|
|
یادی از خسرو گلسروخی : فرهنگ و تفکر پیشرو |
|
|
|
دکتر مایکل کاظمی
|
|
|
|
|
|
|
برای شیفتگان ادبیات ایران، خسرو گلسرخی نامی آشناست، گلسرخی، شاعر، متفکر و هنرمندی آزاده بود که آثارش از شرایط محیط نشأت می گرفت و بر آن تأثیر می گذاشت. او در طول زندگی کوتاه مادی اش قلم و افکارش را قاطعانه و بُرّا در مسیر تحولات فکری جامعه بکار برد و راسخانه آموخت که زیستن نه صرف گذران کمّی ایام، بلکه در شناخت سازنده و پیشبرد کیفی مقاصد انسانی خلاصه می گردد. گلسرخی در سال 1322 در خانواده ای متوسط در رشت متولد شد. از همان کودکی به دلیل شرایط فکری خانواده اش به ادبیات گرایش پیدا کرد. جوانی او در کارهای گاه طاقت فرسا، ولی غالباً روشنفکرانه سپری شد. در مسیر تحولات فکری آن زمان، بیشتر اوقاتش را به مطالعه ادبیات سیاسی پرداخت و سعی در تقویت بینش و پرورش شناخت خود از نارسائی های اجتماعی می نمود. از دیدگاه گلسرخی فعالیت فرهنگی و هنری می بایست روند پوینده اختیار کرده و با زیر سئوال کشیدن قیود و افکار کهن اجتماعی حد فاصلی ما بین فرهنگ متحرک و فرهنگ ایستاایجاد نماید. از دیدگاه وی، زمانی که فرهنگ و هنر از چهار چوبه ی خلاقیت فکری خارج گردد و صرفاً به کپیه کردن نسخه های حاضر و آماده مبدل شود، بی شک به مقوله ای موهوم تبدیل خواهد شد و خصلتی «مومیائی» پیدا می کند، پدیده ای که همچون فراعنه ی مومیائی شدن مصر علیرغم زرق و برق بدلی وخالی از تحول درونی خواهد بود. گلسرخی در لابلای آثارش سرسختانه، هر چند پرلطافت، می آموخت که فرهنگ و هنر معنوی گنج نیست، بلکه انرژی متراکم شده ایست که آموزش را در کوشش خلاقانه و ارزیابی انتقادی شرایط عینی جامعه می بیند. اعترض گلسرخی به فرهنگ واپسرگرایانه زمان که غالباً در پوشش خیمه شب بازی هایی چون «جشن هنر»، «جشنواره های بین المللی»، «مسابقات شیک پوشی» و از این قبیل عرضه می گردید، نه صرف اعتراض به از بین بردن خزانه ی ملی، بلکه پرخاشی بود به ترویج فرهنگی که تأثیری جز تحمیق جامعه، تشویش اذهان عمومی و انعکاس دروغین از شرایط واقعی اجتماع نمی داشت. اعتراض او به شرایطی بود که هم زمان با مهمان نوازی های پر رنگ و لعاب، نمایشنامه های مترقی چون «آموزگاران» مورد یورش قرار می گرفت و روزنامه نگاران و نویسندگان مترقی چون بهرنگی، جوانبخش و مستوفی دستگیر و زندانی می شدند. اعتراض او بر این تضادبود.
گلسرخی معتقد بود که فرهنگ و تفکر پیشرو کمک می کند که شناخت خود را از جهان پیرامون کامل کنیم و با تعمیم نتایج این شناخت، افق ذهنی خود را گسترش دهیم. او در این رابطه محرومیت های جامعه را در پوششی نقادانه در آثارش می گنجانید و نارسائی های اجتماع وسیع را منعکس می ساخت. او ذهنیت تجربی زندگی روزانه را با حقایق متضاد در هم می آمیخت و عمیق و بی لفافه مسئولیت های اجتماعی را بیان می داشت:
باید که رنج بشناسیم، وقتی که دختر رحمان از یک تب دو ساعته می میرد... باید که کویر تشنه، میزبان خزر باشد... باید بهار در چشم کودکان جاده ی ری، سبز و شکفته و شاداب... باید بهار را بشناسند...
