|
|
زنان در سرزمین گمنام |
|
|
|
دکتر درخشنده صادقی
|
|
|
|
|
|
|
بومیان سیه چرده ی جزیره ی«آراواک» زن و مرد، پیر و جوان، برهنه و پوشیده شگفت زده بیرون آمدند، تا کشتی بزرگی را که بسوی ساحل می آمد تماشا کنند. آنگاه که «کریستف کلمب» (۱۵۰۶-۱۴۵۷) با همراهانش با شمشیر و اسلحه، با زبان و گفتمانی بیگانه از کشتی پیاده شدند، بومیان خرسند و خوشرو به پیشباز آن ها شتافتند و به آنها سر پناه، خوراک و هدیه پیش کش کردند. «کلمبوس» در سفرنامه ی خود چنین نوشته است: «آنها، نیزه،پنبه و بسیاری از دست افزارهای خود را بما دادند و از ما کمربند و مهره های شیشه ای گرفتند. بومیان خوش سیما و خوش اندامند. نه اسلحه دارند و نه از کاربرد آن آگاهی و دانشی. هنگامی که شمشیری بدست یکی از آنها دادم، آنرا از لبه ی تیز گرفت و دستش را برید. چون مردمانی پاکدل، زود باور و بدون سلاح اند، کارگران بسیار خوبی خواهند شد. با پنجاه مرد می توانم همه قبیله را شکست داده و رام کنم. زیرا اسلحه ی آنها تنها نیزه های از نی ساخته شده و دست افزار خود آنها است» (1) این بومیان گشاده دست، مهربان و مهمان نواز که همتایی در اروپای دوره ی رنسانس نداشتند، هنوز نمی دانستند که با لنگر انداختن این کشتی بزرگدر سواحل اقیانوس، در نزدیکی دهکده و زمین های آنها و با آشنا شدن با شمشیر و اسلحه چه سرنوشتی در انتظار زن و مرد و کودکانشان است. هنوز نمی دانستند که سرزمین هایی را که با رنج فراوان بزیر کشت ذرت، کنف و پنبه برده اند، چگونه از چنگ آنها در خواهد آمد و ناخواسته بسوی باختر رانده خواهند شد. هنوز نمی دانستند که با آتش زدن مزرعه ها،غذای روزنه را از دست داده و در گرسنگی جان خواهند داد. آنها، بی خبر از این بودند که، در واپسین سال های سده ی پانزدهم پس از زایش مسیح، تب دستیابی به طلا و سرزمین های نوین، و در پی آن به اسارت گرفتن انسان های بی گناه، کشورهای اروپایی را به رقابت چشم گیری کشانده است. بدنبال این پدیده، «کلمبوس»، پسر یک نساج، منشی یک بازرگان ایتالیایی و دریانورد ماهر که در اسپانیا زاده شده بود، بر این شد که نظر پادشاه و ملکه اسپانیا را جلب کرده و با کمک مالی آن ها نقشه سفر بفراسوی اقیانوس اطلس را کشیده و بسوی خاور برود.* او، همانند دیگر پژوهشگران آن زمان، میدانست که زمین گرد است و برای رسیدن به سرزمین طلا و ثروت، بایستی بسوی خاور سفر کند. پس از سفر «مارکوپولو» به آسیا، در همه ی کشورهای اروپا، برای یافتن طلا، ابریشم و ادویه، کنکاش و تلاش آغاز شد و اسپانیا همانند دیگر کشورهای اروپایی برای بدست آوردن طلا، از هیچگونه کوشش خودداری نمی کرد، زیرا باور داشت که با داشتن «طلا»، زمین، بَرده و هرگونه کالای دیگر را میتوان آسان بدست آورد. بدین روی، «کلمبوس»، توانست با یاری گرفتن از شاه و ملکه ی اسپانیا، با یک کشتی بدرازای ۱۰۰ فوت و ۳۹ سرنشین بطرف آسیا حرکت کند. شاه او را در ده در صد سود و بازیافته ها شریک و باو عنوان دریاسالار یا اهدا نمود. «کلمبوس» هرگز به آسیا نرسید، زیرا زمین پهناورتر از آن بود که او می اندیشید. سرانجام پس از ۳۳ روز که جزایر قناری در اقیانوس اطلس را ترک کرده بود، به سرزمین نا شناخته و گمنامی میان اروپا و