Wed, 07 Jan 2009 05:09:04 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles




Payam e Ashena Polls
لطفاً نظرتان را در باره این سایت بنویسید
بسیار خوب
خوب
متوسط
بی ارزش
Watch News Video
Photo Gallery
Advertisements





خواجه حافظ، کاشف رازهای نهان جامعه ما

دکتر هیبت الله باقی
5 / 5 (3 Votes)

خواجه حافظ، 
کاشف رازهای نهان جامعه ما
                           
حدیث آرزومندی، که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی غلط باشد، که حافظ داد تلقینم
                                          «حافظ»


این رند خطه شیراز کیست که در طول عمر تقریبی هفتاد ساله اش آنگونه زیست که نشانی از زندگی شخصی خود بجای نگذاشت. نه دستخطی از او بجا مانده است و نه برگی از خاطراتش.  ولی امروز بعد از بیش از 750 سال که از مرگ او میگذرد، صدایش را بلند تر و رساتراز زمان او می شنویم.  این شاعر بزرگ پس از مرگش، همچون سمندری از درون خاکستر برخاست و رازهای نهفته زمانه خود را با مشتاقانش در میان نهاد. برخلاف روال معمول شاعران، حافظ حتی دیوان شعر خود را در زمان حیاتش  تنظیم نکرد.  نمیدانیم که آیا همسر و فرزندانی داشته است یا نه. بعبارتی دیگر زندگی و اشعارش پر از رمز و راز است.  براستی این رند کیست که با اینکه در فقر، مسکنت، تنهایی و بیماری در گذشت و با اینکه متشرعان و قشریون مذهبی بارها قصد تخریب آرامگاه و زدون نامش را کردند، ولی امروز هموطنان ما از دیوان غزلیاتش فال می گیرند، او را کاشف راز می دانند و آرامگاهش را زیارتگه رندان جهان می خوانند.  بعد از مرگ شاعر، پیرامون زندگی اش افسانه ها ساخته شد و اشعارش نیز درپشت  پرده ای از ابهام قرار گرفت و هر کس اشعار او را از پشت عینک آرزوها، تجربیات وتعصبات خود تفسیر کرد.  تو گویی  فراموش شد که شاعر در هر شعرش پیامی دارد واو از ترس محتسب و قشریون مذهبی زمان، پیامش را با زبانی نمادین (سمبلیک) بیان می کند.  این موضوع نیز ازتصادفات و اتفاقات تاریخی است که تشابهات بسیاری بین زمان معاصر تاریخ ما و یکی از دوران خاص زندگی حافظ وجود دارد که دراین مقاله، با اشاره به اشعاری از او، این تشا بهات نشان داده می شود.

در بین شاعران بزرگ ایران، زندگی و اشعارهیچ شاعری مانند خواجه حافظ ، مورد پژوهش قرار نگرفته است .بدیهی است که دلیل عمده این پژوهش ها این است که شاعر، در زمان حیاتش دیوان اشعار خود را تنظیم نکرد و در واقع پس از مرگ او دیوان اشعار او جمع آوری شد و انتشار یافت.  تقریبا بیست سال بعد از مرگش دیوان ناقصی از او، با بیست غزل تنظیم شد و حدود صد سال بعد از مرگ او،دیوان نسبتا کاملی با 495 غزل از حافظ تدوین یافت.  شادروان دکتر خانلری برای جمع آوری و تدوین غزلیات حافظ به 14 نسخه مختلف دست یافت که  با هم اختلاف زیادی داشته اند و با مقایسه آن نسخه ها،«دیوان حافظ خانلزی» را تنظیم و منتشر ساخت. ولی بسیاری از پژوهشگران حافظ شنا س، معتبرترین دیوان حافظ را نسخه ای می دانند که محمد قزوینی  و دکتر قاسم غنی جمع آوری و منتشر کرده اند.
بدیهی است که کلمات وجملات وسیله ارتباط بین انسانهاست و ایجاد هر ارتباطی به زبان خاص خود نیاز دارد وحافظ شاعر بزرگ ما، برای کاربرد واژه هایش در قالبی موزون و قافیه دار، موضوع و مفهوم خاصی را در ذهن خود داشته که میخواسته است آن مفهوم را بازبان شعر به خواننده منتقل سازد. تصور نمی رود که شاعر میخواسته با کلماتی موزون و زیبا، اثری را ارایه دهد تا خواننده هر گونه که دلش خواست آنرا تفسیر و تعبیر کند. بدون تردید در زمان شاعر، وقتی او از «محتسب» سخن می گوید، خوانندگان شعرش در آن روزگار می دانستند که او اشاره به سلطان محمد مظفری،حاکم متشرع و مستبد فارس دارد:
 خدا را محتسب ما را بفریاد دف و نی بخش    
که سازشرع از این افسانه بی قانون نخواهد شد
حافظ از ترس محتسب، فقیه و قشریون مذهبی، کلام و پیام خود را در پوششی از سمبل و ایهام و کنایه بیان می کند و مخاطبان زمان شاعر،  با این سمبل ها  آشنایی داشته و پیام او را درک می کرده اند.
من این خطوط نوشتم چنانکه غیر نداند    
تو هم زروی کرامت چنان بخوان که تو دانی
برای درک و فهم معانی غزلیات این شاعر بزرگ،  ابتدا باید ازتفسیر و تعبیر های شخصی و دلبخواه از اشعاراو خود داری کرده وبرای  پی بردن به معانی اشعار پراز رمز و راز او،  پژوهش هایی را که در باره تاریخ عصر حافظ موجود است، مطالعه وسپس ارتباط بسیاری از اشعار او را با حوادث و وقایع خاص تاریخی زمان او کشف کرد (به کتاب تاریخ عصر حافظ از دکتر قاسم غنی مراجعه کنید).  
در سالهای اخیر، در زمینه جهان بینی حافظ  که  «عرفان رندی» نامیده  شده است، آقای داریوش آشوری اثر مهمی  را بنام «عرفان و رندی در حافظ» منتشر کرده و  نشان میدهد که ذهن حافظ از یک سیستم فکری عرفانی که بر افکار عارفان زمان او غالب  بوده است  پپروی می کند که آن را «عرفان رندی» می نامد. بحث سیستم فکری حافظ موضوع این مقاله نیست و خواننده علاقه مند می تواند به این کتاب مراجعه کند.

