|
|
جمهوری اسلامی به سه راهه ی: انقلاب کور،دیکتاتوری نظامی یا قبول اصلاح ساختاری، رسیده است! مردم ایران کدام راه را انتخاب می کنند؟ |
|
{article.de scri ption} |
|
غفور میرزایی - mirb@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
تضادهای سرشتی جمهوری اسلامی به نقطه انفجار نزدیک می شود. در این انفجار اگر خرد و درایت سازمان یافته جمعی، نیرو بگیرد و پیروز شود، انقلاب پر هزینه و مرگبار سال ۱۳۵۷ سرانجامِ مثبتی پیدا می کند و راه پر نشیب و فراز یک ملت باستانی، یک قرن بعد از انقلاب مشروطه ناکامش، به پیروزی می رسد و از راه تحمیل انتخابات آزاد به حاکمان زورگو و مزور و ناآگاه، آزادی، حاکمیت قانون و مردم سالاری را مستقر می سازد. در برابر این احتمال و آرزوی ملی، احتمالات دیگری چون تسلط یک دیکتاتوری نظامی و بدتر از آن، از هم پاشیدگی سازمانی و نوعی هرج و مرج کلی و تکه پاره شدن کشور و یا طلوع «ناجی» ستمگر دیگری از لا به لای ذهنیت فرهنگ سنتی وامانده و عقب گرای تاریخی، قابل پیش بینی است.بی گمان حمله نظامی به ایران این دو احتمال آخر را قطعی تر می کند. من امیدوارم که تجربه انقلاب اسلامی که به قول دکتر ابراهیم یزدی «پیروزی جهل بر ظلم» بود، به جامعه ما این آگاهی را داده باشد که در جهان امروزی ما چاره ای جز پذیرش و باور ژرف به حقوق بشر و آزادی و قانون گرایی و مردم سالاری نداریم. پذیرش واقعی این مفاهیم به معنی «یک فکر شدن» و«یک دین داشتن»...نیست ،بلکه باوجود افکار و عقاید و ادیان و قومیت های متفاوت به دنبال پیدا کردن راه حل های خردپسندانه و میانه است که نظر و منافع اکثریت آزاد و آگاه جامعه را تأمین کند. چنین گزینش و راهی بدون احترام به همه عقاید و بدون باور به تساوی حقوق همگان، ممکن نیست. اصل حکومت اکثریت با حفظ حقوق اقلیت و حذف هر مقام مادام العمر و ارثی و غیر انتخابی از حکومت، از ویژگی های جهان نوین است که بکلی با فرهنگ و عادات سنتی مغایر است. در دهکده جهانی روزگار ما، همآهنگی با جهان برای حفظ منافع ملی اهمیت دارد. نمی توان منافع ملی را فدای ایدئولوژی حکومتیان یا تداوم حکومت آنان کرد. با این استدلال حکومت استبدادی و ایدئولوژیک مذهبی و ناآگاه، با جهان امروزی یا با «دهکده جهانی» نیز در تضاد است. بنابراین جمهوری اسلامی از نظر ساختاری (وجود ولی فقیه و تفکر مذهبی) با آزادی انتخاب که درخواست یکصد ساله مردم است و با جهان امروز در تضاد است. حکومت برای حل این تضادها تا کنون از نیروی باور دینی مردم و استبداد و خشونت و تفکیک جامعه به «خودی» و «غیر خودی» و اشاعه «رانت خواری» استفاده کرده است. نتیجه این سیاست ها، بیزاری مردم از حکومت و حتی بی احترامی به دین، گرانی و فقر و وخامت اوضاع اقتصادی و گسترش و حشتناک فساد و دزدی و تقلب و ریا است. به عبارت دیگر حکومت دینی، اخلاق جامعه را ضعیف و اعتبار حکومت و دین را بطور بی سابقه ای پایین آورده است. شمس الواعظین، از روزنامه نگاران و حامیان متعصب اوایل انقلاب که داوطلبانه در جنگ عراق و ایران شرکت کرده و برادرش در جنگ کشته شده است، در گفتگو با «روز آن لاین» می گوید: «در پاره ای اوقات، یک بیننده بی طرف و مستقل تصور می کند در جمهوری اسلامی مقامات و فعالان حوزه اجتماعی از سه حالت خارج نیستند: یا دزدند و غارتگر بیت المال، یا فاسدند به لحاظ اخلاق، یا جنون سیاسی و ناآگاهی سیاسی دارند». آشکار است که اگر فردی مانند «پالیزدار» موارد دزدی و غارت و سوءاستفاده