Tue, 07 Oct 2008 06:59:44 PST About Us      Advertise      Contact Us      Archives      Earlier articles

امید به استقرار دموکراسی در پاکستان، با قتل بی نظیر بوتو از میان رفت.

5 / 5 (1 Votes)
بی نظیر بوتو، امید دموکراسی طلبان پاکستان، به دست شوم استبداد و جهل و تعصب و در پی بازی های سیاسی شصت ساله این کشور به قتل رسید.
پاکستان در شصت سال پیش به عنوان بخشی از هندوستان از چنگال استعمار انگلستان نجات یافت.  در گروه استقلال طلبان هند، زیر رهبری «ماهاتما گاندی»، محمد علی جناح مسلمان هم بود.  جناح در زیر نفوذ فکری اقبال لاهوری که معتقد بود مردم مسلمان بخش  های غربی و شرقی هند، فرهنگ و باورهای متفاوتی با هندوها و پیروان ادیان دیگر هندی دارند و بایستی دولت مستقلی داشته باشند، در کشمکش های استقلال، سرانجام پیروز شد و دولت اسلامی پاکستان تشکیل گردید.
اگرچه منابع هند بزرگ، یکصد و پنجاه سال وسیله امپراتوری انگلستان به یغما رفت، اما مانند هر رویداد دیگری، این فاجعه استعماری مواهبی هم داشت.  انگلیس ها برای هندوستان دانشگاه ها ساختند، راه آهن و صنایعی آوردند و از همه مهمتر سازمان اداری قانون مندی برپا ساخته بودند. دو کشور جدیدالتاسیس هندوستان و پاکستان این مواهب را پایه کار خود قرار دادند و همان الگوی اداری پیشرفته انگلیسی را حفظ کردند. 
در حزب کنگره هندوستان علاوه بر گاندی، ده ها رهبر سیاسی صالح و آگاه وجود داشت که پس از قتل گاندی توانستند کشور را در همان راه دمکراسی و قانون مندی حفظ کنند.  ولی در پاکستان چنین نبود و یک سال پس از استقلال، محمد علی جناح درگذشت و دولت انتخابی مردم، پس از مدت کوتاهی با کودتای نظامی سرنگون شد.
این بازی انتخابات و برقراری حکومت منتخب مردم و غالبا فساد مالی آن و یا قدرت طلبی اسلحه بدستان به کودتای نظامی بدل  می شد و پاکستان برخلاف هندوستان از راه سنتی - انگلیسی اداره امور اجتماعی به در رفت و نتیجه ‌آن شد که یکصد میلیون مسلمانی که در هندوستان زندگی می کنند، یک هزارم دشواری های مردم مسلمانی را که در کشور اسلامی پاکستان زیست می کنند، نداشته و ندارند. 
در سال ۱۹۷۱ بنگلادش از پاکستان غربی جدا شد.  این بازی دموکراسی و کودتا  از   لیاقت علی خان   تا بی نظیر بوتودر بخش انتخابی و از اسکندرمیرزا   و ژنرال ایوب خان تا ضیاء الحق و پرویز مشرف در بخش کودتا،  به تناوب  ادامه داشته است.
بیش از پنج سال است که ژنرال مشرف با یک کودتا علیه دولت انتخابی بر سر کار آمده است.  او از همان نخستین روز پیروزی، وعده انتخابات آزاد داده است و سرانجام زیر فشار امریکا و سایر کشورهای بزرگ موافقت کرد که در ۸ ژانویه ۲۰۰۸ این انتخابات برگزار شود.  روی همین توافق جهانی، خانم بوتو، توانست از تبعیدگاه   خود درخارج از پاکستان به کشور بازگردد و باوجود احتمال خطر مرگ، به مبارزه انتخاباتی بپردازد که در «راول پندی» کشته شد.
اگر بی نظیر بوتو کشته نمی شد و انتخاب می گردید، سومین دوران نخست وزیری اش را آغاز می کرد.  او وعده آزادی و ثبات و امنیت می داد، اما در شهری کشته شد که در سال ۱۹۷۹ پدرش، ذوالفقار علی بوتو، پس از کودتای نظامی که علیه او انجام گرفت، در همان شهر محاکمه و به دار آویخته شده بود.  علی بوتو در تلاش  اتمی کردن پاکستان برای مقابله با هندوستان اتمی بود.  علی بوتو کشته شد، ولی تلاش مخفیانه پاکستان برای رسیدن به بمب اتمی ادامه یافت و اکنون در حالی دارای سلاح اتمی است که تندروان اسلامی با تفکر طالبانی و بن لادنی قدرت  وحشت انگیزی در پاکستان بهم رسانیده اند.
گزارش پلیس حاکی است که قاتل بی نظیر بوتو پیش از منفجر کردن خود به سوی او تیراندازی کرده است و این احتمال را به وجود می آورد که طراح  قتل بوتو ممکن است از دو نفر استفاده کرده است که قتل را حتمی کند و مانند دو توطئه قبلی علیه وی، بی نظیر، نتواند جان سالم بدر برد (مانند بسیاری از توطئه های  قتل در خاورمیانه).اکنون (جمعه ۲۸ دسامبر که این مقاله را می نویسم) یک مقام رسمی پاکستان اعلام کرد که علت قتل بوتو اصابت سر او به سقف ماشین بوده است! 
