|
|
زن در فرهنگ ایرانی |
|
{article.de scri ption} |
|
مونا خادم
|
|
|
|
|
|
|
در فرهنگ ایرانی رسم بر این است که دختر به خانه ی بخت برود. پسر با دسته گل و یک جعبه شیرینی و چند سکه با موی مرتب و کفشهای واکس زده کالایش را خریداری می کند. کالایی که از شوق لباس عروسی و جشن ازدواج، و رهایی از بند خانه ی پدری سرمستانه بله را می گوید. در فرهنگ ما، ازدواج عمل مقدسی تعریف شده است. مرد نان آور خانه است و زن زاد و ولد می کند. مرد زورگویی می کند چون مرد است. زن مظلوم واقع می شود چون زن است. غالب بودن مرد بر زن در هر سطح طبقاتی دیده می شود. ایرانیهای مدرن و به اصطلاح فرنگ رفته روی این زورگویی کرم پودر می زنند و بوی تعفنش را با عطرهای گران قیمت می گیرند. میله ها ی زندان شان را طلا کوبی می کنند و با حرفهای بزرگ توخالی، دم از آزادی و روشنفکری می زنند. دخترهایشان را با بینیهای عمل کرده و آرایشهای آنچنانی با قیمت خیلی بالا می فروشند و هر چه قیمت بالاتر باشد فخر و افتخارشان بالاتر است. بازهم دختر به این حقارت تن می دهد. پدر به حساب بانکی می پردازد و مادر به دوره های زنانه که ماهرانه بر روی زجرهای شبانه اش سر پوش می گذارد. دختر بر روی تختی پر از اضطراب در آغوش جسمی چند میلیونی می خوابد. در فرهنگ ما هویت یعنی بی هویتی، در فرهنگ ما خواسته و نیاز تو یعنی بی حرمتی به عقیده ی پدر، خواسته ی مادر و نیاز شوهر... یک زن ماهرانه تعریف شده است و هزاران افسوس که خود به این تعریف ها تن داده است و آنها را با روی باز پذیرفته است. نیاز روحی و واقعیتش را در زیر هزاران باید و نباید دفن کرده است و در افکار مرده اش زندگی می کند. در فرهنگ ما، اگر از هویت یک زن و نیازهایش صحبت کنی، اگر از این همه حق کشی دم بزنی، در زیر سایه ی زور و سیاهی به دار زده خواهی شد و دریغ و درد که همان زنهایی که برایشان فریاد زدی با روحی مرده و تبسمی تلخ نظاره گر مردنت هستند. اگر آنها بشنوند پس تکلیف چشم و همچشمی ها چه خواهد شد؟ تکلیف قانون «مرد همین هست که هست و زن نباید دم بزند» چه خواهد شد؟ ازدواج و تقدس اش چه می شود؟ قانون را انسانها خلق می کنند. تو می توانی قانون زندگیت را تعریف کنی. این حق هر انسانی است که آزاد باشد و کودک درونش را از شکنجه و ترس رها کند. از خودت در این دنیا دفاع کن، در زیر پارچه ای که بررویش قند می سایند بدون عشق و حقیقت ننشین...در زیر لباس عروسی هویتت را مخفی نکن، خودت را به زورگویی نفروش، با پای خودت به قربانگاه آرزوهایت نرو... خودت باش، قدرتمند و قوی، سهم تو از این دنیا بالاتر از قفس طلایی است که تو را می بلعد.
|
صفحه نخست >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
-
رابطه سیاست با هنر
از : پرتو نوری علا : November 12th, 2008
-
خواجه حافظ، کاشف رازهای نهان جامعه ما
از : خواجه حافظ، کاشف رازهای نهان جامعه ما : November 12th, 2008
-
Body of Lies گلشیفته فراهانی و ...
از : سعید شفا : November 12th, 2008
-
والیگری نا میمون سپهدار رشتی در آذربایجان
از : دکتر رحمت مهراز : November 12th, 2008
-
چالش زنانِ آمریکایی و حق رأی
از : دکتر درخشنده صادقی : November 12th, 2008
-
طرح 8
از : شهلا صمصامی Licensed Psychotherapist shahlasamsamy.blogfa.com : November 12th, 2008
-
قصّه ی عشق
از : انسی شیرازی encyshirazi2006@yahoo.com : November 12th, 2008
-
ملّایان سلطنت خواه
از : دکتر رحمت مهراز : October 8th, 2008
-
نمایش فیلم مستند تاریخی «ایران، شکوه از یاد رفته» در فستیوال بوگوتا - کلمبیا
از : امیر فطانت : September 13th, 2008
-
زگهواره تا گور فرمان ببر!!
از : دکتر درخشنده صادقی : September 13th, 2008
|
|
-
«پرشیا »، روح باستانی ایران
از : محمد جواهربين : August 7th, 2008
-
سینمای نئورئالیستی «بهمن قبادی»
از : saeedshafa@aol.com - سعید شفا : August 7th, 2008
-
حاشیه نشینان فرسوده
از : دکتر درخشنده صادقی : August 7th, 2008
-
سلسله مقاله هایی درباره مشروطیت
از : دکتر رحمت مهراز : August 7th, 2008
-
جماعت خواب... اجتماع خواب زده... جامعه چرتی...چه ملت بی برقی
از : محمود فرجامی : July 7th, 2008
-
خلاقیّت، در سِرشت ماست
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
سینمای مذهبی و «شبی باشاه»
از : سعید شفا - saeedshafa@aol.com : July 3rd, 2008
-
هوای باغ بکردیم و حال در باغیم!
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
زنان در سرزمین گمنام
از : دکتر درخشنده صادقی : July 3rd, 2008
-
کشتار بی امان آزادیخواهان وسیله روس ها
از : دکتر رحمت مهراز - remehrz@yahoo.com : July 3rd, 2008
|
| | |
|