Thu, 28 Aug 2008 17:12:38 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles

دنیای ترسناک ما

مازیار توفیق
4.5 / 5 (2 Votes)
خاله سوسکه زندگی خیلی خوبی داشت، شوهری خوب و زحمتکش، بچه های تپل مپل و شیطون و خونه و زندگی تمیز و مناسب . تنها چیزی که در این دنیا اذیتش می کرد، وجود آقا موشه بود که اون حوالی زندگی می کرد . چرا که وجود او تهدیدی بود برای خاله سوسکه و خانواده اش .
آقا موشه هم برای خودش زندگی راحت و جمع و جوری داشت .با وجود اینکه مجرد بود، ولی خونه   تمیز ومرتبی داشت.  خونه اش پاتوق برو بچه های دیگه بود و همیشه مشغول پارتی و بزن و برقص و خوشگذرانی بودند.  همه چیز خوب و عالی بود، اما وجود پیشی خانم  یکمقدار برایش  ترسناک بود . چون یکجورایی ازش می ترسید و همیشه موقعی که از خونه بیرون می آمد، دعا می کرد که با او روبرو نشود .
پیشی خانوم که چند ماه پیش، شوهرش را در اثر تصادف با اتومبیل از دست داده و بیوه شده بود، مشغول بزرگ کردن بچه هاش بود. غذایی به دست می آورد و شکم خودش و بچه هاش رو سیر می کرد و زندگی آروم و بی سر و صدایی داشت . بعد از فوت شوهرش، او به همراه بچه ها دریک انبار گرم و نرم زندگی می کرد و شکر خدا به هیچکس نیازی نداشت،اما همیشه در اضطراب و دلهره آقا سگه به سر می برد. آخه آقا سگه توی همون خونه ای زندگی می کرد که او درانباری اش می خوابید.
آقا سگه برای خودش یک خونه چوبی و زیبا داشت وهمیشه غذای گرم و تازه و آب تمیز و خنک برایش آماده بود. دکتر می رفت، واکسن می زد، هرروز به گردش می رفت، سالی دو مرتبه ازدواج می کرد و داماد می شد (!!!)  و خلاصه همه چیزش مرتب بود و هیچ کمبودی نداشت. تنها مشکلش این بود که بدجور از صاحبش می ترسید و بدون اجازه او هیچ کاری نمی تونست بکنه.
صاحب آقا سگه، پسر بچه ده- دوازده ساله ای بود که به همراه و پدر ومادرش در آن خانه زنگی می کرد. صبحها به مدرسه می رفت و عصرها هم به دنبال دوچرخه سواری وفوتبال و بازی های دیگر بود. خیلی خوشحال و سرزنده بود. عاشق پدر ومادرش بود ، اما یکخورده از خانوم معلمش می ترسید و  هرروز صبح با دلشوره از خانه به مدرسه می رفت .
خانم معلم که زنی جوان و زیبا بود، درطول هفته به بچه ها درس می داد. او آدم بدی نبود ولی یکمقدار با جذبه و جدی بود و در مورد درس و مشق بچه ها حساسیت نشان می داد. او عاشق شغلش و عاشق بچه ها بود ، اما با مدیر مدرسه، زیاد راحت نبود و همیشه با او در یک حالت رودربایستی به سر می برد.  چون بالاخره او در آن مدرسه کارمند بود و مدیر مدرسه، رئیس او.
آقای مدیرکه مردی میانسال و جا افتاده بود، به علت مسولیتی که داشت ، بسیار دقیق ومنظم بود واین دقت و نظم را از سایر معلمین مدرسه نیز انتظار داشت و در اجرای آن خیلی اصرار می ورزید، زیرا هدایت حدود صد دانش آموز به نحو احسن کار ساده ای نبود. به  خصوص اینکه او  مجبور بود جوابگوی سئوالات رئیس مافوقش، یعنی رئیس آموزش و پرورش شهر نیز باشد و همیشه این موضوع باعث دلهره و دلشوره او بود.
ریاست آموزش و پرورش شهر،  به عهده یکی از معلمان قدیمی و با تجربه بود که سالهای سال در این کار تجربه داشت .او بسیار مسلط و کارآزموده بود و الحق که کارش را همیشه به نحو احسن انجام می داد، ولی با این حال، هنگامی که با وزیر آموزش و پرورش در جلسه ای روبرو می شد، دلهره عجیبی سراسر وجودش رو در بر  می گرفت و تا پایان جلسه در اضطراب به سر می برد.
جناب وزیر، یکی از قدیمی ترین وزرای کابینه دولت و دارای سوابق و افتخارات فراوانی در عرصه سیاسی کشور بود و از نزدیکان رئیس جمهور به حساب می آمد. او فرد بسیار با نفوذ و قدرتمندی بود اما هنگام ارائه گزارشات خود به شخص رئیس جمهور، یکمقدار مضطرب می شد و همیشه دعا می کرد که ایکاش یک اتفاقی می افتاد و این جلسه هیات دولت کنسل می شد و او از این حالت تشویش بیرون می آمد.
رئیس جمهور که بالاترین فردتصمیم گیرنده در کشور بود، به همه امور لشگری و کشوری رسیدگی می کرد،کشوراز نظر ثروت، سطح بهداشت و فرهنگ، در حد قابل قبولی بود. آمار فقر و بیسوادی و جنایت در پایین ترین حد و «تقریبا» همه مردم از حکومت خود راضی بودند، اما شخص رئیس جمهور پیوسته در اضطراب به سر می برد، چون او می دانست که یکی از کشورهای همسایه که جزو متحدان او به حساب نمی آمد، دارای نیروی نظامی برتری نسبت به او می باشد.بنابراین همیشه در دلهره و ترس از آغاز یک جنگ با همسایه به سر می برد.
اما کشور همسایه که از قدرت نظامی «نسبتا» بالایی برخوردار بود، «اصلا» به فکر جنگ بااین کشور نبود. بلکه مسئولین آن کشور نیز از ترس قدرت های بزرگتر ، خود را به سلاحهای مختلف مجهز کرده بودند.
کشورهای قدرتمند دنیا که خود به تنهایی، جزو قدرتمندترین کشورهابه حساب می آمدند، از ترس یکدیگر، باهم یک اتحاد نظامی تشکیل داده و تبدیل به یک قدرت بی اندازه بزرگ شده بودند که دارای انواع سلاحهای سبک وسنگین، موشک های دوربرد و قاره پیما، بمبهای اتمی، لیزری وهدایت شونده بودند.
یکی از فرماندهان ارشداین ائتلاف بزرگ، خانمی بلند قامت و با جذبه بود که دارای تحصیلات وسوابق فراوان و درخشانی در امور سیاسی و نظامی بود . او همچنین به چهارزبان زنده دنیا تکلم می کرد و استاد روانشناسی و جامعه شناسی نیز بود.
در یکی از جلسات فرماندهی، هنگامی که او مشغول ایراد یکی ازنطق های آتشین خود بود، ناگهان در لابلای کاغذهای خود ، با خاله سوسکه کوچولوی داستان ما که «اشتباها» در کیف او رفته بود، مواجه شد.
او چنان شوکه شد و جیغ کشید که همه حاضرین در جلسه، که خود از فرماندهان بزرگترین قدرتهای جهان بودند از جای خود نیم متر به هوا پریدند. خاله سوسکه هم که حسابی ترسیده بود، به سرعت برق،  پا به فرار گذاشت...

