|
|
دو شعر تازه |
|
|
|
پرتو نوری علا
|
|
|
|
|
|
|
هیس هیس ِ نجابت
پرتابِ نقل وُ سکه وُ پولک سنجی که به هم میکوبند و دَفی که در هوا میگردد دست به دست. گفتم: - صدای پرتا بِ سنگ می آید. گفتند: - نوای مبارک باد است این.
تلنگر ِ سنگریزه بر کاسه ی تار وُ سه تار و هیس هیس ِ نجابت در کاسه ی سر.
سنگ وُ غبار ارمغانم و سر ِ شکسته، پیچیده در تور. خواستم بگويم: - ... گفتند: - مبارک است پرتابِ این وصلت. و خواندند: - گِله گِی هات به سَرَم واسه ی عروسی پسرم.
گلایه از که کنم؟ آنجا که مهربانی، پنداری بیش نبود پوزخند را بر پوزه هاشان ندیدم. و در وَهم ِ تور وُ پولک وُ پودر حاشا کردم سقوطِ سنگِ اول را.
در جدالِ طناب وُ گلو دست وُ پا می زدم آن بالا و بر تماشاگرانم غسل واجب میشد.
وقتی پرواز ِ پرنده را به خاک، می دوزَد پرتابِ سنگ و آجر، وقتی طناب با گلو پیوند میخورَد، دیگر چه فرقی می کند؛ چه عروسی عزا چه عزای عروسی.
بهشت، ارزانی ی جلادانم؛ بگذار هِی به دور ِ خود بچرخند وُ بگویند: - گُرگم وُ گله می بَرَم. و ندانند چهطور ناخن هایم را سوهان می زنم به قصدِ چشمهاشان تا خوبتر ببینند بوسه ی عاشقانه ای را که از یار گرفته ام.
به عروسی ام بیا! رودخانه هرگز نمیایستد؛ برنمیگردد آبی که در آن تن شسته ام. در شبِ صعودِ گیسویم بوسه ی عاشقانه ی یار حتا سیاهی ی قبر را روشن کرده است.چند روز پیش سیمین بهبهانی را در مصاحبه ای تلویزیونی دیدم که می گفت: "دیگر قادر به دیدن نیستم، چشمهایم فقط دِکوراند."بهارانه
تقدیم به: سیمین بهبهانی و چشمهایش
چشم هایت سیراب ِ شبنم از آغوش شب به درمی آیند و نگاهت - تُرد وُ تازه- پخش می شود در تکه ای از آفتاب که هنوز هِلال ماه را در خود دارد.
به قطره بارانی جوانه می زند درخت، و ساقه ی شکسته ی عشق در نگاهِ بی تاب ِ تو سبز می شود؛
نهانخانه ی چشم ات راز ِ تداوم ِ هستی را می داند.
گوهران ِ شبتاب اند چشمهایت که می افروزند ستاره های خاموش را تا مرغان ِ گم کرده لانه در جغرافیای سرانگشتانت از نو خانه بسازند.
فواصل ِ مکدّر و سنگ های تیز ِ کُشنده از برابر دیدگانت می گریزند زیرا سروده هات - منتشر در باد- سِرشت دریا را کامل کرده است.
تا تیره گی بیداری ی چشم ات را نیآشوبد پرتو نوری تابیده از لابلای برگ ها، بر مَقـدَم اَت بهار می پاشَد؛ جهان، تازگی آغاز کرده است.
اینک تو می آیی شانه به شانه ی خورشید و از پس ِ پشت ِ پلک ات زندگی را نفس می کشی؛ خوشا آذرخش که مُروارید نگاهت را آذین بسته است.
چهارم آپریل دو هزار و هشت میلادی www.noorialapartow.blogfa.com
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
|
-
«پرشیا »، روح باستانی ایران
از : محمد جواهربين : August 7th, 2008
-
زن در فرهنگ ایرانی
از : مونا خادم : August 7th, 2008
-
سینمای نئورئالیستی «بهمن قبادی»
از : saeedshafa@aol.com - سعید شفا : August 7th, 2008
-
حاشیه نشینان فرسوده
از : دکتر درخشنده صادقی : August 7th, 2008
-
سلسله مقاله هایی درباره مشروطیت
از : دکتر رحمت مهراز : August 7th, 2008
-
جماعت خواب... اجتماع خواب زده... جامعه چرتی...چه ملت بی برقی
از : محمود فرجامی : July 7th, 2008
-
خلاقیّت، در سِرشت ماست
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
سینمای مذهبی و «شبی باشاه»
از : سعید شفا - saeedshafa@aol.com : July 3rd, 2008
-
هوای باغ بکردیم و حال در باغیم!
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
زنان در سرزمین گمنام
از : دکتر درخشنده صادقی : July 3rd, 2008
|
|
-
کشتار بی امان آزادیخواهان وسیله روس ها
از : دکتر رحمت مهراز - remehrz@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
نگاهی به فیلم «گل شیطان»
از : سعید شفا : June 6th, 2008
-
زنِ گله دار مغولی
از : دکتر درخشنده صادقی : June 6th, 2008
-
بچه ها و پول
از : زری صادقی : May 21st, 2008
-
هفتمین «جشنواره بین المللی فیلم تیبران» برگزار شد.
از : سعید شفا : May 21st, 2008
-
نقد، نوعی آفرینش هنری است!
از : پرتو نوری علا : May 21st, 2008
-
کجاییم و به دنبال چه می گردیم؟
از : - encyshirazi2006@yahoo.com انسی شیرازی : May 19th, 2008
-
زنان در سرزمین مغول
از : دکتر درخشنده صادقی : May 19th, 2008
-
اردو کشی روس به تبریز و گیلان فرار مجاهدان و عده ای از مشروطه خواهان از تبریز
از : دکتر رحمت مهراز : May 19th, 2008
-
جنگ دلیرانه سلحشوران تبریز با روس های اشغالگر ظرف چهار روز 850 سرباز روسی را بر خاک افکندند
از : دکتر رحمت مهراز : April 10th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|