نواز شریف، رهبر حزب منشعب شده از حزب «مردم» اعلام کرد که در شرایط فعلی انجام انتخابات در ۸ ژانویه غیرممکن است، چرا که پس از دفن بوتو، مدت چهارده روز عزای عمومی خواهد بود. 
حزب مردم پاکستان نیز نمی تواند به این زودی فردی را به ریاست حزب برگزیند.  شوهر و فرزندان بوتو هم در انگلستان زندگی می کنند و هیچکدام تجربه سیاسی و تمایل به پذیرش چنین ریسکی را ندارند.
ژنرال پرویز مشرف با کودتای نظامی روی کار آمد و تا کنون انتخابات را به بهانه های متعدد به عقب انداخته است.  حتی در ماه نوامبر امسال در پاکستان حالت اضطراری اعلام کرد که هیئت داوران وزارت دادگستری نتوانند رأی بدهند که او با داشتن لباس ژنرالی و تصدی ارتش نمی تواند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. سرانجام، با فشار امریکا و مخالفان داخلی، حالت اضطراری در ماه دسامبر پایان یافت.
روی همین سوابق است که نواز شریف مدعی است که تا مشرف در پاکستان است انتخابات سالم نامقدور است، زیرا او عامل همه این گرفتاری ها است.  البته مشرف بعد از قتل بی نظیر بوتو اظهار تأسف کرد ولی آگاهان، مستقیم  یا غیرمستقیم، دست او را در این خون آلوده می بینند.
امریکا ظاهرا به بی نظیر بوتو، تحصیل کرده «هاروارد»، برای برقراری دموکراسی در پاکستان دل بسته بود و البته ژنرال مشرف را هم می خواهد که جلوی گروه های القاعده و طالبان را بگیرد.  درست به یاد انقلاب ۱۳۵۷ ایران می افتم که دکتر علی شایگان که در دانشگاه کلمبیا  تدریس حقوق می کرد، به ایران آمد که به عنوان صلاحیت دارترین ایرانی به ریاست جمهوری بعد از سقوط سلطنت انتخاب گردد.  اما انقلابیون در حال و هوا و فضای هیجانی انقلاب، راهی دیگر رفتند که منطق و خرد در آن نبود و کار را پس از ۲۸ سال، به ریاست جمهوری احمدی نژاد رسانده اند که با تأیید نظر امام زمان، غول های بی شاخ و دم  انقلاب چون رفسنجانی و کروبی را هم مات و مبهوت کرده است!
خاورمیانه اسلامی با داشتن چندین هزار سال تاریخ پیچیده و دیکتاتوری و تضاد و فساد ریشه دار و سنت های دست و پاگیر دینی و فرهنگی و ساختار و سازمان های سرطانی که مانند در مسجد نه می توان آنها را از جا کند و نه میتوان سوزاند دست به گریبان است. آزادی برایش هرج و مرج می آورد.  دیکتاتوری تعصب و تندروی و تروریسم و انقلاب را سبب می گردد.  برون رفتن از این دایره خبیثه، کار ساده ای نیست و احتمالا نسخه شناخته شده ای  هم  ندارد.
بی نظیر بوتو برای باز آوردن مردمسالاری با پرویز مشرف مبارزه کرد و با حمایت دوستان جهانی خود، ژنرال را مجبور به قبول انتخابات ساخت.  دلایل ژنرال برای جلوگیری از آزادی و انتخابات،  مبارزه با طالبان و القاعده است و قاعدتا آنها ،هم دشمن مشرف و هم دشمن بوتو بودند و  هستند، اما کارشان در کشتن  بی نظیر بوتو درست در جهت خواست مشرف است.
چرا که با این عمل انتحاری، رهبر آزادی طلبی که بر ضد مشرف بود از میان رفت ومشرف  که با انتخابات مخالف  است اکنون می تواند به امریکا و حتی مردم پاکستان وانمود کند که شیوه دیکتاتوری او تنها راه اداره پاکستان و تأمین امنیت و استقلال آن است. از همین جا معلوم می شود که میان خواست های دیکتاتوری و تعصب و تندروی و تروریسم یک اتحاد و پیوند نانوشته پنهانی وجود دارد.