پنجاه و یک تن از بزرگان نظام را فاش کند و به تعداد پرونده های هزار و پانصد تن هم به کنایه اشاره کند، عمق فساد را نشان می دهد، حتی اگر فاش کردن آن یک جنگ یا بازی رقابتی باشد. از سوی دیگر ،وقتی رئیس جمهور مورد حمایت و تأیید «ولی فقیه»، دکان «امام زمان» و «هاله نور دیدن» باز می کند و ملایی به نام «تهرانی» که معلم اخلاق کابینه دولت نهم است آن را «توجیه» می فرماید و تا حدی به این بازی ادامه می دهد که آیت الله مکارم شیرازی این نوع سوءاستفاده ها را غیر دینی می داند، ناآگاهی و شارلاتانی و سوءاستفاده از هر و سیله ای را از سوی این حکومت جاهل و مقام پرست، می توان هر روز و در هر موردی مشاهده کرد. اکنون بعد از بیست و نه سال، دیگر همه چیز رو شده است و تضادهای درونی نظام با همه کشت و کشتار ها و سانسورها و اخراج آزاد اندیشان به خارج از کشور و رشوه دادن و سر هم بندی های دیگر، قابل پنهان کردن نیستند. بنابراین، نه تنها جای تعجب نیست که هاشمی رفسنجانی در مقام رئیس شورای مصلحت نظام و رئیس شورای خبرگان اعلام کند: «ملتی که آزاد نیست، پیشرفت نمی کند.» بی گمان دکتر ابراهیم یزدی با شناخت روحیه افرادی چون رفسنجانی و مهدوی کنی و آیت الله صانعی و بیشتر اعضاء مجمع مدرسین قم و روحانیون مبارز، با شهامت، راه برون رفت از این تضاد را «حذف ولایت فقیه» می داند. سطوح بالای روحانیت، بویژه در دروان سه ساله حکومت احمدی نژاد به این نتیجه رسیدند که آبرو و احترام آنها از بین رفته، اسلام شیعه در ایران ضعیف و خوار گردیده و گروهی به نام آنها و اسلام در مقاطعه های بزرگ و غارت بیت المال سود برده اند و برای آنها بی آبرویی به بار آورده اند. تردیدی نیست که ناآگاهی جمعی و هیجان انقلاب در سال ۱۳۵۷ رهبری آخوندها را در انقلاب تأیید کرد و در مبارزه با ظلم به دام جهل گرفتار شدند. این مطلب را فقط یک روزنامه انگلیسی کشف نکرد که دکتر یزدی تنها به آن اشاره کرده است. به روایت یکی از دوستان که در ماجرای انقلاب در ایران بوده، در همان روزهای نخست پیروزی، یکی از روشن اندیشان رباعی زیر را سروده است ولی متأسفانه مانند نوشته همان روزنامه نگار انگلیسی، هنگامی مردم متوجه اهمیت آن گفته شدند که ملایان مقام پرست، قدرت را به دست گرفته بودند: از روز نخست، دشمن شاه شدیم با شیخِ بَری ز عقل، همراه شدیم «پایان سخن شنو که ما را چه رسید» از چاله در آمدیم، در چاه شدیم. بی گمان اگر سطح فرهنگ سیاسی و آگاهی جمعی بالا بود، از همان ابتدا، ملتی که بر ضد بی قانونی و نبود آزادی، انقلاب کرده بود، با اعدام بدون محاکمه و گرفتن اموال مردم مخالفت می کرد و بی تردید این روال، عادی وروحانیت حاکم نمی شد و مسیر انقلاب به این راه پر هزینه و پر تضاد نمی کشید. به نظر من دکتر یزدی پیشنهادی که ارائه داده است، شاید کم زیان ترین و عملی ترین راه اصلاح نظام است. در پیشنهاد او نه نفی انقلاب (یعنی نه نفی واقعیتی است که اتفاق افتاده) نه نفی و انکار جهلی است که حاکم شده و نه خواستار مطلوبی است که بایستی آن را به وجود آورد، بلکه او پیشنهاد می کند: « بر گردیم به قانون اساسی که دولت موقت تهیه کرد و شورای انقلاب و شخص خمینی آن را امضاء کرده است». در آن قانون اساسی «ولی فقیه» وجود ندارد. اگر «ولی فقیه» و موادی که «ولی فقیه» را به عنوان فردی غیر انتخابی حاکم به همه امور مردم و کشور کرده است حذف گردد، قانون اساسی فعلی از تضاد سرشتی و بنیادی عاری می شود و انتخابات آزاد