در باره اینکه چرا حافظ در زمان حیاتش دیوانی جمع آوری نکرد، علت عمده آنرا می توان ترس از متعصبان مذهبی و  حاکمان قشری زمانه اش ذکر نمود. حافظ در یکی از آشفته ترین دوران تاریخ کشور ما می زیسته است و بسیارمورد آزار حکومت های خود کامه و قشریون مذهبی  زمانه اش قرار داشته است.  از اینرو سعی کرده است با بکار بردن زبانی نمادین (سمبلیک) و پر از ایهام،  پیام خود را به مردم برساند، بگونه ای که فتنه برنخیزد. ابیات زیر شاهدی بر این مدعاست که شاعر مورد آزار قرارگرفته است :

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت   
مگر آه سحر خیزان سوی گردون نخواهد شد
***
گر از این منزل غربت بسوی خانه روم      
دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
با اشاره به بیت زیر از حافظ، بعضی از فقیهان زمان، به استناد اینکه حافظ به روز قیامت معتقد نیست و شک در روز قیامت کفراست قصد تکفیر او را داشته اند:
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی
حافظ که سخت از این شایعه به وحشت افتاده بود به نزد یکی از شیوخ زمان بنام شیخ زین الدین ابوبکر که با او رابطه دوستی داشت رفت و ماجرا را برایش شرح داد وبرای رهایی از این مهلکه از او یاری خواست.  شیخ، به حافظ پیشنهاد کرد که از آنجایی که نقل کفر، کفر نیست قبل از این بیت، بیت دیگری درج کند تا آن بیت شعر را به  صورت نقل قول در آورد که حافظ با سرودن بیتی دیگر خود را از این مهلکه می رهاند و شعر بدینصورت در آمد:
این حدیثم چه خوش آمد که سحر گه می گفت
   بر در میکده ای با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد            
وای اگر از پس امروز بود فردایی
حتی بعد از مرگ شاعر نیز کوته بینان و قشریون مذهبی چندین بارقصد تخریب آرامگاه او را داشتند، ولی گذشت زمان نشان داد که  هنوز دیوان غزلیات او یکی از پرخواننده ترین اشعار در بین فارسی زبانان است.  در شرایط  حاکم بر کشورمان، بعضی از هموطنان ما، بیت های زیر از حافظ  را به خاطر سپرده اند و گویی وضعیت  پیرامونشان را در کوتاه ترین جملات توصیف می کنند:
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
      دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
                         ***
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
     چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
                         ***
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
                        ***
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
 ***
فقیه مدرسه، دی مست بود و فتوا داد        
که می حرام ولی به مال اوقاف است
***
خدا رامحتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که سازشرع ازاین افسانه بی قانون نخواهد شد
***
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند       
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
این بیت آخر نیز دلیل روشن دیگری است برای مشابهت شرایط کنونی جامعه ما با عصر حافظ در دوران حکومت سلطان محمد مظفری.   نویسنده این مقاله، در دوران دانشجویی ام در ایران قبل از انقلاب، برای پیدا کردن معنی کلمه تعزیر(به معنی تادیب و مجازات فقهی)  که کلمه چندان آشنایی بنظر نمی رسید، مجبور بودم به  فرهنگ لغات مراجعه کنم.  ولی امروز با وجود اداره ای بنام «اداره کل تعزیرات» در تهران،تصور نمی کنم هموطنان ما برای پیدا کردن معنی «تعزیر» در این شعر حافظ،  نیازی به مراجعه به فرهنگ لغات داشته باشند وافرادی نیز معنی این واژه را با پوست و استخوان خویش احساس کرده اند.