داستان قدرت گیری بن لادن و تشکیل القاعده در افغانستان در اوج گیری تضادهای  دو ابرقدرت جهانی در دهه ۱۹۸۰ تاریخ نوشته شده ی اشکاری است.  آن نقشه به سقوط دولت کمونیستی افغانستان و شاید تا حدودی به فروریزی کمونیسم جهانی انجامید.   شمشیر دو لبه تعصب پروری کار خود را کرد و القاعده بلافاصله پس از انجام ماموریت خود که با تعصب دینی در مبارزه با بی دینان کمونیست همراه بود، با سپاهی مجهز، وسیله ای شد که با استفاده از یک تفسیر و تاویل ویژه رهبر فرهمند دینی، به ابزار اجرای منویات او بدل گردد.  بن لادن میلیونر که با سایر فامیل خود در دستگاه حاکمه عربستان  اختلاف دارد، می خواهد از نیروی جنگ دیده و تجربه آموخته القاعده در مبارزه با آنها استفاده کند. حکومت عربستان دیکتاتوری است و چنین امکانی را به سادگی به دست او نمی دهد.   امریکا با حکومت دیکتاتوری عربستان وخاندان سعودی روابط دوستانه دارد و به زعم القاعده ای ها، حامی آنها است.  پس اگر در عربستان نمی توان کاری کرد، در هر کجا که ممکن است بایستی  با منافع امریکامبارزه کرد.  خرابکاری آنها  ازدهران و بیروت و حتی نیویورک و سپس عراق  شروع می شود و هنوز هم  ادامه دارد. 
در حقیقت، از زمان مبارزه دو ابرقدرت شرق و غرب، سربازان انتحاری این دار و دسته تروریست که در گذشته با پول عربستان در مدارس دینی پاکستان و افغانستان  پرورش یافته بودند، در مناطق دیگر مانند مالزی و اتیوپی و مصر و فلسطین ریشه کردند وحمایت یک جانبه امریکا از اسراییل، مستمسک تحریک این آموزش تروریستی برای توده فقیر مردم عرب  گردیده است.
در اوایل انقلاب ایران، گروه هایی از آخوندهای متعصب کوشیدند که مدارس و دانشگاه های ایران را به سوی اینگونه «تحصیلات مذهبی» ببرند که به دلایل متعدد، لااقل، به طور آشکار موفق نشدند، ولی کشتار بیرحمانه صدها ایرانی آزادیخواه در داخل و خارج کشور، اگرچه هیچکدام به شکل انتحاری صورت نگرفت، محصول همین آموزش ها بود.
بهر صورت، جهان امروز با این پدیده  وحشتناک تروریسم انتحاری در سطح جهانی و بویژه در خاورمیانه رو به روست.  اگر دلایل بوجود آمدن این پدیده در یک یا دو عامل خلاصه نمی شود، راه های مبارزه با آن نیز در جنگیدن و کشتن و زندان آنها نیست.  بایستی با هدف اجرای حقوق بشر و آزادی انتخاب، هر جامعه ای در تعیین سرنوشت و حاکمیت خود  واز نظر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و توسعه آموزش های علمی تقویت گردد. بدیهی است که استقرار آزادی های دموکراتیک و حاکمیت قانون و نظارت دقیق در برنامه آموزش های دینی نیز باید با آنها همراه باشد.
ابرقدرت ها نمی توانند در انجام مسایل سیاسی کوتاه مدت منطقه ای،اصول را زیر پا بگذارند.  مثلا القاعده را برای مبارزه با کمونیسم حمایت کنند، موشک اسکات و اسلحه و آموزش  مدرن بدهند، آنگاه توقع داشته باشند که فناتیسم مذهبی و تروریسم انتحاری در منطقه رشد نکند.  نمی توان از کودتاگران و دیکتاتورها، بدلیل این که در جهت اجرای برنامه های منطقه ای ابرقدرت ها کار می کنند حمایت کرد و آنگاه از نارضایتی و دشمنی ملت ها و تندروی های سیاسی و دینی  شان با ابرقدرت ها  شگفت زده شد.
بهر صورت، ابرقدرت جهانی بودن مسئولیت های مهم اخلاقی و سیاسی و اقتصادی را هم به همراه دارد و بدون قبول این مسئولیت ها نمی توان افتخار آن را به دوش کشید.
از همه مهمتر، آیا ملت های پیشرفته جهان به این واقعیت هنوز نرسیده اند که پس از شصت سال که از تأسیس سازمان ملل می گذرد، بایستی اداره  امور اساسی جهان  امروز را از این سازمان بخواهیم؟  چه چیزی اساسی تر از حقوق مردم است؟   آیا نبایستی  عمکرد قدرت های نظامی که حقوق ملتی را با کودتا از میان  می برند از سوی سازمان ملل عملا تقبیح  و از آن جلوگیری شود؟  آیا نبایستی برنامه های آموزشی اقلیت های متعصبی که ملتی را به سوی تعصب و انتحاری پروری می کشانند از سوی سازمان ملل منع وعملا تعطیل گردند؟ آیا  نبایستی بتوان از سوی سازمان ملل در مورد نقض حقوق مردمی که حکومت های خودکامه شان  انتخابات غیراستاندارد و غیر آزاد برگزار می کنند اقدامی کرد؟  آیا بایستی قتل های سیاسی که هر روز به بهانه ای در یکی از کشورهای دیکتاتورزده رخ می دهد، بدون دخالت عملی سازمان ملل به فراموشی سپرده شود؟  
اگردر دنیای متمدن امروزی، سازمان ملل از  نظر قدرت و یا قوانین داخلی خود نتواند به این مشکلات که بی تردید دامنه بلاخیز آن روزی جهان را متزلزل خواهد کرد  رسیدگی کند، پس به چه درد بشریت می خورد؟