  •••

واقعاً  که مسخره است. در این دنیا همه ازهم می ترسند و حساب می برند، اما کمتر کسی پیدا میشه که از خدا بترسه و حساب ببره!
فکرش رو بکنید، عجب دنیایی می شد ، آن دنیایی که در آن  هیچکس از هیچکس نمی ترسید و همه فقط از خدا می ترسیدند!
آیا فکر می کنید در آن صورت بازهم  عشق قدرت ، چشمان مردم و مسئولین رو کور می کرد؟
آیا فکر می کنید در آن صورت بازهم شاهد این همه حق کشی و نامردی بودیم؟
آیا فکر می کنید در آن صورت بازهم شاهد این همه مسابقات تسلیحاتی و لشکرکشی بودیم؟


4.5 / 5 (2 Votes)
صفحه نخست > فارسی > طنز

Submit Comment On Article Latest English Articles On Payam-e-Ashena
Your Name:
Your email: (will not be published)
Subject:
Comment Text: 500 characters Maximum


Tomato and Basil Bruschetta - Chicken & Broccoli Casserole دستور غذای آسان
By : حوری قهرمانی
August 7th, 2008: خوراک مرغ و براکلی  مواد لازم:- یک بسته ۱۲ اونسی گُل براکلی- ۴ تکه سینه مرغ بدون پوست به دو قسمت تقسیم شده  یک و نیم ...
California Legalizes Marriage For All… But For How Long?
By : Maria T. Reid, Esq - mtreid@lawwiz.com
August 7th, 2008: On June 17, 2008, California began issuing marriage licenses to couples without regard to sexual orientation following the ...
IRVINE TEACHERS & PERSIAN CULTURE
By : Hossein Hosseini - hosseinih@hotmail.com
August 7th, 2008: What do some 20 Irvine teachers have in common with Iranian Americans? They now know as much if not more about Persian history ...
In the search of the love you want
By : Farzaneh S. Khazrai, Ph.D. - Marriage & Family therapist - www.drkhazrai.com
August 7th, 2008: Most single people fall into two situation categories. One is when singles are not in a relationship and just dating here and ...
No way back
By : Pedram Moallemian
July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...
Posted Comments On Article

آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست



نظرسنجی
لطفاً نظرتان را در باره این سایت بنویسید
بسیار خوب
خوب
متوسط
بی ارزش

عکس و ویدیو
  

  

Copyright ©2000 - 2008 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com