|
|
بازی با آتش، آبادی و آزادی نمی آورد. |
|
|
|
غفور میرزایی
|
|
|
|
|
|
|
بعد از فرو ریزی کمونیسم، بیشتر مردم و متفکران در جهان سرمایه داری فکر می کردند دیگر جهان تک ابر قدرتی بدون رقابت و جهان سرمایه داری بدون چالش خواهد بود و تشنج جهان دو ابر قدرتی یا کمونیسم و سرمایه داری پایان گرفته است. در امریکا فیلسوفی مانند «فرانسیس فوکویاما» پایان این تضاد را «پایان تاریخ» یعنی پایان نیاز به تحول و تکامل دیگر اعلام کرد. یعنی به قول « فوکویاما»، پیروزی سرمایه داری بیانگر کاملترین شکل روابط اقتصادی جمعی و جهان سالم و آرام بدون تضادی است که بشریت به دنبال آن بوده است. بدیهی است که جهان سرمایه داری عبارت از جهان یا جامعه بزرگ انسانی است که زیر سایه مدرنیته و دموکراسی سرمایه داری بدون تشنج به سوی پیشرفت مداوم اقتصادی و علمی و صنعتی و مآلاً رفاه خواهد رفت. این نظریه درست بر خلاف نظریه «ساموئل هانتینگتون» بود که چند سال پیش از «فوکویاما» گفته بود که جهان نه از نظر کمونیسم و سرمایه داری، بلکه از نظر پیشرفت و عقب ماندگی به دو جهان متضاد تقسیم شده که فرهنگ و باورهای عقب ماندگی با تمدن و پیشرفت کشورهای پیشرفته سر ناسازگاری و ستیز دارد و «جنگ بین تمدن ها» اجتناب ناپذیر است. موارد بالا با بیان تحول و تغییر در نظریه ها و با مدد گیری از نظرات صاحب نظران متعدد دیگری، وسیله دکتر علمداری در مقاله «ایران امروز» به تفصیل آمده است و درباره گلوبالیسم و جهانی شدن و دموکراسی و مدرنیته اول و دوم و نئولیبرالیسم و دموکراسی فراملی و عصر امپایر (نه عصر امپریالیسم) و «دولت جهانی» و «سوسیالیزم» و «افول سرمایه داری» نوشته است و سرانجام نظر خود را به صورت چکیده چنین بیان کرده است: «به نظر من تئوری برگشت تاریخ همانند تئوری پایان تاریخ با دینامیسم تاریخ و واقعیت رو به رشد جهانی شدن هم خوانی ندارد. دورنمای جهان و کشورهای مختلف از جمله ایران را باید در ادامه جهانی شدن، یعنی تأثیر متقابل و همه جانبه جوامع بر یکدیگر ارزیابی نمود که چون رودخانه های کوچک و بزرگ به اقیانوس جهانی می ریزند. در آتش فشان اقیانوس جهانی شدن، جزیره های نوین قدرت نیز سر بر می آورند که قدرت های بزرگ را چالش می کنند و جهان به سوی توازن قدرت پیش خواهد رفت. دموکراسی جهانی از بطن این تقابل و توازن و دگرگونی ها بیرون خواهد آمد». اگر از نوشته مفصل دکتر علمداری در رابطه با ایران به همین مختصر بسنده کنم ، می خواهم نظر خوانندگان عزیز را به مصاحبه آقای مهندس محسن معظمی معاون ارشد شرکت بزرگ کامپیوتری «سیسکو» با «صدای آمریکا» جلب کنم و آنگاه نتیجه گیری و نظر خودم را بنویسم. مصاحبه مهندس معظمی با بیژن فرهودی در صدای امریکا از دو جهت برای من مهم بود. اول آن که یک جوان ایرانی معاون ارشد یک شرکت بزرگ اطلاع رسانی و اینترنتی امریکا است که بیش از 63 هزار کارشناس و کارمند دارد و در سطح جهانی فعالیت می کند و در سال گذشته درآمدی بیش از سی و پنج میلیارد دلار داشته است، دوم آن که معظمی از سوی «سیسکو» مسئول فروش و تأمین «شاهراه اطلاع رسانی» در سراسر جهان شده است. در این مورد معظمی توضیح می داد که در دهکده جهانی هر کشوری که بخواهد از نظر اقتصادی و علمی همپای جهان امروزی حرکت کند تا بتواند زنده و پا بر جا بماند نیازمند است که به این شاهراه بپیوندد. نمی توان در بازار جهانی حضور داشت و به ا ین شاهراه دسترسی نداشت. نمی توان در جهان امروزی زیست - جهانی که هر لحظه و هر روز با دانش های جدید، رویداد های لحظه به لحظه و تحولات پیوسته و دائمی روبروست- و وسیله شاهراه اطلاعاتی از آنها در همان لحظه ها آگاهی نیافت و خود را با آنها تطابق نداد و متحول نساخت. معظمی می گفت درکشورهای عقب مانده، بهره وری از این شاهراه بسیار دشوار است زیرا مخارج تأسیس آن بسیار گران است و دشوارتر در کشورهایی است که به دلیل مالکیت دولتی، بخش خصوصی رشد نکرده و از رقابت آزاد که وسیله بهبود و تکامل تولید است بی بهره اند و دیکتاتوری، اجازه آزادی اطلاعات را از ترس آگاه شدن مردم نمی دهد. متأسفانه در ایران به دلایل تاریخی و ساختاری، بخش دولت بسیار فربه و بخش خصوصی لاغر است و آزادی اطلاعات نمی تواند مورد تأیید دولت باشد. معظمی می گوید در کشورهای عقب مانده خاور میانه، وضع ایران و مصر از نظر بهره وری از شاهراه اطلاع رسانی حتی بدتر از امارات عربی، کویت و عربستان سعودی است.
