|
|
آیا کنفرانس«آناپولیس» موفق می شود؟ |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از ریاست جمهوری نیکسون تا کنون هر رئیس جمهوری، یک تلاش دیر هنگام برای صلح فلسطین و اسرائیل به عمل آورده است.
این بار نیز به دعوت پرزیدنت بوش، پس از ماه ها تلاش خانم رایس وزیر خارجه آمریکا، در خاور میانه، سران فلسطین و اسرائیل و سران همه کشورهای عربی و چندین سازمان مالی به شهر «آناپولیس» در مریلند آمریکا دعوت شدند. آنها «توافق» کردند که کوشش خواهند کرد که به «توافق» برسند! مسئله اختلاف میان اسرائیل و فلسطین از سال 1948 - یعنی زمان تأسیس کشور اسرائیل بوجود آمد. در آن هنگام اسرائیل سرزمین کوچکی بود و از اعراب تقاضای به رسمیت شناختنش را داشت. اعراب در سالهای اوایل قرن بیستم که سر و صدای تأسیس کشوری برای یهودیان در گوشه ای از جهان بلند بود، موضوع را جدی نگرفتند و حکومتهای فاسد و سران دولت ها و قبایل عربی سرگرم مبارزات داخلی و توسعه حوزه قدرت فردی بودند. و لی بناگاه، در نیمه قرن بیستم که با مسئله دولت جدیدالتأسیس اسرائیل مواجه شدند، بجای پذیرش واقعیت و حل مسئله با کمترین زیان، بر عکس، به انکار مسئله و پیچیده تر کردن موضوع پرداختند.
یکطرف (یهودیان) با برنامه و حساب، و طرف دیگر (اعراب) با بی قیدی و لجاجت با آن روبرو شدند. یهودیان با کمک های مالی سازمان های یهودی جهان به خریدار اراضی اعراب در اطراف و حتی داخل مرزهای خود پرداختند و اعراب، روی طمع و نادانی و بی قیدی و لجاجت به فروش اراضی خود و تشدید دشمنی دست زدند. نتیجه آن که تا سال 1972 چهار جنگ بین آنها در گرفت که در هر چهار جنگ اعراب شکست خوردند و اسرائیل سرزمین های بیشتری در اختیار گرفت و میلیون ها فلسطینی آواره جهان شدند و آن ها هم که ماندند با فقر و مصیبت های وقایعی چون «شتیلا» و بمباران های هوائی و زمینی مداوم روبرو بودند. به ابتکار آقای «کارتر» رئیس جمهور وقت امریکا، اولین ملاقات در سال 1979 در کمپ دیوید تشکیل شد و شهامت و واقع گرایی رهبر مصر، «سادات» (که جان خود را هم در این راه از دست داد) و «مناخیم بیگن» نخست وزیر اسرائیل، امید حل مسئله را بوجود آوردند. اماسرانجام، محافل تندرو از دو طرف، آنرا ناکام کردند.
ا کنون در شهر «آناپولیس»، دهها کشور عربی و سازمان های مختلف مشارکت کرده اند، اما به نوشته «رابین رایت» در «لوس آنجلس تایمز»،«فیل 5000 پوندی ایران» در این کنفرانس نیست. شگفت انگیز است که امریکا از یکسو مداخله ایران را در همه رویدادهای خاورمیانه می بیند، ولی این کشور را در کنفرانس صلح خاورمیانه دعوت نمی کند. درست است که با مشارکت عربستان سعودی و بویژه سوریه دراین کنفرانس، ایران کاملا منزوی شده است، ولی عدم توجه تشکیل دهندگان کنفرانس به قدرت و نفوذ ایران در منطقه، اگر به راستی به دنبال صلح هستند، شگفت انگیز است!
اگر در روزگار «کارتر» توافق سازمان الفتح و دولت اسرائیل می توانست مسئله را حل کند، اکنون طرفهای ذینفع بسیار زیاد شده اند. سازمان حمس در فلسطین که به حکومت رسیده و سرزمین غزه را فعلاً در اختیار دارد و با محمود عباس که بخش دیگر فلسطینِ دوپاره را اداره می کند، نه تنها در مذاکرات شرکت ندارد، بلکه با اصل این کنفرانس مخالف است. در روز تشکیل کنفرانس در «آناپولیس» دهها هزار فلسطینی در بخش حمس و بخش محمود عباس علیه این کنفرانس تظاهرات راه انداختند.
