین نگریستن است که همه فسادها را فقط در روابط جنسی، آنهم عمدتا در مورد زنان می بینند و فسادهای اساسی تر همچون فقدان آزادی و عدالت، بداخلاقی، رشوه، خود خواهی، خیانت و ... فراموش می شود .
این پدر جاهل و غافل اگر یک بارکتاب دینی خود را خوانده بود، می فهمید که هرگز در این متن کیفر مرگ ، مگر در قصاص قتل (آنهم در شرایطی خاص)، مجاز شمرده نشده و حداکثر تنبیهی که برای زن و مرد زناکار، که کارشان زناست (نه خطای موقت و نا خواسته یک نوجوان ) قائل شده، صدتازیانه است آن هم در صورتیکه در ملأ عام انجام شده و چهار شاهد عادل ناظر بوده باشند! یعنی موکول کردن تنبیه به امری تقریباً محال! برای پیش گیری و هشدار به منحرفان تا حریم اجتماع را پاس دارند. وگرنه مادام که چنین فسادی علنی نشده است، از آنجائیکه ضرر « اشاعه فحشاء » و انتشار خبر آن به دلیل ریختن قباحت عمل و آسیب اخلاقی که به جامعه وارد می کند، بدتر و گناه آلودتر از «اصل فحشاء » می باشد ، مصلحت بر آن است که در همان خانه حل و فصل شود و امری که مربوط به روابط خصوصی زن و مرد است به بیرون درز نکند . امّا مسئله «سنگسار» زنان شوهر داری که مرتکب فحشاء می شوند، حکمی است که از «تورات » و یهودیان مسلمان شده در صدر اسلام وارد کتابهای فقهی و تفسیری مسلمانان شده و هرقدر هم حدیث و روایت برای آن نقل کنند،مسلماً کوچکترین سند قرآنی ندارد. تفاوتی هم که میان کیفر زنای محصنه و غیرمحصنه (زنان شوهر دار و بی شوهر) قائل شده اند، و برای اولی سنگسار و برای دومی تازیانه را تعیین می کنند نیز امری صددرصد فقهی است که دیدگاه تاریخی و مصلحت جوئی برخی از فقیهان مسلمان را نشان می دهد و چنین دیدگاهی ، استنباطی بشری تلقی می شود. آنچه در قرآن (آیه ۴ سوره نساء) درباره وقوع فحشاء میان زنان (شوهر دار) در خانواده بیان شده، « نگهداری آنها در خانه برای محدود کردن و مراقبت و اصلاح آنهاست تا با گذشت زمان خداوند راه حلی برای آنان بگشاید .»
طبق نظریه اى تفسیری: «تا اگر گرفتار بحران غریزه شده، شاید دوره آن بگذرد و فروکش کند و اصلاح شود. یا عواطف مادری و مسئولیت اولاد او را به خود آورد، یا اگر گرفتار وسوسه و علاقه به مردی شده، آن شخص اصلاح یا منصرف شود یا بمیرد و همچنین. . . هر علتی که این زن را به فحشاء کشانده از میان برود، و در نهایت ، بیدار شدن وجدان ایمانی و توبه و برگشت. . . »
همانطور که ملاحظه می کنید ، کیفر فوق که بسیار ملایم تر از رفتار معمول در بسیاری از جوامع در طول تاریخ است، برای همسرانی است که با بی بند و باری خود اساس خانواده را در معرض آسیب قرار داده اند، در حالیکه مسئله نوجوان ۱۷ ساله به مراتب از این هم سبک تر بوده است، نه همسر و فرزند و تعهدی به کسی داشته، نه به اختیار و اراده خود ربوده شده، نه قصد تکرار داشته و نه شاهدی در این ماجرا وجود داشته است .
در ادامه نظریه فوق در مورد چنین ارتباطات غیرمجازی اضافه شده است : « همینکه با توبه، پاک و اصلاح شدند و صلاحیت یافتند، اندیشه مؤمنان نیز باید از بدبینی و آزار و سرزنش به آنان پاک شود و. . . از آزار و تعرض به آنان روی بتابند و به آنان روی خوش و پذیرش بنمایانند ، چه خداوند بس توبه پذیر و مهربان است ».
امّا در اعترافات پدر این نوجوان می خوانیم : «دخترم قبل از مرگ بارها عذر خواهی کرد و اشتباهاتش را گوشزد نمود» . «دختر جوان در سکوت دست خواهر بزرگترش را گرفت و اجازه داد تا پدر او را به کام مرگ بکشاند»
به راستی برای توبه و تغییر مسیر، چه شاهدی قابل استنادتر از این سخنان لازم بوده است و چرا یک فرد متکی به مناسک صوری دینی باید این مقدار بی خبر از اصول اولیه دین خود باشد ؟ •
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
موضوعات روز |
|
|
-
شاهزاده ای که من دوست می دارم!
از : -میرزاآقا عسگری- مانی : August 7th, 2008
-
افسونگری حباب ها و رنگ ها در ساحل لاگونا
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : August 7th, 2008
-
گره کور انرژی اتمی ایران
از : شهلا صمصامی - shahla_hodjat@yahoo.com : July 7th, 2008
-
زندگی در دوران نفت بشکه ای ۲۰۰ دلار
از : Jason Kirby & Colin Campbell برگردان: حجت گلپایگانی : July 7th, 2008
-
این، اول موبایل است
از : مسعود بهنود : July 7th, 2008
-
پایان تاریخ یا برگشت تاریخ؟
از : دکتر کاظم علمداری : June 6th, 2008
-
هیلاری! ما فقط دو تا گیلاسیم
از : نازلی احساس : June 6th, 2008
-
وقتی مراقبه می کنید، مراقب باشید
از : encyshirazi2006@yahoo.com - انسی شیرازی : June 6th, 2008
-
بزرگ مردان کوچک
از : شوكا صحرائى : April 10th, 2008
-
وجب به وجب
از : اشپيگل- برگردان: گلناز غبرايی : April 10th, 2008
|
|
-
دادگاه فدرال آمریکا، میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند!
از : شادی ملک لو - «شورای ملی ايرانيان آمريکايی» ناياک : April 10th, 2008
-
خشت نو از قالب دیگر
از : داریوش همایون : March 12th, 2008
-
بی دست، پای ِ سفره ی بی نان
از : بهزاد مهرانی : February 11th, 2008
-
نگاهی به رُمان بادبادک باز - اثر: خالد حسینی
از : انسی شیرازی : February 11th, 2008
-
چراغانی لحظه ها
از : انسی شیرازی : February 11th, 2008
-
تفاوت های فرهنگی
از : شهلا صمصامی : February 11th, 2008
-
بچه ها و پول
از : زری صادقی : February 11th, 2008
-
چگونه کار بیشتر را در زمان کمتر انجام دهیم؟
از : دکتر محمود شیخ : February 11th, 2008
-
عمری که رفت بر باد
از : بهزاد مهرانی : January 17th, 2008
-
بيلان آزادی مطبوعات در سال ٢٠٠٧
از : گزارشگران بدون مرز : January 17th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|