با چنین شرایطی ایران ما کجاست و به کجا می رود؟ ذخایر مالی و زیر زمینی کشور را غارت می کنیم و درآمد آن را صرف «سوبسید»ها و یارانه های خوراک و انرژی می کنیم و از سرمایه گذاری های زیر بنایی و اساسی غافل هستیم چرا که حکومت نه تنها آگاهی لازم را ندارد،بلکه ظاهر سازی و تظاهر را بیش از اصول گرایی علمی و اقتصادی بنفع بقای خود تشخیص می دهد. بیش از هشتصد بیلیون دلار در این بیست و هشت سال پول نفت گرفته ایم و نتایج آن را هیچ کارشناسی همسنگ با پیشرفت های به دست آمده تأیید نمی کند. پیشرفت اقتصادی و علمی مستلزم امنیت، برنامه، تخصص و سرمایه و نیروی انسانی لازم است. در ایران، امنیت سرمایه گذاری و برنامه نیست، متخصصان را به دلیل دیکتاتوری فراری می دهند. سرمایه بطور عمده پول نفت است و دولت تخصیص آن را نه به توسعه اقتصادی و زیر بنایی، بلکه به روش رانت دادن، صرف توسعه فساد (بویژه در سطح بالا) و گدا پروری از راه تخصیص پول نفت به یارانه ها مانند پنج میلیارد دلار برای بنزین، چهار میلیارد دلار برای نان و میلیاردها دلار دیگر برای مواد دیگر، و ده ها میلیارد دلار برای مقاطعه کاران سپاه پاسداران می کند. مخارج بی رویه به امامان جمعه و علما و مجتهدان طرفدار دولت، دادن بودجه های کلان به بنیادهای متعدد که خودشان با گرفتن اموال و دارائی مردم در واقع می بایستی براساس ماهیت خود دستگاه های مولد و سودآور باشند. البته مخارج حادثه آفرین اتم بازی و غنی سازی و صد البته حمایت های تشنج آفرین به حزب الله لبنان و حمس و فلسطین و شیطنت درعراق و افغانستان...و این همه ممکن نمی شد، اگر با هزینه های سنگین، زورگویی و پنهان کاری را با دیکتاتوری سیاه و قرون وسطایی خود بر جامعه ما تحمیل نمی کردند. اینان با لباس دوست، بزرگترین دشمنی را به مردم ایران و بزرگتری خیانت را به آرمان آزادیخواهی و ایمان آنان روا داشته اند. بزرگترین سرمایه خدادادی این ملت را که می توانست سرمایه لازم برای رهایی ملت ما از قرن ها عقب ماندگی باشد به نابودی کشاندند. اما جهان تک ابر قدرتی نیز با حادثه آفرینی ها و نشناختن روح زمان که به دلیل پیشرفت های صنعتی خودشان، خواه و ناخواه آگاهی مردم در همه جا و بویژه در کشورهای عقب مانده همراه با آرزو ها و توقعات مردم بالا می رفت، راه را برای خشونت گرائی این ملت ها گشودند و با عکس العمل های افراطی این توقعات را به سوی تروریسم و بدتر از آن تروریسم انتحاری کشیدند. آشکار است که این افراط گری از سوی عقب ماندگان به تندروان کشورهای پیشرفته، حربه ایجاد ترس در دل مردمی که در رفاه بودند و امنیت را به هر بهائی حتی جنگ های خونبار و بی حاصل می خرند داد و نئوکان ها در امریکا و فرانسه و آلمان بر سر کار آمدند و حزب کارگر انگلستان نیز در عمل پا را جای پای «تاچر» و «چرچیل» محافظه کار نهاد. افراطی گری غربی های پیشرفته که قاعدتاً بر خلاف شرقی های عقب مانده و احساساتی، بایستی با خردگرایی با مسائل شخصی و داخلی و جهانی رو به رو شوند متأسفانه با احساسات و گاهی بی مطالعه بر خورد کردند و به دلیل داشتن تکنولوژی برتر، فاجعه آفرین شدند که جنگ امریکا با عراق نمونه بارز آن است. جلاد و آدمکشی بنام صدام حسین را نابود کردند، ولی هزاران سرباز امریکایی و صدها هزار عراقی را نیز به خاک هلاکت درانداختند و اگر افرادی مانند پرزیدنت «کارتر»، رئیس جمهور سابق امریکا یا سناتور «اوباما»، کاندیدای رئیس جمهوری برای جلوگیری از این جنگی که فعلاً طولانی تر از جنگ جهانی دوم شده است، راه حل های مسالمت آمیز و مذاکره را در کل منطقه و حل مشکلات همه جانبه عمومی را پیشنهاد می کنند، از سوی بعضی مقامات و رسانه ها آنها را به نقد و استهزاء می کشند. راستی ما در چه دوره ای زیست می کنیم؟ آیا جنون و جهل تندروان بی منطق حاکم بر ایران کنونی می خواهد بیماری واگیردار جهانی گردد ،و چون جهان با راهی که رفت نتوانست ما را به راه دموکراسی و خردگرایی بکشد، ما و خاورمیانه احساساتی تر و دیوانه تر از احمدی نژاد، می خواهیم جهان را به جنگ تمدن های «هانتینگتون» و دیکتاتوری سیاه و جامعه بسته بکشانیم و جهان را مانند خودمان کنیم؟ آیا راستی همگی ناخودآگاه می کوشیم تا ثابت کنیم که «هانتینگتون» بزرگترین متفکر و تحلیل گر تاریخ پایانه قرن بیستم بود؟ می خواهیم دستاوردهای فکری میلیون ها و میلیاردها انسان را در درازای تاریخ با این لجبازی دیوانگان و مغروران خودخواه به باد بدهیم؟ حمله به ایران که باز هم بر سرزبان ها افتاده است، نه درد امریکا و جهان غرب و نه درد منطقه را حل نمی کند. حتی می ترسم مردم ایران را از شر احمدی نژادها و خامنه ای ها هم نجات ندهد، اما بی گمان مردم ایران را دچار مصیبتی بدتر از مصیبت مردم عراق می کند و مشکل منطقه را هم پیچیده تر خواهد کرد و حتی وضع و رابطه اعراب و اسرائیل را هم بدتر می کند. با چنین اوضاعی چه راهی بهتر از مذاکره مستقیم با هم داریم؟ اما این مذاکره بایستی شفاف و آشکار و قاطع و با بهره وری از افکار مردم ایران و جهان و هریک از طرف های مذاکره باشد.
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
سیاست |
|
|
-
قدرت، فساد می آورد ااز زمانی که «لرد اکتون »Lord Acton
از : غفور میرزایی : September 13th, 2008
-
زمان تغییر فرارسیده است
از : شهلا صمصامی : September 13th, 2008
-
دو گزینه آخوند ها
از : داریوش همایون : August 7th, 2008
-
دفاع دیوان عالی کشور از قانون اساسی
از : دکتر مایکل کاظمی : August 7th, 2008
-
صلح جهان در گرو سیاست خارجی آمریکاست
از : شهلا صمصامی : August 7th, 2008
-
قم: به گوش رسیدن نوای مخالف از مکان غیرمحتمل
از : انوج چوپرا : August 7th, 2008
-
هزینه های اضافی جنگ بر سر نفت
از : جرج کاستاندا, نیوزویک - ترجمه : لیلیان منصوری : August 7th, 2008
-
وزارت رفاقت و امور خارجه!
از : مجتبی لچینانی : August 7th, 2008
-
“نگذاریم رژیم اسلامی در ایران، به آرزوی کثیف خود برسد”
از : پرتو نوری علا : August 7th, 2008
-
جمهوری اسلامی به سه راهه ی: انقلاب کور،دیکتاتوری نظامی یا قبول اصلاح ساختاری، رسیده است! مردم ایران کدام راه را انتخاب می کنند؟
از : غفور میرزایی - mirb@yahoo.com : July 7th, 2008
|
|
-
انتخابات آمریکا و نوآوری های تاریخی
از : پیمان فرزانه : July 7th, 2008
-
مشکلات «اوباما» در رسیدن به کاخ سفید
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : June 9th, 2008
-
محاکمه «خالد شیخ محمد»، اجرای عدالت یا اقتضای سیاست؟
از : دکتر مایکل کاظمی : June 6th, 2008
-
زبان شکوه ندارد دلی که من دارم
از : غفور میرزایی : May 21st, 2008
-
رقابت نفس گیر دموکرات هاوآسودگی خیال کاندیدای جمهوریخواهان
از : پیمان فرزانه : May 21st, 2008
-
کارنامه ی ۵ ساله جنگ عراق
از : شهلا صمصامی : May 21st, 2008
-
پروژه های امپراتورمآبانه سناتورجان مک کین
از : نوشته«سرج حلیمی» - برگردان:آسیا تهرانی : April 10th, 2008
-
نژاد، نژاد پرستی و سیاست
از : شهلا صمصامی : April 10th, 2008
-
فرصت و چالش روشنگری ایرانی
از : داریوش همایون : April 10th, 2008
-
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
از : غفور میرزایی : April 10th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|