Sat, 05 Jul 2008 23:01:13 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles

سپهری: طلایه دار بیداری

انسی شیرازی
5 / 5 (8 Votes)
  ...
گوش کن، جاده صدا می زند از دور قدم های تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلک ها را بتکان، کفش به پا کن  و بیا
و بیا تا جایی، که پَر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلُوخی بنشیند  با تو
و مزامیر شب اندامِ تو را،
مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تراست.

اول اردبیهشت ( بیست و یکم آوریل) نزدیک است.  بیست و هشت سال پیش، در اول اردیبهشت ماه 1359، سهراب از قفس تن رهایی یافت و دیگر بار به «هستی گمشده اش» پیوست.
باید از او بسیار گفت و بارها و بارها  نوشت، چرا که در روزگار حیاتش همه به «خود» مشغول بودیم.  زبانش را نمی شناختیم و قدرش را نمی دانستیم و از این رو پیام او در مسیر کج فهمی می افتاد و اغلب تحریف می شد و بعدها بود  که  دانستیم از نا مهربانی ها، شیشه ی نازک تنهایی اش ترک بر می داشت.
اینک زمان دیگری است و زمانه ی دیگر گونه ای.  این روزها همه جا صحبت از این است که به رغم جنگ ها، فقر،  بیکاری و آلودگی محیط زیست و صدها علامت دیگر که جهل آدمی در  روزگار ما را گواهی می دهد، از دیگرسو، نور حقیقت فروزان تر از همیشه از پس ابرهای تیره ی نادانی بر دل آدمیان بیشماری می تابد و نوید می دهد که شعور و آگاهی جمعی به گُل نشسته و آن رازی که عرفا از آن سخن می گفتند «سر رفته» است.  حتی می بینیم که Oprah    Winfrey کلاس Online گذاشته و به مدت هشت هفته سبب ساز تدریس کتاب ازرشمند A    New    Earth  «اکهارت تولی» شده و از این راه به کمک تکنولوژی، به بیداری شماری بسیار از انسان ها در سراسر جهان همت گماشته است. 
این روزها جایگاه اینترنت در سرعت بخشیدن به رشد آگاهی و شعور جمعی ستودنی است.  هزاران کلاس و کتاب و CD و DVD و فایل های رایگان قابل Download شدن هر روز و هر ساعت در سراسر جهان به ارتقاء سطح شعور و آگاهی بشر کمک می کنند.
کافی است «مشتاق» باشیم تا «فرو ریختن سقف وهم» را شاهد شویم.
دیگر «ساقه ی معنی را» را نه دست یک دوست! که دستان هزاران دوست هر روز برایمان تکان می دهند. سهراب گله مند بود و می گفت:
« من که از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
 هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد...»
در آن زمان، امکان شکوفایی در سطحی گسترده و وسیع میسر نبود و پیام آگاهان جز در مورد شماری اندک، رفتار آدمیان را درمجموع دگرگون نمی کرد. 
مگر چند سال از آن سال ها می گذرد؟
نگاهی به پر فروش ترین کتاب های ماه گذشته در آمریکا نشان می دهد که این روزها حرف بر سر حقیقت «زمان» بسیار است و چشمان مشتاق بیشماری عارفانه و عاشقانه به زمین خیره گشته اند. پیروزی آرمان انسانی و حقیقت جویی در امریکا پشتوانه عظیمی برای بیداری جهانیان خواهد شد.
صدها سایت اینترنتی از اشعار حافظ و مولانا رمز گشایی می کنند، چرا که انسان امروزی، سرخورده  و خسته  از دست آوردهای انقلاب صنعتی  ومدرنیسم در یک خلع  ایدیولوژی بسر می برد، از این رو، گریبان خویش را گرفته و میخواهد بداند  می خواهد بداند کیست، از کجا آمده است و در اینجا چه می کند؟  همان سئوالات آغازین بشر!  او می خواهد به حقیقت زندگی خویش بیدار شود.  مجالی می طلبد تا به پنجاه تریلیون سلول هوشمندی که جسم او را شکل می دهند بیاندیشد و از آن نیز فراتر رود.  می خواهد بداند چگونه است که:
معشوق غیر ما   نی، جز که خون ما     نی
هم جان کند رئیسی، هم جان کند غلامی
هدف سهراب افزودن بر اطلاعات ما نبود. قصد متقاعد کردن نداشت.  گرچه باورهای ذهنی را گاه به چالش می کشید:
«...من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
فقه می خواند.»
او  از مهمترین بُعد حیات آدمی سخن می گوید.  بعدی عمیق تر از فکر.  بعدی که دانش نیست، اطلاعات نیست، قلمرویی است که بر انبوه آدمیان تا پایان عمر پوشیده می ماند!   این  عارف بزرگ از «وسعت تشکیل برگها» می گفت. از «یک ارتباط گم شده ی پاک»، زیرا  آگاه از این حقیقت بود  که وقتی آدمی به سطح معینی از حضور، هشیاری و سکونی برسد که قدرت دریافت را میسر می سازد، خواهد توانست به جوهر حیات الهی، آن هشیاری (شعور) ساکن در روح هر جاندار، هر فرم از زندگی، پی ببرد.
سپهری برای رسالتش نه تنها از واژه ها مدد می گرفت، بلکه از رنگ ها در نقاشی اش نیز بهره می جست و به یک جا بجایی در سطح شعور و آگاهی آدمی  دل بسته بود.  به عبارتی امید به بیداری داشت و ما را به تفکر دعوت می کرد:
«...چه چیز در همه ی راه زیر گوش تو می خواند؟
درست فکر کن
کجاست هسته ی پنهان این ترنم مرموز؟
چه چیز پلک تو را می فشرد
چه وزن گرم دل انگیزی؟»
و در جایی دیگر:
«تکان قایق، ذهن تو را تکانی داد:
غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست.
همیشه با نفس تازه راه باید رفت
و فوت باید کرد
که پاکِ پاک شود صورت طلایی مرگ»  
سهراب آرزو می کرد:
«یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید...»
و یا:
«در کجاهای پائیز ها یی که خواهند آمد، یک دهان مشجّر از سفرهای خود حرف خواهد زد...»  