5 / 5 (1 Votes)
صفحه نخست > فارسی > سیاست

Submit Comment On Article Latest English Articles On Payam-e-Ashena
Your Name:
Your email: (will not be published)
Subject:
Comment Text: 500 characters Maximum


From Victoria's Kitchen
By : Victoria Shadi Shokri - shadishokri@hotmail.com
September 13th, 2008: I enjoy fajitas and am sure you will enjoy them too. This time we are going to have seafood fajitas in tortilla bread with a ...
In Search of the Love You Want - For Singles Looking for a Lifelong Love Partner
By : Farzaneh S. Khazrai, Ph.D, MFT www.drkhazrai.com
September 13th, 2008: In the last issue I talked about single situations when individuals who have been  in a relationship for a while, but have ...
Anxiety and Mindful Meditation
By : Negar Shekarabi, Psy.D
September 12th, 2008: Looking for a natural cure for your anxiety? Mindful meditation might be all you need to attain inner peaceAnxiety is an ...
Is Google Making Us Stupid? Our Dependence on the World's Most Popular Search Engine and How it's Hurting Us
By : Babak Nabili, Senior Technology Editor - technology@nabili.com
September 12th, 2008: I recently heard a radio program about this article, which I found intriguing. The gist of the topic is not about Google, but ...
No way back
By : Pedram Moallemian
July 16th, 2007: Ebrahim Nabavi is confident about the reform movementThis article was first published in Payvand.com.To listen to the audio, ...
Posted Comments On Article

آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست



نظرسنجی
لطفاً نظرتان را در باره این سایت بنویسید
بسیار خوب
خوب
متوسط
بی ارزش

عکس و ویدیو
  

  

Copyright ©2000 - 2008 Payam e Ashena. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited
Designed & Hosted By Scorpio Informatics
Preview Chanel
Powered by: PHPCow.com