
شرکت ندادن زنان در انتخابات، برآمد هراس مردان روشنفکر از درآیش سیاستمداران بی خرد نیست، این پدیده باز یافت هراس مردان کوته فکر از برتری زنان خردمند بر سیاستمداران بی خرد است» (1)
پس از پایان جنگهای داخلی آمریکا (1865 - 1861)، صدای چالش دو دهه ای زنان برای شرکت در انتخابات، بایستی بگوش همه ای شهروندان در بخشهای مختلف می رسید و پابپای دگرگونی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چشم گیر کشور، پویا می ماند.
برای «الیزابت کادی» و «سوزان آنتونی»، دو زن مبارز، گاهِ آن رسیده بود که بیشتر برای درخواست لغو قانون بردگی و آزادی سیاهپوستان بکوشند. آنها بر این باور بودند که اگر قانون لغو بردگی به اجرا درآید، راهی برای درخواست های آزادی اجتماعی زنان نیز گشوده خواهد شد. بر این پایه، «سازمان ملی زنان هم پیمان» را پایه گذاری کردند، تا بدینوسیله همگان را برای درخواست ویرایش قانون بردگی آماده کنند.
با این فرادادها، در بهار سال 1861 توانستند چهار صد هزار امضاء را گردآوری و سیزدهمین درخواست اصلاح قانون را به پارلمان ارائه دهند. سر انجام در سال 1865 این قانون با آزادی بردگان به تصویب رسید. پس از این پیروزی، چهاردهمین درخواست ویرایش قانون اساسی به مجلس رفت و از پارلمان خواسته شد که همه ای بردگان، شهروند آمریکایی شناخته شده و از همه گونه امتیاز برخوردار گردند. هم چنین، این قانون در همه ی بخشهای آمریکا اجرا شده و هر سیاهپوست (زن و مرد) بالای 21 سال حق تابعیت، امتیازات کامل شهروندی و حق شرکت در انتخابات داشته باشد.
در سال 1868 این قانون نیز به تصویب پارلمان رسید، ولی با شگفتی بسیار زنان همراه شد. زیرا در این قانون تنها به مردان سیاهپوست حق رأی داده شده بود و نامی از زنان (سفید یا سیاهپوست) برده نشده بود. این دوگانگی قانون، زنان مبارز را بخشم آورده و جسورانه به خیابانها ریختند و با شعار: «مردان، حقوقشان، و نه چیزی بیشتر- زنان، حقوقشان و نه چیزی کمتر» (2) چهاردهمین ویرایش قانون را نقد کردند.
پس از این رویداد، «الیزابت» و «سوزان»، از پشتیبانی سیاهپوستان کناره گرفته و مسیر مبارزه را به هدف نخستین خود که گرفتن حق رأی و شرکت زنان در انتخابات بود کشاندند.
تا این زمان، همه ی زنان روشنفکر و آزادیخواه، با یکدیگر همکاری می کردند. هنگامی که «الیزابت» و «سوزان» دست به اعتراض زدند، برخی از زنان با آنها مخالفت کرده و بر این روی، زنان مبارز به دو دسته و با دو هدف ویژه از هم جدا شده و هر گروه سازمانی برای خود تشکیل دادند. گروهی بسرپرستی «الیزابت» و «سوزان» در «سازمان زنان آمریکایی طرفداران حق رأی»، و دسته ای دیگر به رهبری «لوسی ستون» و «هنــــــری بلاک ول» ، با سازمانی به نام «سازمان ملی زنان طرفدار حق رأی» همکاری می کردند. (3)
«الیزابت» و« آنتونی» می کوشیدند تا خواسته های خود را یکباره بصورت قانون فدرال برای همه ی بخشهای آمریکا از پارلمان بگذرانند، در حالیکه گروه دوم و«لوسی»، بر این باور بودند که بهتر است قانون در یک یک بخشها به اجرا درآید و هنگامی که بیشتر بخشها قانون را پذیرا شدند، به صورت قانون فدرال در آید. جدائی و مبارزه این دو دسته که برای رسیدن به یک هدف و خواسته بود، بیست سالی به درازا کشید و نیروی اقتصادی، انسانی، طرفداران و مبارزان آنها نیز به دو شاخه تقسیم شدند.
