بدانکه هیچ ملتی شکست نخواهد خورد، مگر زنان آن ملت شکست بخورند (1) کشتی های کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری در سواحل اقیانوس اطلس لنگر انداخته و مهاجر و مهاجم را در خاک tنوین پیاده می کردند. در این برهه زمانی، زندگی زنان بومی امریکا، بگونه ی دیگری از زنان مهاجر اروپایی بود. پیش از آمدن اروپائیان، زنان بومی و قبیله ای با همه ی افراد فامیل و خانواده خود زندگی می کردند. زمین و دارایی ها از آنِ همه افراد خانواده بود و بر این پایه، زن و همسر، فرزندان و نوادگان، خاله، دائی و فرزندان آنها در کنار هم می زیستند. در این جامعه ی همبسته و ساده، زن حرمت و شخصیت چشم گیری داشت. بطور نمونه در قبیله سرخ پوست «زونی» ، در جنوب باختری کشور، زن مرکز و بزرگ خانواده بود. پس از زناشویی شوهر بخانه ی زن می آمد. زمین های کشاورزی از آنِ خانواده بود و زن و مرد، در سود هرگونه فرآورده کشاورزی شریک و بخش برابر هم داشتند. بدین روی، چون از سوئی زن با خانواده خود زندگی می کرد و از سوی دیگر زیر پوشش مالی مرد نبود، دارای اعتماد بنفس و حرمت بیشتری بود. هرگاه که ستمی بر او روا می شد، اگر اراده می کرد می توانست از شوهر جدا شود و املاک و زمین و دارائی خود را برای خود داشته باشد. در میان قبیله ی «سیوکس» نیز، زن احترام و جایگاه ویژه داشت. آنها یا در کارهای کشاورزی با مرد همکاری می کردند، یا بصورت دکتر و شفابخش، با داروهای گیاهی بیماران را درمان می کردند و یا راهنما و مشاور خانواده بودند. زمانی که مرد خانواده زندگی را بدرود می گفت و یا مقام ریاست قبیله را از دست می داد، همسر او می توانست جانشین او شود و بریاست برسد. زنها تیراندازی و پرتاب کمان را می آموختند و می توانستند خنجر و کارد با خود همراه داشته باشند تا بهنگام خطر، توانایی دفاع از خود را داشته باشند. در این قبیله زمانی که دخترکی بسن رشد و زنانگی می رسید، از بزرگان و پدر، چنین اندرز می گرفت: «دخترم، در جاده، آرام و با افتخار قدم بردار، وظیفه شناس، مهربان و قابل احترام باش. اگر با گزندی نام نیک و حرمت تو از بین رود، گرچه بهار باز می گردد، ولی شخصیت تو آنچنان که بود باز نمی گردد. بدان که هیچ ملتی شکست نخواهد خورد، مگر زنان آن ملت شکست بخورند». (1) نمی توان گفت که زنها حقوقی کاملاً برابر مردها داشتند، ولی تا پیش از رسیدن اروپائیان جایگاه ویژه ای در قبیله ها داشتند و بیشتر مورد احترام و سپاسگزاری مردان و خانواده بودند. با آمدن زن و مرد و کودکان از اروپا، این آزادی و ویژگی زندگی رنگ دیگری گرفت و بومیان از سرزمین های خود رانده، خانواده ها از هم پاشیده و زنها زیر پوشش تمدن اروپائی، حرمت و مقام اجتماعی خود را از دست دادند. کاشفان قاره ی نو، مرد بودند. بازرگانان مرد، پیشوایان و رؤسا مرد، رهبران مذهبی مرد، زمین دار و زمین خوار مرد، سیاستمداران و قانون گذاران مرد و سربازان مرد. در این جامعه سخنی از زن نیست، زیرا در حاشیه جای داشت. در سال 1619 نخستین گروه سیاهپوست بصورت برده وارد «ویرجینیا» شد. نوزده زنِ برده و جوان، فرسوده از رنج سفر برای زناشوئی با مردان اروپائی را وارد کردند که بهای فروش آنها تنها ارزش ترابری آنها بود. زنها و دختران جوان و برده که از اروپا می آمدند زندگی و آزادی بیشتری از زنان برده ی آفریقا نداشتند. تنها دوران خدمت آنها کوتاهتر بود. بیشتر زنها را برای خدمت در خانه و کارخانه ها و بدنبال زندگی بهتر از اروپا همراه می آوردند. آنها بایستی فرمانبردار و در خدمت صاحبان و عشاق خود بودند. مردها آنها را با پرداخت کارمزد و خوراک نا چیزی در اختیار خود داشتند. در برابر تجاوزهای جنسی، پروانه ی هیچگونه واخواستی بآنها داده نمیشد. هرگونه مجازات آنها، دو چندان از مجازات مردان بود. زنهائیکه بصورت آزاد و غیر برده با شوهران خود مهاجرت کرده بودند، بگونه ی دیگری از آزادی و دفاع از حقوق اجتماعی خود بی بهره بودند. برای نمونه از 18 زن که با شوهران خود مهاجرت کرده بودند، سه نفر باردار بودند که یکی