سبب می گردد که مردان و زنان لایق و کاردان انتخاب شوند و اگر نقایص دیگر هم باشد، در چنان مجلسی، به سادگی قابل بررسی و تصمیم گیری و تصحیح است. حمایت از چنین پیشنهادی صرفنظر از سوابق خوب و بد پیشنهاد دهنده و موافقان با آن، می تواند به صلاح ایران و ایرانی باشد. من در سال ها پیش غزلی در مورد انقلاب و راه خطایی که رفت سروده ام و تصور می کنم تا قانون اساسی فعلی حاکم است، حکومت هر که باشد با حکومت مردم سالاری و آزادی و اداره خردمندانه امور جمعی منافات دارد. وطن چون کودکی که تشنه پستان مادر است امشب مرا هوای وطن باز در سر است می سوزدم جگر، که جگر پاره شد وطن می آیدم خبر، که از این نیز بدتر است من را گمان نبود که جان طاقت آورد زین درد جانگداز که مرگ مکرر است از اشک غم ز آتش این آه سینه سوز هر روزِ من سیاه تر از شام دیگر است غربت نشین خسته ز دنیای غربتم دنیای غربتی که چو صحرای محشر است بود و نبود هستی ما از چه رو چنین بازیچه ای به چنبر چرخ ستمگر است تقدیر و سرنوشت، خط بخت ما نوشت یا دست عقل ما است که غافل ز کشور است آن ملتی که راه خطا را گرفت پیش هم اهرمن ستا شد و هم سفله پرور است فکر وطن، نه ناله و نفرین و نعره را از سینه بر کشیدن بی بار و بی بر است هر جا خرد به خاری خوار است، جاهلی در جایگاه حاکم و در نقش رهبر است آنجا مجوی زندگی امن و عافیت غربت، بهشت و دوزخ از آن خطه بهتر است بگذر شهاب، چون خط زیرین از آسمان بنویس این پیام، که شب، رو به آخر است.
|
صفحه نخست >
فارسی >
سیاست |
|
-
پنجاه و پنجمین انتخابات ریاست جمهوری در امریکا:
از : غفور میرزایی : November 12th, 2008
-
پیروزی «اوباما»
از : شهلا صمصامی : November 12th, 2008
-
«او با ماست»یا با «آنهاست»!؟
از : تهمورس کیانی : October 8th, 2008
-
چهاوم نوامبر، اميد تحول در رابطه ايران و آمريکا
از : حسين سليمى : October 8th, 2008
-
عقاید سیاسی و مذهبی سارا پیلن
از : شهلا صمصامی : October 8th, 2008
-
قدرت، فساد می آورد ااز زمانی که «لرد اکتون »Lord Acton
از : غفور میرزایی : September 13th, 2008
-
زمان تغییر فرارسیده است
از : شهلا صمصامی : September 13th, 2008
-
دو گزینه آخوند ها
از : داریوش همایون : August 7th, 2008
-
دفاع دیوان عالی کشور از قانون اساسی
از : دکتر مایکل کاظمی : August 7th, 2008
-
صلح جهان در گرو سیاست خارجی آمریکاست
از : شهلا صمصامی : August 7th, 2008
|
|
-
قم: به گوش رسیدن نوای مخالف از مکان غیرمحتمل
از : انوج چوپرا : August 7th, 2008
-
هزینه های اضافی جنگ بر سر نفت
از : جرج کاستاندا, نیوزویک - ترجمه : لیلیان منصوری : August 7th, 2008
-
وزارت رفاقت و امور خارجه!
از : مجتبی لچینانی : August 7th, 2008
-
“نگذاریم رژیم اسلامی در ایران، به آرزوی کثیف خود برسد”
از : پرتو نوری علا : August 7th, 2008
-
انتخابات آمریکا و نوآوری های تاریخی
از : پیمان فرزانه : July 7th, 2008
-
بازی با آتش، آبادی و آزادی نمی آورد.
از : غفور میرزایی : June 9th, 2008
-
مشکلات «اوباما» در رسیدن به کاخ سفید
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : June 9th, 2008
-
محاکمه «خالد شیخ محمد»، اجرای عدالت یا اقتضای سیاست؟
از : دکتر مایکل کاظمی : June 6th, 2008
-
زبان شکوه ندارد دلی که من دارم
از : غفور میرزایی : May 21st, 2008
-
رقابت نفس گیر دموکرات هاوآسودگی خیال کاندیدای جمهوریخواهان
از : پیمان فرزانه : May 21st, 2008
|
| | |
|