اجازه بدهید در اینجا به یکی از خصومت های دیرینه فقیهان قشری، نسبت به حافظ که در«وبلاگ » یکی از روزنامه نگاران داخل ایران بنام آقای محمد نوری زاد، در ماه سپتامبر همین سال،  جنجالی در مطبوعات ایران بپا کرد اشاره ای بکنم. این نویسنده که شهرتش به خاطر تهیه سریال ها و فیلم های مذهبی است،  به خاطر اینکه به «حریم مرجعیت»توهین کرده، تحت تعقیب مقامات قضایی قرار گرفته است. آقای محمد نوری زاد در وبلاگ خود، با لحنی خیرخواهانه به انتقاداتش به بخشی از روحانیت پرداخته است. او بویژه سانسور در وزارت ارشاد و ازجمله تصرفات زیادی در دیوان حافظ را به خاطر درخواست و حساسیت  تنی چند ازروحانیت به این شاعربزرگ معرفی کرده است.  به نوشته محمد نوری زاد:
«متصدیان، بیش از نیمی ازاشعار حافظ را به دلیل اهانت به ساحت شیخ و گربه زاهد و شخص عابد و آقایان اهل فتوا و منبر و واعظین و ریاکاری و تزویر این جماعت هفت خط...غیر چاپ دانسته و زیر بسیاری از اشعار استغنایی او را با قلم قرمز خط کشیده اند.»

 لابد مانند لغت نامه دهخدا که با تغییرات و تحریفات بسیار چاپ جدید آن به بازار آمده است، باید منتظر دیدن دیوان جدیدی از حافظ، با تحریفات وزارت ارشاد جمهوری اسلامی باشیم.

 تو گویی این داستان تاریخ و فرهنگ استبداد زده ماست که باز هم در این عصر، خود را تکرار میکند. قشریون مذهبی، از زنده  یاد  شاعربزرگ معاصر، احمد شاملو حتی بعد از مرگ او در هراسند و سنگ قبر ساده او را تا کنون چندین بار شکسته اند و امسال از برگزاری مراسم سالروز مرگ او جلوگیری کردند. اگر حافظ در زمانه بیدا د گران پیرامونش سرود که:
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
       پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید             
مشکل حکایتی است که تقریر می کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند         
منع جوان و سرزنش پیر  می کنند

ولی شاملو، شاعر روزگار ما شرایط پیرامونش را چنین توصیف می کند:
دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دلت را می بویند
روزگار غریبی است، نازنین
و عشق را
کنار تیرک راهبند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
روزگار غریبی است، نازنین
آن که بر در می کوبد، شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آری هر سنگی که از فلاخن حاکمان مستبد رها می شود، ابتدا بسوی شاعران و نویسندگان آزاد اندیش و آزادیخواه جامعه ما  رها می شود. ولی تفاوت عمده ای که عصر ما با زمان حافظ دارد، این است که  با تحولات و پیشرفت های عصر اینترنت و وجود هزاران «وبلاگ»، اندیشمندان جامعه ما، همین امروزبا نوشته های خود، تاریخ عصر و روزگار ما  رابروشنی ثبت میکنند و صدای اعتراضشان را بگوش انسان های آزاده در سراسرجهان می رسانند.    
 



5 / 5 (3 Votes)
Home > فارسی > تاریخ، فرهنگ و هنر



Submit Comment On Article Latest English Articles On Payam e Ashena
Your Name:
Your email: (will not be published)
Subject:
Comment Text: 500 characters Maximum


The Wish List
By : Babak Eskandari - goodteacher64@hotmail.com
December 5th, 2008: Every New Year people usually wish for health, happiness, prosperity, and peace, in their lives and the world. I do the same ...
Chiropractic Care Gives Hope to Patients with Migraine Headaches
By : Dr. Nona Djavid, D.C - drdjavid@balanceinmotion.com
December 5th, 2008: Chiropractic Care Gives Hope to Patients with Migraine HeadachesHeadaches are a very familiar problem in today’s society ...
Children and Divorce
By : Farzaneh S. Khazrai, Ph.D. Marriage & Family Therapist www.drkhazrai.com
December 5th, 2008: Children and Divorce-- Painful experience --The effect of divorce on children---Part two To loving parentsIn the last issue, I ...
Croatia
By : Rafael McMaster
December 5th, 2008:      A hidden gem in the shadow of Europe's more famed tourist destinations, Croatia is a spellbinding escape of ...
No way back
By : Pedram Moallemian
July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...

Posted Comments On Article




First Time Visitor Since Feb 2005
CLICK  HERE TO SEE OUR VISITOR LOG

Copyright ©2000 - 2009 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed sh.paidar & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com