آسیا، به نام «آراواک» از جزایر «باهاما» رسید و با پیشباز گرم بومیان سرخ پوست روبرو شد. گزارش «کلمبوس» برای دریافت هزینه ی سفر دوم خود از شاه، با دروغ پردازی های شگفت انگیز چنین بوده است: «هسپانیولا» را کوه های نسبتاً بلند، تپه، دشت و چراگاه های فراوان فراگرفته است. در اینجا بندرهای زیبا، رودخانه های پر آب، طلای فراوان و هرگونه ادویه بسیار دیده می شود. (2) با این دروغها توانست بار دیگر از شاه کمک مالی دریافت کند و به دریای «کارائیب» باز گردد.(۱۴۹۳). (3) کلمبوس در «آراواک»با چوب های شناور در بستر رودخانه، اولین پایگاه نظامی را بنا کرد و آنرا «نویداد» یا کریسمس نام گذاری کرد. او چند تن از همراهان خود را برای سرپرستی بومیان و آگاه شدن از جایگاه کان های طلا، در آنجا گذاشت و خود با گروهی از بومیان که باسارت و بردگی می برد راهی کشورش شد. در راه ،اولین برخورد او با بومیان بر سر گرفتن نیزه های آنها آغاز شد و گروهی کشته و دسته ی دیگر از آنها پس از سرد شدن هوا از سرما جان سپردند و بدریا افکنده شدند. با این پدیده، فروپاشی خانواده ها، جنگ و ستیز در قبیله ها پایه گذاری شد. شور بختانه هزینه این جدایی را زنان پرداختند. بار دیگر تاریخ و یا آزو نیاز برای دستیابی به ثروت و شهرت، بار گران مسئولیت های خانواده را بدوش زن گذاشت. مردها باسارت رفتند، یا کشته و بهلاکت رسیدند، زنان و کودکان, بی سرپرست و همیار رها شدند. آنها نخستین گروه از زنان بومی بودند که با آغاز تاریخ نوین در آمریکا زندگی پردرد و رنج خود را بایستی تجربه می کردند. در پی پیدایش سرزمین نوین، کشورهای اروپایی، برای دسترسی به طلا، زمین و مستعمره بر یکدیگر پیشی گرفتند و مهاجرت به دیگر سوی اقیانوس آغاز شد. کشتی های بزرگ و کوچک، با هزاران سرنشین مرد و زن سخت کوش اروپایی، در آبهای اقیانوس اطلس بسوی ساحل های ناشناخته شناور شدند. کنترل زمین و استعمار، نشانی از توانایی و پیروزی کشورهای اروپایی شد. بدین روی، کشورهای انگلیس، فرانسه، هلند، اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی هر یک توانستند در سواحل اقیانوس پرچم ها را افراشته کنند و آنرا از آن خود بدانند. در این راستا کشور انگلیس با داشتن نیروی دریایی بهتری سرآمد کشورها شد. اولین مستعمره «تاومز تاون» بود که لردها گروه گروه با پیشخدمت های زن و مرد به آنجا مهاجرت کردند. روشن است که نخستین نیاز تازه واردان «مواد غذایی» بود که تنها کاشتن مواد اولیه مانند ذرت و برنج جوابگوی آن بود. گرچه اروپاییان با سیستم کشاورزی در کشورهای خود آشنا بودند، اما همانند بومیان از عهده ی برداشت محصول کافی برای غذای روزانه بر نمی آمدند و نیز نتوانستند همانند «کلمبوس» از بومیان بیگاری بکشند. زیرا آنها آموختند که از خود دفاع و از آنها نافرمانی کنند. بی غذایی، نداشتن محصول کافی و گرسنگی، نیاز بکارگر برای کشتزارها را بیشتر و بیشتر کرد. بدنبال این پدیده بردگی و وارد کردن انسان های نیازمند از قاره آفریقا و اروپا، توسط لردها و ثروتمندان رونق گرفت و آنچه در کنترل آنها در آمد، سرگذشت برده ها و بویژه زنان برده بود. کتک و شلاق زدن آنها رفتاری بسیار عادی بود. تجاوز جنسی به آنها هیچگونه جرم