امروز شمار کسانی که مشعل حقیقت را در دست گرفته اند و از پشت درهای روشن می آیند بسیار زیاد است.
Jill   Bolte   Taylorاندیشمند ، دانشمند و Neuroanatomist در سخنرانی اش با تشریح کار کرد نیمکره راست و چپ مغز، بر همه ی تجربیات عرفا و از جمله سهراب صحّه می گذارد و خود نیز  پس از لمس فضای حقیقت در حالی که می گرید همان گفته ی مولانا را تکرار می کند که:
«به غیر عشق آواز دهل بود                                                       هر آوازی که در عالم شنیدم»
سهراب با جهل نمی جنگید چرا که زمزمه ی خون را در رگ های خویش می شنید و تاریکی اطراف، طرح وجودش را روشن می کرد.  او خوب می دانست که با تاریکی نمی توان نبرد کرد.  خوب  می دانست که فروغ آگاهی و هشیاری تنها شرط لازم برای بیداری است و خود، آن نور و فروغ بود.  نوری  که در همه  ی ما هست و امید سهراب  بر این بودکه روزی ما را با حقیقت خویش «آشنا» کند و «آشتی» دهد.

  او از «وسعت بی واژه» ای سخن می راند که همواره او را می خواند.
همه مشعل داران  دیروز و امروز ،از این «وسعت بی واژه» با نام های گوناگون گفته و می گویند. از فضای سکون و سکوت ِپس زمینه همه ی فرم ها.
«در ذهن حال، جاذبه ی شکل از دست می رود.
باید کتاب را بست،
باید بلند شد
در امتداد وقت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنید
باید دوید تا تهِ بودن
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید
باید نشست 
نزدیک انبساط
جایی میان بیخود و کشف.»
سهراب از لحظه ی«حال» سخن می گوید. از «اینجا و اکنون».  از لحظه ای که در آن نه گذشته راه دارد ، نه آینده. سکوت ذهن. رسیدن به شعفِ یکی شدن.  آموزه هایی  که بیش از 2500 سال قدمت دارند.  از «نیروانا» می گوید و به ما راه می نماید. اما با کمترین حجم از کلمات، آنهم به گونه ای آهنگین.

این عارف بزرگ چشم به راه بیداری بشر داشت و رستگاری را چنین می دید:
«صبح خواهد شد
و به این کاسه ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد.»
شکوه و زیبایی پیش گویی سهراب در وصف نمی گنجد چرا که می دانست -«او» همان نیروی ازلی و ابدی انرژی حیات - در قالب ها و فرم هایی دیگر، باز هم خواهد آمد تا پیام زندگی را آواز سردهد و دعوتی باشد بر بیداری و بینایی.  یکتایی و همدلی. روزی که در باز می شود و  آدمیان بیشماری چون او «از هجوم حقیقت به خاک می افتند»، چرا که «در رگ هایشان نور خواهد ریخت.»  در پگاهی که از هر گوشه صدایی شنیده می شود که:
«...
-آی سبدها تان پر خواب!
سیب آوردم، سیب سرخ خورشید...»
از فجری نوید می داد که در آن:
«چشمان را با خورشید،
دل ها را با عشق،
سایه ها را با آب،
و شاخه ها را با باد، گره خواهیم زد.»

سهراب سپهری رسولی بود «تنها» و «سربه زیر»، اما «وسیع» و «سخت».
در زمانه ای که همه در پی آن بودند تا «طرحی نو در اندازند»، او با واژه و رنگ شیپور بیداری می زد و بانگ سر می داد تا خفتگان بیدار شوند، چشم بشویند و جوردیگری ببینند.

او همان پارسایی بود که می گفت:
«بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است»


5 / 5 (8 Votes)
صفحه نخست > فارسی > تاریخ، فرهنگ و هنر

Submit Comment On Article Latest English Articles On Payam-e-Ashena
Your Name:
Your email: (will not be published)
Subject:
Comment Text: 500 characters Maximum


The New P5+1 Package of Incentives to Iran: Neither New nor Improved
By : Muhammad Sahimi and Nader Bagherzadeh
July 3rd, 2008: The latest proposal by the P5+1 group that calls on Iran to suspend its uranium enrichment program in return for a package of ...
IRAN’S NEW MILLIONAIRES
By : Hossein Hosseini - hosseinih@hotmail.com
July 3rd, 2008: Guess where is the hottest real estate market in the world?  If you guessed Tehran, you are right. While we are facing a ...
How to Beat Insomnia
By : Siamak Nabili, M.D., MPH - Senior Medical Editor
July 3rd, 2008: If you are reading this article in the middle of the night because you can’t sleep, STOP! Close the journal, turn off the ...
Friend 2 Friend Opinion Column
By : Maryam Kebick - maryam.kebick@sympatico.ca
June 6th, 2008: FROM FRIEND:Am I being unreasonable or too needy when my boyfriend of four months spends too much time at work and I want to ...
No way back
By : Pedram Moallemian
July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...
Posted Comments On Article

آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست



نظرسنجی
لطفاً نظرتان را در باره این سایت بنویسید
بسیار خوب
خوب
متوسط
بی ارزش

عکس و ویدیو
  

  

Copyright ©2000 - 2008 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com