آثار گلسرخی از یک برداشت دقیق و روشن اجتماعی و انسانی بر خوردار است که به محدوده ی مکانی و زمانی ختم نمی گردد. بلکه تضادهای اجتماعی را در هر کجای جهان زیر سئوال می کشد. گسرخی با بینشی استدلالانه، مداحان فرهنگ وارداتی را مورد انتقاد قرار می دهد. در یکی از آثارش به نام «دلالان هنر» می نویسد که « حاصل کار این دلالان حرفه ای، طول و عرض حساب شده است که هنرمند جوان و نا آگاه را که در آستانه ی شناسائی هاست به عروسکان کوکی مبدل می کند که با هر فرمانی به حرکت در می آیند و با فرمانی دیگر از حرکت باز می ایستند». او به شیوه ای منطقی پَته ی این قشر را که با جملاتی پر طمطراق چون «شعر باید مثل مجسمه ای زیبا باشد» و «شعر حرفی و جامعه حرف دیگر» سعی در جدا نمودن فرهنگ و هنر از واقعیات محیط می کنند، بروی آب می ریزد. از دید گلسرخی این نوع نوکرمأبی از ناتوانی ذهنیت استدلال در درک ناشی می شود و سعی در تقلیل مسئولیت نویسنده و شاعر به صرف «واژه نگار» دارد که شاید در این راستا قادر باشد موجودیت خود را توجیه کند. با مطالعه ی آثار گلسرخی بر ما مسلّم می گردد که هنر بر عکس تصور عامی نه فقط احساسات، بلکه می بایست ذهن را تعلیم دهد. فرهنگ هنری می بایست درکسب شناخت واقعیت های جامعه کمک نماید و با سرچشمه گیری از این واقعیات به ترمیم تضادهای موجود بپردازد. موجودیت گلسرخی در شناختش از این امر بود. علیرغم گذشت قریب به 35 سال از اعدام او، ترکیب شیوه های هنری، استدلالات فکری و ذهنیت معنوی گلسرخی همچنان راهگشای فرهنگ مترقی و پیشرو می باشد. یادش گرامی باد.
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
تاریخ، فرهنگ و هنر |
|
|
-
«پرشیا »، روح باستانی ایران
از : محمد جواهربين : August 7th, 2008
-
زن در فرهنگ ایرانی
از : مونا خادم : August 7th, 2008
-
سینمای نئورئالیستی «بهمن قبادی»
از : saeedshafa@aol.com - سعید شفا : August 7th, 2008
-
حاشیه نشینان فرسوده
از : دکتر درخشنده صادقی : August 7th, 2008
-
سلسله مقاله هایی درباره مشروطیت
از : دکتر رحمت مهراز : August 7th, 2008
-
جماعت خواب... اجتماع خواب زده... جامعه چرتی...چه ملت بی برقی
از : محمود فرجامی : July 7th, 2008
-
خلاقیّت، در سِرشت ماست
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
سینمای مذهبی و «شبی باشاه»
از : سعید شفا - saeedshafa@aol.com : July 3rd, 2008
-
هوای باغ بکردیم و حال در باغیم!
از : انسی شیرازی - encyshirazi2006@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
زنان در سرزمین گمنام
از : دکتر درخشنده صادقی : July 3rd, 2008
|
|
-
کشتار بی امان آزادیخواهان وسیله روس ها
از : دکتر رحمت مهراز - remehrz@yahoo.com : July 3rd, 2008
-
نگاهی به فیلم «گل شیطان»
از : سعید شفا : June 6th, 2008
-
زنِ گله دار مغولی
از : دکتر درخشنده صادقی : June 6th, 2008
-
بچه ها و پول
از : زری صادقی : May 21st, 2008
-
هفتمین «جشنواره بین المللی فیلم تیبران» برگزار شد.
از : سعید شفا : May 21st, 2008
-
نقد، نوعی آفرینش هنری است!
از : پرتو نوری علا : May 21st, 2008
-
دو شعر تازه
از : پرتو نوری علا : May 19th, 2008
-
کجاییم و به دنبال چه می گردیم؟
از : - encyshirazi2006@yahoo.com انسی شیرازی : May 19th, 2008
-
زنان در سرزمین مغول
از : دکتر درخشنده صادقی : May 19th, 2008
-
اردو کشی روس به تبریز و گیلان فرار مجاهدان و عده ای از مشروطه خواهان از تبریز
از : دکتر رحمت مهراز : May 19th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|