|
|
خلاقیّت، در سِرشت ماست |
|
|
|
انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
یکی از کارهایی که همیشه دوست می داشتم، اما مجالی نیافته بودم تا به سراغ اش بروم نقاشی بود. حالا پس از آنهمه فراز و نشیب، در میانسالی؟!...
در قطعه ای نوشته بودم: ...................................
می خواهم کودکی ام را دوباره آغاز کنم و همه ی راههای نرفته را لی لی کنان بپیمایم. می خواهم به کلاس نقاشی بروم و تصویر نا تمام آ ن نیم رخ زنانه را جان ببخشم. می خواهم آن گُل های لاله و پنج پَرِ دفترچه نقاشی کودکی ام را آب بدهم... ................................................
و حالا به کلاس نقاشی می روم! معلمی را یافتم که بسیار دوستش می دارم که نه فقط هنر نقاشی که هنر زندگی را می آموزد و نگاهش به همه چیز تازه و عاشقانه است. نوشته هایمان را گاه برای هم می خوانیم و تجربه ها و شگفتی هایمان را با هم قسمت می کنیم. بر آن شدم تا یکی از نوشته های این خانم که نامش « پم شدر » است را ترجمه کنم. چرا که آنرا بسیار دوست دارم. امیدوارم که زیبایی و عمق کلامش، در ترجمه ی من، از بین نرفته باشد:
«در نمایشگاه آثار هنرمندان نابینا، جزء هیئت داوران بودم. بعضی از این هنرمندان از نظر قانونی نابینا محسوب می شوند، زیرا از نظر بینایی دچار محدودیت و نقص هستند و تنها با کمک تکنولوژی، میزان دیدشان افزایش یافته و تقویت می شود، اما چند تایی از این یکصد و پنجاه و چهار هنرمند، کاملاً نا بینا هستند. یکی از باز دیدکننده گان از این نمایشگاه، با دیدن اثر هنری یک نابینا از من پرسید: «این ها وقتی قادر به دیدن کارِ خود نیستند، چرا نقاشی می کنند؟» و من شگفت زده در پاسخ گفتم که پرسش شما در خور نوشتن چندین جلد کتاب است و اگر دقت کنیم پاسخ در خود پرسش مستتر است. اصلاً هدف همین است ! عمل کردن، به انجام رساندن، این یک فرایند است! تصور کنید چه می شد اگر ما از نگاه کردن -این عادت لعنتی ... ! {و قضاوت کردن} خلاص می شدیم. چه می شد اگر هدف تنها بیان و ابراز بود، نه عرضه ی یک اثر. چه می شد اگر محک و معیار نبود، قضاوت نبود، ویرایش نبود، نقد و ارزشیابی نبود. درمان و شفا در این فرایند است. با محصول کار خویش یکی شدن. با «دائو». با انرژی حیات، با جوهر زندگی، تنها راه آفریدن، همین یکی شدن است. رابطه ای نهایی با خویشتن خویش. هم اویی که در استودیو با ما خلوت می کند و وقتی همه می روند، اوست که همواره در انتظار ما نشسته است. از درون ما صدایمان می کند. صدایی که وقتی به او پاسخ نمی دهیم می میرد! «جان کیج » آهنگساز آمریکایی می گوید: «وقتی شروع به کار می کنید، همه در استودیو با شما هستند، گذشته ی شما، دوستانتان، دشمنانتان، دنیای هنر و از همه مهم تر افکار، عقاید و باورهای خودتان. اما وقتی به کار ادامه می دهید، یکی یکی می روند و شما را تنها می گذارند و اگر خیلی خوش شانس باشید، خودتان هم می روید.!» در غیاب انتظارات معجزه آسا، غرض ورزی ها، پیش داوری ها، قضاوت ها، امیال و گرایش ها، فرضیات، بر چسب زدن ها و ترس ها، ما به فضای خلق یک اثر هنری قدم می نهیم. فرایند خلاقیت به کار می افتد. پدیده ای در هستی که مبهوت مان می کند، به نا کامی می کشاندمان و سرانجام ما را با بی رحمی به پیچ راهه ی کشف و کامروایی می کشاند! روح آدمی در رابطه ای جدایی نا پذیر با شعور هستی است و در هر لحظه پیوسته در گفت و شنودی صمیمانه با جان جانان - آن روح زمان، مکان و فضا - به سر می برد. این چنین است که ما قادر به آفریدن اثری مشترک می شویم. خلاقیت در سرشت ماست. ما با او نفس می کشیم و همواره آماده ایم. «رابرت مادرول » نقاش اکسپرسیونیسم می گوید: «دو علامت در وسط صفحه برای علامت سوم فریاد می زنند»!
•••
و من به یاد شمس تبریزی می افتم که می گفت: آن خطّاط سه گونه خط نوشتی، یکی آنکه خود خواندی و لاغیر، دیگر آنکه هم خود خواندی و هم غیر، سوّم آنکه نه خود خواندی و نه غیر...آن خط سوّم مَنمَ!
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
|
-
«پرشیا »، روح باستانی ایران
از : محمد جواهربين : August 7th, 2008
-
زن در فرهنگ ایرانی
از : مونا خادم : August 7th, 2008
-
سینمای نئورئالیستی «بهمن قبادی»
از : saeedshafa@aol.com - سعید شفا : August 7th, 2008
-
حاشیه نشینان فرسوده
از : دکتر درخشنده صادقی : August 7th, 2008
-
سلسله مقاله هایی درباره مشروطیت
از : دکتر رحمت مهراز : August 7th, 2008
-
جماعت خواب... اجتماع خواب زده... جامعه چرتی...چه ملت بی برقی
از : محمود فرجامی : July 7th, 2008
-
سینمای مذهبی و «شبی باشاه»
از : سعید شفا - saeedshafa@aol.com : July 3rd, 2008
-
هوای باغ بکردیم و حال در باغیم!
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
زنان در سرزمین گمنام
از : دکتر درخشنده صادقی : July 3rd, 2008
-
کشتار بی امان آزادیخواهان وسیله روس ها
از : دکتر رحمت مهراز - remehrz@yahoo.com : July 3rd, 2008
|
|
-
نگاهی به فیلم «گل شیطان»
از : سعید شفا : June 6th, 2008
-
زنِ گله دار مغولی
از : دکتر درخشنده صادقی : June 6th, 2008
-
بچه ها و پول
از : زری صادقی : May 21st, 2008
-
هفتمین «جشنواره بین المللی فیلم تیبران» برگزار شد.
از : سعید شفا : May 21st, 2008
-
نقد، نوعی آفرینش هنری است!
از : پرتو نوری علا : May 21st, 2008
-
دو شعر تازه
از : پرتو نوری علا : May 19th, 2008
-
کجاییم و به دنبال چه می گردیم؟
از : - encyshirazi2006@yahoo.com انسی شیرازی : May 19th, 2008
-
زنان در سرزمین مغول
از : دکتر درخشنده صادقی : May 19th, 2008
-
اردو کشی روس به تبریز و گیلان فرار مجاهدان و عده ای از مشروطه خواهان از تبریز
از : دکتر رحمت مهراز : May 19th, 2008
-
جنگ دلیرانه سلحشوران تبریز با روس های اشغالگر ظرف چهار روز 850 سرباز روسی را بر خاک افکندند
از : دکتر رحمت مهراز : April 10th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|