از آنها کودک مرده ای را بدنیا آورد و دو نفر دیگر در اثر بیماری بهلاکت رسیدند. تنها چهار زن توانستند جان سالم بدر برده و وارد خاک نوین شوند. این زنان مهاجر، چون در کارهای کشاورزی، تولید مواد غذایی و ساختن خانه و سر پناه با شوهران همکاری داشتند کمی بیشتر مورد لطف و سپاسگزاری آنها قرار می گرفتند. زیرا همانند کارگری رایگان از بامداد تا شامگاه بکار می پرداختند. زنهای مهاجر از قوانین مسیحیت انگلیس «پیوریتن» پیروی می کردند و بر این پایه پس از زناشوئی، شوهران اختیار کامل جان، مال و سرنوشت آنها را داشتند. کارمزد زن بایستی بی چون و چرا پیشکش شوهر می شد تنها زمین و املاک شخصی او (اگر می داشت) بنام او باقی می ماند. پدر سالاری بگونه ی چشمگیر آئین و عادت مردان بود. در روزنامه «اسپکتاتور» که روزنامه ی پر تیراژ در انگلیس و امریکا بود درباره ی این پدیده ی اجتماعی آنزمان چنین می خوانیم: «بنظر یک مرد، هیچ انگیزه ای خوش آیندتر از حکمفرمایی در خانواده نیست. او می گوید من پدر خانواده هستم و فرمان می دهم و وظایف افراد خانواده را معین می کنم. چگونگی انجام آنها را داوری می کنم و هرگونه که بخواهم افراد را سرزنش و گوشمال و یا پاداش و تشویق می کنم. زیرا من از همه ی افراد خانواده والاتر، برتر و فرمانگزارم. من در قلمرو خانه، هم پادشاه و هم پیشوای مذهبی هستم، بدین روی فرمانی بالاتر از فرمان من نیست». (2) نا برابری حقوق زن و مرد، ره آوردی از قوانین مسیحیت «پیوریتن» انگلیس بامریکا بود که سرنوشت زنان را در فراسوی اقیانوس اطلس قلم می زد. در هیچ دادگاه و در برابر هیچ کلیسا زن هر اندازه هم که بی گناه و سزاوار داوری درست بود، بحکم زن بودن، هرگز نمی توانست برنده باشد. در این راستا: نویسندگان آن زمان نمونه های ارزنده و خواندنی از حقوق زنان منتشر کرده اند که در نوشتارهای آینده بررسی خواهد شد. Zinn Howard, Aproless History of The United States -۱ برگردان از کتاب برگ 103 2- همان کتاب، برگ 106
|
صفحه نخست >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
-
رابطه سیاست با هنر
از : پرتو نوری علا : November 12th, 2008
-
خواجه حافظ، کاشف رازهای نهان جامعه ما
از : خواجه حافظ، کاشف رازهای نهان جامعه ما : November 12th, 2008
-
Body of Lies گلشیفته فراهانی و ...
از : سعید شفا : November 12th, 2008
-
والیگری نا میمون سپهدار رشتی در آذربایجان
از : دکتر رحمت مهراز : November 12th, 2008
-
چالش زنانِ آمریکایی و حق رأی
از : دکتر درخشنده صادقی : November 12th, 2008
-
طرح 8
از : شهلا صمصامی Licensed Psychotherapist shahlasamsamy.blogfa.com : November 12th, 2008
-
قصّه ی عشق
از : انسی شیرازی encyshirazi2006@yahoo.com : November 12th, 2008
-
ملّایان سلطنت خواه
از : دکتر رحمت مهراز : October 8th, 2008
-
نمایش فیلم مستند تاریخی «ایران، شکوه از یاد رفته» در فستیوال بوگوتا - کلمبیا
از : امیر فطانت : September 13th, 2008
-
زگهواره تا گور فرمان ببر!!
از : دکتر درخشنده صادقی : September 13th, 2008
|
|
-
«پرشیا »، روح باستانی ایران
از : محمد جواهربين : August 7th, 2008
-
زن در فرهنگ ایرانی
از : مونا خادم : August 7th, 2008
-
سینمای نئورئالیستی «بهمن قبادی»
از : saeedshafa@aol.com - سعید شفا : August 7th, 2008
-
سلسله مقاله هایی درباره مشروطیت
از : دکتر رحمت مهراز : August 7th, 2008
-
جماعت خواب... اجتماع خواب زده... جامعه چرتی...چه ملت بی برقی
از : محمود فرجامی : July 7th, 2008
-
خلاقیّت، در سِرشت ماست
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
سینمای مذهبی و «شبی باشاه»
از : سعید شفا - saeedshafa@aol.com : July 3rd, 2008
-
هوای باغ بکردیم و حال در باغیم!
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
زنان در سرزمین گمنام
از : دکتر درخشنده صادقی : July 3rd, 2008
-
کشتار بی امان آزادیخواهان وسیله روس ها
از : دکتر رحمت مهراز - remehrz@yahoo.com : July 3rd, 2008
|
|