در این کنفرانس از حزب الله لبنان هم خبری نیست. قدرتی که ارتش اسرائیل در سال گذشته خیال می کرد دو روزه آن را به زانو در خواهد آورد، ولی توانست یکماه مقاومت کند و سرانجام آتش بس را به اسراییل تحمیل نماید. بنابراین، در کنفرانسی که مربوط به خاور میانه است و درخاور میانه ای که دست ایران در دست حمس و حزب الله است و در عراق و سایر نقاط نقش قابل توجهی بازی می کند، و از مدعیان دیگری چون بن لادنی ها و گروه های تندروی اسلامی منطقه خبری نیست، چگونه می توان امید موفقیت داشت؟
با ذکر کردن یک کلمه «توافق» در توافقنامه مقدماتی، توافق بدست نمی آید. اسرائیل، بخشی از سرزمین های اشغالی را حریم امنیتی خود می داند و لذا به پشت مرزهای جنگ 1967 بر نمی گردد. اگر حتی «اهود المرت» نخست وزیر اسرائیل چنین توافقی را انجام دهد، تندروان کلیمی و یهودیان ساکن این سرزمین ها موافقت نخواهند کرد. سوریه بدون گرفتن بلندی های «گولان» چگونه می تواند صلح کند و اسرائیل چگونه بلندی های «گولان» را به سوریه پس بدهد، در حالی که آبادی های یهودی نشین زیر این بلندی ها در تیررس سوریه و حتی انتحاری های حزب الهی و سایر اعرابی است که به حکومت های خود و توافق های آنها اعتنایی ندارند.
به عبارت دیگر، توافق اسرائیل و اعراب مسئله توافق دو دولت نیست. مسئله بر سر شصت سال تبلیغات دینی و فرهنگی و جنگی این دو قوم است. ده ها قدرت و عامل سودجو و فرصت طلب نیز برای سوءاستفاده از این آب گل آلود مترصدند که مسئله را نسبت به ده سال و سی سال و پنجاه سال گذشته دشوار تر کرده است. بیگمان هرچه حل این دشواری بیشتر به درازا انجامد، کار پیچیده تر خواهد شد. در این پیچیدگی ها درست است که مردم اسرائیل امنیت چندانی برای لذت بردن از مواهب و پیشرفتهای خود را ندارند، ولی روز به روز قوی تر می شوند و بر عکس فلسطینی ها بیشتر آواره و فقیر تر می شوند. ممکن است حامیان این دو جریان، هر کدام بهتر به منافع خود برسند، اما این نکته هم مشخص است که تا امریکا از اسرائیل به طور یک جانبه حمایت میکند، جبهه اسرائیل نسبت به جبهه فلسطینی ها قوی تر خواهد بود.
فعلاً یکی از پدر خوانده های فلسطینی ها، ایران است.البته خود فلسطینی ها نه تنها ایران را دوست خود نمی دانند، بلکه مانند سایر اعراب دشمن هم می دانند. ولی ایران از مسئله فلسطین حداکثر بهره برداری را برای تبلیغات علیه امریکا و اسرائیل و نفوذ در حمس و حزب الله می کند و در قالب حرف، توصیه های اخلاقی و انساندوستانه ای ارائه می دهد . دولت جمهوری اسلامی به مردم ایران زور می گوید و حقوق آنها را زیر پا می گذارد، ولی در تبلیغات خود از حق و آزادی برای مردم فلسطین سخن می گوید و این که امریکا و اسرائیل حقوق مردم فلسطین را نادیده می گیرند. با این تبلیغات و البته رشوه های فراوان، در توسعه و ترویج کشتارهای انتحاری بوسیله اعراب فلسطینی گرسنه و همه چیز از دست داده، در سرزمین اسرائیل، کمک می کند. همین کارهای ضد انسانی علیه مردم عادی اسرائیل، به تندروان توسعه طلب اسرائیلی امکان جلب حمایت های انسانی و مالی می دهد تابه بهانه نداشتن امنیت به مرزهای پیش از جنگ 1967 بر نگردند.
آشکار است که اگر اسرائیل دست از این اراضی برندارد و حاضر به دادن بخش مسلمان نشین اورشلیم به فلسطینی ها نباشد و از تخلیه دهکده های احداثی غیر قانونی وسیله یهودیان خودداری کند، نمی تواند صلح پایداری بوجود بیاید. این در حالی است که یهودیان سراسر دنیا از کشورهای مختلف، با تشویق و تبلیغ و کمک مالی به اسرائیل و مناطق اشغالی آور ده شده و مستقر می گردند، اما با مراجعت فلسطینی هایی که در اثر جنگ ها و ناآرامیهای گوناگون ازخانه و زندگی خود گریخته اند، جلوگیری می شود. در چنین وضعیتی چگونه رهبران عرب، بویژه فلسطینی می توانند با شرایط صلح «توافق» کنند؟ آیا به فرض توافق محمود عباس، مردم فلسطین و آوارگان فلسطینی هم با این شرایط موافقت می کنند؟
با چنین مقدمه ای تصور نمی رود که این تلاش اخیر نیز با موفقیت روبه رو گردد. اما هم مردم عادی فلسطین و هم اسرائیل از حالت نه جنگ و نه صلح خسته اند. هر دو طرف صلح می خواهند، اما هر دو طرف تمام شرایط مورد نظر خود را می خواهند و هیچ جایی برای مانور دادن و گرفتن و مصالحه بینابینی باقی نگذاشته اند.
