
سینمای جشنواره یی ایران که باعث شهرت سینمای ایران در خارج شد، چندان راهگشای فیلمسازان جوان و هنرمند نبود. تعدادی فیلمساز را مطرح کرد و با همان تعداد هم افول نمود. امااین باعث نشد تا سینماگران جوان و به ویژه زنان فیلمساز از ساختن فیلم دست بکشند. در واقع آنها پرتلاش تر و مصمم تر در رشته های متفاوت (مسند، داستانی و...) فیلم های ارزنده ای را می سازند که باعث خوشوقتی بسیار است.
از آن میان، دو فیلم که اخیراً در «جشنواره بین المللی فیلم تیبران» هم به نمایش درآمد، بیشتر حائز اهمیت است: «حیاط پشتی تهران» و «سیانوز».
«حیاط پشتی تهران» را «راکسانا پوپ» که یک دختر هنرمند ایرانی-انگلیسی تبار است ساخته و داستان زن خدمتکاری است که سالیان دراز از جنوب شهر به شمال تهران می رود تا در خانه افراد مختلف به عنوان خدمتکار کار کند. «پوپ» رفت و برگشت روزانه این زن و زندگی کاری و خصوصی او را که دارای شوهری نابیناست با چند فرزند، بدون دخالت در زندگی او ضبط می کند و گرچه حضور دوربین، صفت مهمان نوازی و آبرو داری خاص ایرانی را در صحنه یی که سفره شام چیده می شود بر می انگیزد و سفره یی رنگین با غذاهایی رنگین تر پهن می شود، اما در کل، این گفتاری است که این زن به عنوان گوینده فیلم در طول این مستند بازگو می کند که بخشی از جامعه ی مذهبی و جنوب شهری را با سادگی ولی قابل تعمق به تماشا می گذارد.
فیلم «سیانوز» ساخته «رخساره قهرمانی» داستان یک نقاش خیابانی است به اسم «جمشید امین فر» که دیده ها و احساسات فکری اش را در تابلوهایی آتشین منعکس می کند. جدال او با مأموران دولت برای جمع آوری آثارش در پیاده روی خیابانها از یک طرف، و نگرانی خانواده اش از بی سرانجامی این کار از طرف دیگر، او را در یک تقاطع روحی درگیر می کند. در این حیص و بیص دیدارهای مکرر او با یک زن فرانسوی که شیفته ی نقاشی های او شده، به عشقی ممنوع منجر می شود و نگرانی جدیدی را برای او بخ وجود می آورد که آیا این زن فرانسوی او را ترک کرده و به کشورش باز خواهد گشت؟
«رخساره قهرمانی» می کوشد جدا از نمایش درگیری های روزانه این نقاش، به درون دنیای روحی اندیشه های پر جوش و خروش او نیز نقبی بزند و برای همین، تصاویر ذهنی او را به طور کار تونی در لحظه هایی که افکار نقاش به آنسو پرواز می کند، با صحنه های واقعی در هم می آمیزد که در تأثیر نگارش افکار این نقاش هنرمند سخت مؤثر است.
آنچه این دو فیلمساز زن ایرانی، یکی در ایران و دیگری در یک کشور خارجی، با انتخاب دو شخصیت متفاوت جامعه امروز ایران مطرح می کنند، بیان ویژه و عمیقی است که درباره مردمی که در جامعه پیچیده ایران زیست می کنند و می کوشند سوا از تمام موانع پیش رویشان، زندگی را با کل دشواری هایش به جلو پیش ببرند و سربلند و شکست ناپذیر با آن مبارزه کنند.
جای خوشوقتی است که این زنان فیلمساز، که جنسیت شان نباید مطرح شود (چرا که هنرشان که همان فیلمسازی باشد، باید ملاک اصلی کارشان قرار گیرد) بی توجه به این موضوع، یکی زندگی مردی و دیگری زندگی زنی را که از دو قشر جامعه ایران هستند ،برای سوژه فیلم هایشان برگزیده اند.
به این مورد اشاره شد چون اغلب در جوامع شرقی روی جنسیت افراد همواره تأکید می شود در حالی که دوربین فیلمبرداری، جنسیت نمی فهمد و آن چه مهم است، همانی است که روی پرده نقش می بندد