و گناه نبود و جریمه ای نداشت و این خود بسیاری از زنان را بخودکشی کشاند. در سال ۱۶۷۱ «برکلی»، فرماندار ویرجینیا، اعلام کرد که از هر پنج کارگر چهار نفر در اثر گرسنگی و بیماری های گوناگون جان می سپارند. بیشتر آنها کودکانی بودند که از خیابان های انگلیس جمع آوری و بصورت گروهی برای کار در کشتزارها به شهر های جدید وارد می شدند. (4) زنها، بدون پروانه از لردها و سرپرستان خود نمی توانستند زناشویی و یا رابطه جنسی داشته باشند. زیرا در دوران بارداری نیاز به خانه نشستن بود و بازده کاری آنها کم و یا تعطیل می شد. این برنامه، برخی از کارگران را چنان آزرده کرد که «بنیامین فرانکلین»، در نقد اجتماع زیر عنوان «بیچاره ریچارد» نوشت «بگذارید زن ها وفادار، قوی و خانه داربمانند.» (5) 1-Zinn, Howard, A people's History of the United States. 1492 - Present, Harper Perennial, 1980, P. 1 * کلمبوس در نظر داشت که به آسیا و خاور اروپا برود اما بسوی باختر رفت و هرگز به آسیا نرسد. 2 - I bid, P. 3 3 - The Times Atlas of world History Hammond , Maplewood, New Jersey, 1978, P.304 4 - Apeople's History of the United States, P.44. 5 - Ibid.
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
|
-
«پرشیا »، روح باستانی ایران
از : محمد جواهربين : August 7th, 2008
-
زن در فرهنگ ایرانی
از : مونا خادم : August 7th, 2008
-
سینمای نئورئالیستی «بهمن قبادی»
از : saeedshafa@aol.com - سعید شفا : August 7th, 2008
-
حاشیه نشینان فرسوده
از : دکتر درخشنده صادقی : August 7th, 2008
-
سلسله مقاله هایی درباره مشروطیت
از : دکتر رحمت مهراز : August 7th, 2008
-
جماعت خواب... اجتماع خواب زده... جامعه چرتی...چه ملت بی برقی
از : محمود فرجامی : July 7th, 2008
-
خلاقیّت، در سِرشت ماست
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
سینمای مذهبی و «شبی باشاه»
از : سعید شفا - saeedshafa@aol.com : July 3rd, 2008
-
هوای باغ بکردیم و حال در باغیم!
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
کشتار بی امان آزادیخواهان وسیله روس ها
از : دکتر رحمت مهراز - remehrz@yahoo.com : July 3rd, 2008
|
|
-
نگاهی به فیلم «گل شیطان»
از : سعید شفا : June 6th, 2008
-
زنِ گله دار مغولی
از : دکتر درخشنده صادقی : June 6th, 2008
-
بچه ها و پول
از : زری صادقی : May 21st, 2008
-
هفتمین «جشنواره بین المللی فیلم تیبران» برگزار شد.
از : سعید شفا : May 21st, 2008
-
نقد، نوعی آفرینش هنری است!
از : پرتو نوری علا : May 21st, 2008
-
دو شعر تازه
از : پرتو نوری علا : May 19th, 2008
-
کجاییم و به دنبال چه می گردیم؟
از : - encyshirazi2006@yahoo.com انسی شیرازی : May 19th, 2008
-
زنان در سرزمین مغول
از : دکتر درخشنده صادقی : May 19th, 2008
-
اردو کشی روس به تبریز و گیلان فرار مجاهدان و عده ای از مشروطه خواهان از تبریز
از : دکتر رحمت مهراز : May 19th, 2008
-
جنگ دلیرانه سلحشوران تبریز با روس های اشغالگر ظرف چهار روز 850 سرباز روسی را بر خاک افکندند
از : دکتر رحمت مهراز : April 10th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|