روزنامه های امریکایی اظهار نظر می کنند که اگر جورج بوش واقعاً تصمیم به میانجیگری و صلح میان اسرائیل و فلسطین داشت، این مسئله را به سال آخر ریاست جمهوری خود وا نمی گذاشت. از سوی دیگر همین روزنامه ها معتقدند که هر سه رهبر امریکا، اسرائیل و فلسطین ضعیف اند و از پشتیبانی ملت های خود نیز برخوردار نمی باشند. آنچه مسلم است این است که یکی از بهانه های بزرگ قدرت گیری تندروان متعصب مذهبی، بویژه در میان مسلمانان خاورمیانه، مسئله فلسطین و اسرائیل و حمایت یک جانبه آمریکا از اسرائیل است. نفوذ ایران اسلامی در منطقه نیز تا حدی به همین مسئله مربوط است.
آیا مردانی با شهامت «سادات» در رهبری فلسطینی ها وجود دارد که با درک شرایط موجود دست از رویاهای تاریخی و آرزوهای غیرعملی بردارد و مذاکره را با قبول واقعیت ها بپذیرد و آیا در امریکا و اسرائیل کسانی هستند که منافع خودشان را با نابودی ملت دیگری گره نزنند و یک بار برای همیشه این بحران شصت ساله را پایان دهند؟ آیا می توان تبلیغات دشمنی را تبدیل به تبلیغات دوستی کرد و دو ملت فلسطین و اسرائیل را متقاعد ساخت که با دست کشیدن از تعصبات دینی، در سایه صلح و همکاری، هر دو ملت می توانند آسوده تر، مرفه تر و سعادتمندانه تر زندگی کنند؟ و «آیا» های بسیار دیگری که پاسخ آنهادر دفتر زمان های آینده است!
|
|
|
|
|
|
صفحه نخست >
فارسی >
سیاست |
|
|
-
قدرت، فساد می آورد ااز زمانی که «لرد اکتون »Lord Acton
از : غفور میرزایی : September 13th, 2008
-
زمان تغییر فرارسیده است
از : شهلا صمصامی : September 13th, 2008
-
دو گزینه آخوند ها
از : داریوش همایون : August 7th, 2008
-
دفاع دیوان عالی کشور از قانون اساسی
از : دکتر مایکل کاظمی : August 7th, 2008
-
صلح جهان در گرو سیاست خارجی آمریکاست
از : شهلا صمصامی : August 7th, 2008
-
قم: به گوش رسیدن نوای مخالف از مکان غیرمحتمل
از : انوج چوپرا : August 7th, 2008
-
هزینه های اضافی جنگ بر سر نفت
از : جرج کاستاندا, نیوزویک - ترجمه : لیلیان منصوری : August 7th, 2008
-
وزارت رفاقت و امور خارجه!
از : مجتبی لچینانی : August 7th, 2008
-
“نگذاریم رژیم اسلامی در ایران، به آرزوی کثیف خود برسد”
از : پرتو نوری علا : August 7th, 2008
-
جمهوری اسلامی به سه راهه ی: انقلاب کور،دیکتاتوری نظامی یا قبول اصلاح ساختاری، رسیده است! مردم ایران کدام راه را انتخاب می کنند؟
از : غفور میرزایی - mirb@yahoo.com : July 7th, 2008
|
|
-
انتخابات آمریکا و نوآوری های تاریخی
از : پیمان فرزانه : July 7th, 2008
-
بازی با آتش، آبادی و آزادی نمی آورد.
از : غفور میرزایی : June 9th, 2008
-
مشکلات «اوباما» در رسیدن به کاخ سفید
از : شهلا صمصامی - Licensed Psychotherapist - shahla_hodjat@yahoo.com : June 9th, 2008
-
محاکمه «خالد شیخ محمد»، اجرای عدالت یا اقتضای سیاست؟
از : دکتر مایکل کاظمی : June 6th, 2008
-
زبان شکوه ندارد دلی که من دارم
از : غفور میرزایی : May 21st, 2008
-
رقابت نفس گیر دموکرات هاوآسودگی خیال کاندیدای جمهوریخواهان
از : پیمان فرزانه : May 21st, 2008
-
کارنامه ی ۵ ساله جنگ عراق
از : شهلا صمصامی : May 21st, 2008
-
پروژه های امپراتورمآبانه سناتورجان مک کین
از : نوشته«سرج حلیمی» - برگردان:آسیا تهرانی : April 10th, 2008
-
نژاد، نژاد پرستی و سیاست
از : شهلا صمصامی : April 10th, 2008
-
فرصت و چالش روشنگری ایرانی
از : داریوش همایون : April 10th, 2008
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آگهی در «پیام آشنا» به سود شماست
|
|
|
|
|
|
نظرسنجی
|
|
|
|
عکس و ویدیو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|