Wed, 07 Jan 2009 06:00:19 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles




Payam e Ashena Polls
لطفاً نظرتان را در باره این سایت بنویسید
بسیار خوب
خوب
متوسط
بی ارزش
Watch News Video
Photo Gallery
Advertisements





قصّه ی عشق

انسی شیرازی encyshirazi2006@yahoo.com
5 / 5 (1 Votes)

قصّه ی عشق

وصل تو گنجی ست پنهان از همه
هر که گوید یافتم دیوانه ای است     
«عطار»


یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس و هیچ چیزی نبود. زمان نبود. پس ثانیه ها و روزها و سال ها و قرن ها هنوز تعریف نشده بود و تنها زمانی که بود همین زمان «حال» بود.  «اینجا» و «اونجایی» هم نبود.  چون همه جا  همین «اینجا» بود و خدا هم همیشه «اینجا» بود.  تا اینکه خدا تصمیم گرفت تو آینه خودشو نگاه کنه!  فکری کرد و طرحی ریخت و در یک آن، طرح اش رو عملی کرد.  صدای انفجار عظیمی اومد نگفتنی و همه چیز یکهو «شد»!  چی شد؟  گفتم که آینه ی خدا شد و چون تو همه چیز از خودش دمیده بود راستی راستی شاهکار شد!  شاهکار  چیه، «بی تا» شد.  خدا یه نگاهی کرد و عاشق شد. آره! اینجوری بود که کل کاینات در آنی «هست» شد و خدا عاشقِ هر چی هست شد.  حالا می خواست بره تو تمام آینه هاش و از تو آینه ها خودشو نگاه کنه! خیلی زود راهشو پیدا کرد.  رفت و تو چشمهای همه ی مخلوقات خودش نشست، تا سر فرصت بتونه از اونجا خودشو نگاه کنه.  حالا هی عکس خودشو از تو چشم آفریده هاش می دید، حتی از توی یه قطره آب! و از خنده و خوشی ریسه می رفت.  راستی! یادم رفت که بگم در اون لحظه ی انفجار، خدا تصمیم گرفته بود بعضی از شاهکارهاشو ثابت و بی حرکت نگه داره. مثلاً همین خورشید رو و بعضی دیگه رو گذاشت تا دور اون بچرخن.  بعد بهشون یاد داد که هم دور خودشون بچرخن و هم دور ثابت ها. بساطی راه افتاد نگفتنی!  رقصی دیدنی برپا شد.  اما تو این گشتن وگشتن، سر آدم هاش گیج رفت و خوردن زمین و وقتی بلند شدن دیگه بِگرِد خود چرخیدن رو فراموش کرده بودن و تو این بازی، سراسیمه دور یکی دیگه یا چیزهای دیگه می چرخیدن و بعضی ها آنقدر چرخیدن تا افتادن تو چاه!  اینها آنقدر گم شده بودن که هیچ چیزی رو دیگه نمی دیدن و خدا چاره ای ندید جز اینکه تجدید شون کنه و بگه برن بعداً دوباره بیان وسط و شروع کنن به  چرخیدن،  به امید اینکه با هی رفتن و اومدن بالاخره دور خود چرخیدن رو یاد بگیرن!
خلاصه بازی عالم اینجوری گرم شد.  همه سرگرم شدن، حالا اگه ازشون بپرسی چیکار  می کنین، بادی میندازن تو غبغب و میگن:  «خوب معلومه،  زندگی می کنیم»  غافل از اینکه زندگی پاورچین پاورچین راه میره و همیشه هم همین جاست اما هیچ کس صداش رو هم نمی شنوه.
اما خوب، دل خدا از این خوشه که تعداد کمی از آدما حواسشون جمع بوده و فهمیدن که این فقط یه بازیه و به زندگی لبخند میزنن.  فهمیدن که آخرِ سر به اونچه از اول بودن میرسن و به اونجایی میرن که از همون جا اومدن.  فقط اونا میدونن برای چی اومدن.  از کجا اومدن و این چرخیدن معنی اش چیه.  این آدما به این راز که پی می برن دیگه دستشون تو دست زندگیه و با زندگی می رقصن.  همیشه آروم و خندونن،چون می دونن همه ی دلواپسی ها و غصه ها بیخودیه و اصلاً همه اش یه بازیه:  اونا میدونن وقتی آروم بگیرن همه چیز آروم می گیره.  می دونن اگه بخوان چیزی یکجور دیگه باشه باید اول خودشون بتونن یکجور دیگه ببینن.  باید از جلوی چشم خدای درونشون کناربرن و بگذارن که او  به اون چیز «نگاه» کنه،اونوقته که می تونن صدای سکوت زندگی رو بشنون و مثل یک گل وا بشن و بوی عطرشون همه جا پخش بشه.
آره ! فقط اونا میدونن که همیشه یکی بوده و یکی نبوده و می فهمن که کی بوده و کی نبوده و دیگه شک ندارن که غیر او هیچ کسی نبوده و نیست و هیچ چیزی هم نبوده و نیست و اونوقته که:


عاشق و مبتلای این بازی میشن
مبهوت عشق بازی میشن
افسون رنگ و آسمون
معنی نور و کهکشون
اصلاً خودِ خدا میشن
عاشق آدما میشن.

این آدما،
شعر بلند زندگی رو تا ابد
تو هر گلو
تو رگِ هر دار و درخت
تو بندای یه عنکبوت
توسینه ی درهّ و رود
می بینن و فریاد میکنن

این آدما،
تو آینه ها «عکس رخ یار»* می بینن
واسه همینه آینه های پاکِ خدا رو
    با دستای کوچکشون
    بر میدارن از روی خاک
پاک میکنن بادمشون
        تا همه جا
         تو همه چیز
فقط خدا دیده بشه.
    خدا و
        باقی دیگه  «هیچ»!

    ****
 * ما در پیاله عکس رُخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لّذت شُرب مدام ما
«حافظ»


5 / 5 (1 Votes)
Home > فارسی > تاریخ، فرهنگ و هنر



Submit Comment On Article Latest English Articles On Payam e Ashena
Your Name:
Your email: (will not be published)
Subject:
Comment Text: 500 characters Maximum


The Wish List
By : Babak Eskandari - goodteacher64@hotmail.com
December 5th, 2008: Every New Year people usually wish for health, happiness, prosperity, and peace, in their lives and the world. I do the same ...
Chiropractic Care Gives Hope to Patients with Migraine Headaches
By : Dr. Nona Djavid, D.C - drdjavid@balanceinmotion.com
December 5th, 2008: Chiropractic Care Gives Hope to Patients with Migraine HeadachesHeadaches are a very familiar problem in today’s society ...
Children and Divorce
By : Farzaneh S. Khazrai, Ph.D. Marriage & Family Therapist www.drkhazrai.com
December 5th, 2008: Children and Divorce-- Painful experience --The effect of divorce on children---Part two To loving parentsIn the last issue, I ...
Croatia
By : Rafael McMaster
December 5th, 2008:      A hidden gem in the shadow of Europe's more famed tourist destinations, Croatia is a spellbinding escape of ...
No way back
By : Pedram Moallemian
July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...

Posted Comments On Article




First Time Visitor Since Feb 2005
CLICK  HERE TO SEE OUR VISITOR LOG

Copyright ©2000 - 2009 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed sh.paidar & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com