آنچه که خواسته ی این دو گروه بود، در پانزدهمین درخواست ویرایش به مجلس رفت. سرانجام نخستین گام برداشته شد و پیروزی فرا رسید و قانونگذاران در شهر «ویومینگ» حق شرکت در انتخابات را به زنان مژده دادند. این نخستین بخش از آمریکا بود که به همه ی شهروندان، زن و مرد، سفید و سیاهپوست امتیاز اجتماعی برابر ارائه می کرد. در 1890 «ویومینگ» به استان تبدیل و بایستی به اتحادیه ی استانها می پیوست. قانوگذاران شرط پیوست آنها را به اتحادیه بر پایه ی لغو قانون شرکت زنان در انتخابات گذاشتند. روشن است که درخواست آنها پذیرفته نشد و قانونگذاران در «ویومینگ» پاسخ دادند : «برای ما بهتر است که از همبستگی به اتحادیه چشم پوشی کنیم، تا بدون حقوق اجتماعی زنان به اتحادیه به پیوندیم». (4) با این قرارداد، «ویومینگ» نخستین استان از آمریکا بود که به زنان آزادی اجتماعی برابر با مرد را به صورت قانون شناخت. این پیروزی راه را برای پیشرفتهای دیگر مبارزان گشاده تر نمود و «سوزان آنتونی»، نخستین زن آمریکایی در اول نوامبر 1872 در «راچستر» در نیویورک برای شرکت در انتخابات نام نویسی کرد. «سوزان»، به امید قرار، پیمان و پشتیبانی جمهوریخواهان از حقوق اجتماعی زنان، و با در دست داشتن گواهی از ویرایش های چهارده و پانزده قانون اساسی، او،سه خواهرش و پنجاه زن همرزم دیگر شیفته ی رأی دادن شدند.
هنگامی که برای شرکت در انتخابات رفتند، بازرس های انتخاباتی از شرکت آنها جلوگیری کردند. «سوزان »چهاردهمین ویرایش قانون اساسی نیویورک را برای آنها باز خواند، و روشن نمود که در هیچ جای قانون سخنی از جنسیت برای رأی دادن نرفته و به آنها گفت: «اگر بدینوسیله امتیاز شهروندی را از ما باز گیرید، شما را به دادگاه جنایی خواهم کشاند و می دانید که به پرداخت تاوان هنگفت وادار خواهید شد. بی شک در این راه موفق و پیروز خواهم شد»(5)با میانجگیری سرپرستان گروه مبارزان و دادرس های دادگستری، زنان نام نویسی کردند و در بامداد روز 5 نوامبر 1872 «سوزان» و همراهانش رأی ها را به صندوق ریختند. در پسین همانروز، روزنامه ها، بازداشت شرکت کنندگان زن را در انتخابات، از دادرسان و قانونگذاران درخواست کردند. سه هفته پس از این رویداد، در 18 نوامبر، معاون فرمانده ی نظامی به خانه ی «سوزان» آمده و خبر بازداشت را به او دادند. «سوزان» پروانه خواست که لحظه ای به او امان دهند تا آماده شود. پس از چند دقیقه، به در خانه آمد و دستها را برای قفل زدن به سوی افسر مأمور دراز کرد و افسر بدون دستبند، او را سر راست به زندان روانه کرد. - ناتمام
1 - Catt, Carrie Chapman. 2 - Nash, Rust Carol, The Fight for Women‘s Right to vote in American History, Enslow Publishers, INC. USA, 1998, P. 30 3 - Keller, Thoennes Kristin: The Women Suffrage Movement, 1848 - 1920. Capstone Press, Minnesota, 2003, p. 24. 4 - IBID 5 - Barry, Kathleen, Susan & Anhony: A Biography of a singular feminist, New York: New York University Press, 1988, p. 250.